“ وقتی که رفت و منو از یاد بُرد تو کُنجِ عُزلت خودم نشستم زخم زبونا رو به جون خریدم چه عشق ناروایی چه زخم ناتمومی با تواَم ای که آبرومو بردی مثل یه کابوس اومدی و رفتی رفتی و من موندم و خاکسترم
هرچی که داشتم همه رو باد بُرد
هرچی که آیینه بود زدم شکستم
از همه حتی از خودم بریدم
چه درد بی دوایی
چه سرنوشت شومی
کشتی منو اما خودت نمُردی
آتیش به زندگیم زدی و رفتی
بلای تو کاش نمیاومد سرم
funpatogh . com
مطالب مرتبط
پسورد فایل:

