در سایه سار وحی(۶)

قرآن کریم می فرماید: لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ الله(بقره/۸۳) جز خدا کسی را عبادت نکنید.
عبادت یعنی اطاعت؛ لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ الله یعنی: لا تُطِیعُونَ اِلاَّ الله و «اطاعت»یعنی«حرف شنوی».
در روایت آمده است: مَنْ اسْتَمَعَ اِلی مُتَکَلِمٍ فَقَدْ عَبَدَه فِاِن کانَ یَتَکَلَمُ مِنْ الله فَقَدْ عَبَدَ الله وَ اِنْ کانَ یَتَکَلَمُ مِنَ الشَیطانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَیْطان .
اگر کسی از کسی حرف شنوی و اطاعت کند همانا او را عبادت کرده است .
حال اگر آن شخص از جانب خدا حرف می زد او نیز بندگی خدا کرده است، و اگر از جانب شیطان مطلبی را می گفت او هم بندگی شیطان کرده است .
اینکه علی(ع)می فرماید: مَنْ عَلَّمَنِی حَرْفاً سَیَّرَنِی عَبْدَاً برای همین است .
می گوید من اگر از کسی چیزی فرا گرفته باشم و آن را پذیرفته باشم او را بندگی نموده ام . حال، اگر از خدا به من آموخته باشد دیگر بنده او نیستم بلکه بنده خدا هستم . از این جهت در جایی دیگر می فرماید: اَنَا عَبْدٌ مَنْ عَبِیدِ مُحَمَّد(ص) . چرا ؟ چون از حضرت استماع کرده است . پس می شود عبدِ حضرت، و چون حضرت از جانب خدا فرموده است، بنابراین علی(ع) از این راه می شود عبد الله .
در منطق قرآن به معنای بی سواد نمی باشد، بلکه جاهل یعنی کسی که نفس او بر او غالب باشد.
تعلیم ادب
قرآن کریم می فرماید: وَ اِذْ قالَ مُوسی اِنَّ اللهَ یَأمُرُکُمْ اَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَة .( بقره/۷۶)
هر اشکالی و هر مشکلی که بر سر راه انسان سبز می شود از آن است که آدمی زیاده بر فهم خود تکیه می کند .
شیطان سالها به انسان تلقین می کندکه تو خوب می فهمی و خوش فهم هستی !
وقتی که برای انسان خوب جا انداخت که خوب می فهمد و مو را از ماست بیرون می کشد، آنگاه حرکات مردم را برایش معنا می کند .
می گوید: آنکه دیر به دید یا بازدید تو آمد تو را سبک کرد .و آن دیگری که درست پیش تو نایستاد تو را تحقیر نمود .
آنگاه به جایی میرسد که انسان باور می کند که خوب می فهمد و می گوید من وقتی که به کسی نگاه می کنم او را شناخته ام .
یا می گوید: همینکه تو فِ بگویی من تا فرحزاد آن را خوانده ام .
شیطان اول به انسان می گوید تو خوب می فهمی، و آنگاه او را وا می دارد روی تفسیر اعمال و رفتار مردم تا دائماً حدس بزند و حکم کند .و کارش به جایی می رسد که به پیامبر خدا هم حرف می زند .یعنی پیامبر وقتی با او حرف می زند با او مباحثه می کند . چون معتقد است که نکته می فهمد .
مثلاً وقتی که موسی می گوید یک گاو را بکشید ! می گوید: گاو چه اثری دارد ؟!
بعد هم ادامه می دهد که خوب، حالا خدا گفت گاوی را بکشید، اما چه گاوی ؟
قآلُوا اَتَتَخِذُنا هُزُواً
آیا ما را مسخره کرده ای ؟
قال اَعُوذُ بِالله اَنْ اَکُونَ مِنَ الْجاهِلِین .
شما بی ادبی آنها را ببینید !
و از طرف دیگر ادب موسی را هم ببینید، حلم موسی را هم ببینید !
دارد به ما درس می دهد که اگر هم یک کسی نفهمید و به یک بزرگتری چیزی گفت او عصبانی نشود .
موسی به آنها نگفت که: مگر من اهل مسخره هستم، این چه حرفی است که می زنید، حرفتان را بفهمید و بعد بزنید !
قال اَعُوذُ بِاللهِ اَنْ اَکُونَ مِنَ الْجاهِلِین .
و به حول و قوه خود تکیه نمی کند ؟ نمی گوید که من جاهل نیستم .
می گوید: من به خدا پناه می برم که کاری را از روی جهالت انجام بدهم .
یعنی اگر از من هم این حرکات جاهلانه سر نمی زند از خودم نیست .
و دیگر آنکه«مسخره»نمودن کار جاهلان است .
جاهل، در منطق قرآن به معنای بی سواد نمی باشد، بلکه جاهل یعنی کسی که نفس او بر او غالب باشد.
و« استهزاء»کار کسی است که نفس او بر او غالب شده باشد.
تالیف: آیت الله استاد حائری شیرازی
تنظیم برای تبیان: شکوری
بندگی محمد(در سایه سار وحی۶)
مطالب مرتبط
پسورد فایل:

