- زبان نماز، زبان قرآن کریم
نماز از طریق وحی است. بی تشریفات است. هر وقت میخواهید… یک کسی گفت: آقا نمیشود نماز را فارسی بخوانیم؟ گفتم: نماز چقدر طول میکشد؟ کل نماز ده دقیقه یک ربع میکشد. این یک ربع را هرچه خدا گفت گوش بده. باقیاش را اگر خیلی ادم خوبی هستی باقیاش را فارسی با خدا حرف بزن. مگر مریض هستیم که حالا… میگویند: آقا شما یک لباس را اجباری بپوش، پیراهن و شلوار که بدنت پوشیده باشد، شال گردن، دستکش، باقی لباسها را میخواهی بپوش، میخواهی نپوش. شما ده دقیقه هرچه خدا گفته انجام بده. باقیاش را با خودت. شما سی روز همان ساعتی که خدا گفته ماه رمضان روزه بگیر. سال ۳۶۵ روز است. ۴ روز که روزه حرام است. عید فطر روزه حرام است. عید قربان روزه حرام است. دیگر؟ عاشورا… نه حرام نیست مکروه است. خوب غیر از سالی سه چهار روز حالا ۵ روز را کم کنیم. ۳۶۰ روز، ۳۰ روزش را هرچه خدا گفته، همان زمان روزه بگیر. ۳۳۰ روزش را اختیار با خودت است. یک سوره حمد و قل هو الله را هرچه خدا گفته انجام بده. باقیاش را اگر خیلی میخواهی با خدا عبادت کنی، نمیشود قرآن را فارسی بخوانیم؟ نه! یک صفحه را عربی بخوان،بعد تا فردا صبح با خدا فارسی حرف بزن.
نماز گفتگوی با خدا است. بیتشریفات، هرکس هر لحظه میخواهد با خدا حرف بزند. با وضو، بیوضو، فقط نماز وضو دارد. شما بیوضو همیشه میتوانی یاد خدا باشی. ذکر خدا! در هر زمان، در هز زمانی میشود یاد خدا بود. در هر مکان، نماز هم قیام دارد، هم قعود، هم خوابیده. قیامش هم قیام دارد. نشستن دارد. رکوع دارد. به خاک افتادن هم دارد.
چون اگر بنایش فارسی باشد، اگر ریل را برداری دیگر معلوم نیست قطار کجا میرود. عربی ریل است که باید این کلمه را بگویی. بعد هم کلمات قرآن خیلیهایش قابل ترجمه نیست. من پریروز یک جایی سخنرانی داشتیم. مخاطبین از ۲۵ کشور بودند. حرفهای من را دوبله میکردند. یک حرفی زدم گفتم: این هم شد قوز بالای قوز! همهی مترجمها ماندند. قوز بالای قوز چیست؟ (خندهی حاج آقا) آمدند گفتند: قوز بالای قوز چیست؟ گفتم: نفهمیدم که این کلمه برای شما قابل ترجمه نیست. گاهی وقتها یک کلمات قرآن مثلاً الله، الله یعنی خدا. ما گاهی ترجمههایمان از درد لاعلاجی است. مثلاً می گوییم: عمر طلا است. میدانی چرا؟ برای اینکه ما مهمترین چیز نزدمان طلاست، اما واقعاً عمر طلا است؟ این درست است؟ این توهین به عمر است. هزار کیلو طلا به یک دقیقه عمر نمیارزد. منتهی ما از بس نمیدانیم چه خاکی بر سرمان کنیم، دیگر از طلا بهتر است؟ میگوییم: عمر طلا است.
واقعاً کلمات قرآن قابل ترجمه نیست. مثل آن آقایی که میگفت: آقا نمیشود پیغمبر را در دنیا جزا بدهیم؟ خوب بسم الله در دنیا چه چیزی داری به پیغمبر بدهی؟ صبحانه، زبان بره، عصر هم سیراب شیردان، جوجه کباب، قالی ابریشمی، هواپیمای شخصی، نمیدانم یک برج به او میدهیم. خوب اینها گیر یک یهودی نمیآید؟ گیر یک قمارباز نمیآید؟ شما در دنیا چیزی ندارید به پیغمبر بدهید. پیغمبری که میلیاردها آدم را هدایت کرد، صبحانه به او عسل میدهی؟ جوجه کباب میدهی؟ چه میدهی؟ دنیا کوتاه است. برای بدن چیزی نیست. مثلاً صدام نمیشود در دنیا کیفرش داد. آنوقت کیفر صدام چیست؟ یک گلوله در مغزش بزنیم! جزای صدام یک گلوله است؟! این همه جوانهای ما را پرپر کرد. نه برای صدام جنایتکار چیزی است، نه برای پیغمبر رحمة للعالمین.
اصلاً دنیا کوتاه است، الفاظ دنیا هم کوتاه است. ادبیات دنیا هم کوتاه است. چون کوتاه است ما حق نداریم نماز فارسی بخوانیم. قرآن فارسی بخوانیم. باید عربی بخوانیم، چون لا اقل عربی امام میگوییم. حالا وقتی امام میگوییم،یعنی پیشوا. پیش نماز هم پیشوا است. یک قدم جلو میروی پیشوا میشوی. یک قدم عقب میروی پسوا میشوی. یعنی امام حسین همین است. نمیشود امام را به معنای پیشوا معنی کرد.
نماز گفتگوی با خدا است. بیتشریفات، هرکس هر لحظه میخواهد با خدا حرف بزند. با وضو، بیوضو، فقط نماز وضو دارد. شما بیوضو همیشه میتوانی یاد خدا باشی. ذکر خدا! در هر زمان، در هز زمانی میشود یاد خدا بود. در هر مکان، نماز هم قیام دارد، هم قعود، هم خوابیده. قیامش هم قیام دارد. نشستن دارد. رکوع دارد. به خاک افتادن هم دارد.
جنسیت در نماز نیست. زن و مرد! دختر و پسر! در دسترس همهجا هست. برای همه، همیشه، همهجا با هر شرایط. نماز مسجد افضل است. اما در خانه هم میشود عبادت کرد. پشت فرمان هم میشود عبادت کرد. امیرالمؤمنین کفشهایش را وصله میکرد میگفت: سبحان الله! سبحان الله!گفت: چه میکنی؟ گفت: با دستم وصله میکردم، ترسیدم زبانم بیکار باشد. گفتم: حیف است. حیف است زبانم بیکار باشد. یک راننده تاکسی میتواند همینطور که پشت فرمان نشسته بگوید: الله اکبر!
هم فردی، هم جماعت. هم صبح، هم ظهر، هم عصر، هم مغرب، هم سحر.
تمرکز و حضور قلب در نماز و نیایش
تمرکز، حضور قلب. این اصل تمرکز اصل خوبی است. الآن در دنیا روی تمرکز خیلی کار میکنند. یک عرفانهای کاذبی هست، مثلاً یاد طرف میدهد که چنین کن. بیست دقیقه، بعد چنین کن، هفت دقیقه. این بازیها را میخواهد چه کند؟ به ما گفتند: سر نماز حواست را جمع کن. این تمرکز خیلی مهم است. امروز دنیای علم از تمرکز حواس خیلی چیزهایی کشف کرده است و به خیلی جاها رسیده است. نه فقط در نماز تمرکز است. در عبادت هم تمرکز است. اگر شما ادرار داری، وضو هم داری، میگویی: اگر بروم ادرار کنم وضو بگیرم، نماز جماعت تمام میشود. پس حالا تا وضو دارم نماز را بخوانم بعد دستشویی میروم. اسلام میگوید: نه! برو وضو بگیر، نماز را فرادی بخوان. جماعتی که در حال نگهداشتن ادرار باشد، این جماعت ارزش ندارد. نگهداشتن ادرار ضرر دارد. بعضیها برای اینکه با وضو باشند سه ساعت ادرارشان را نگه میدارند. این خل است. نگه داشتن ادرار خیلی ضرر دارد. این برای اینکه با وضو باشد ادرار نگه میدارد. خیلی… خیلی خراب است.
به حکیمی گفتند: پسرت بیادب است. گفت: چطور؟ گفت: داشتیم مسافرت میکردیم، هرجا ادرارش میگرفت، این پسر شما، آقازاده، میپرید پای اسب ادرار میکرد. گفت: پسر من نیست. گفت: اِ…! پسر شماست. گفت: اگر پسر من بود روی اسب ادرار میکرد. (خنده حضار) برای اینکه همین مقداری که نگه دارد پایین بیاید یک دقیقه ادرارش را نگه داشته است، ضرر دارد. نگه داشتن ادرار ضرر دارد. نگه داشتن ادرار ضرر دارد. معلم سر کلاس اگر بچه دستش را بالا کرد، گفت: میخواهم دستشویی بروم بگذار برود. ما خیلی از کارهایمان والله نمیدانم چیست. بارها من این را گفتم. و اجازه بدهید یکبار دیگر هم بگویم بلکه انشاالله فرهنگ شود. چادر مشکی در خیابان ارزش است. در یک مدرسه ای که همه دختر هستند، هیچ مردی نیست این خانم به چه دلیل لباس سیاه و نمیدانم قهوهای و سرمهای پوشیده است؟ خوب دختر من سر کلاس آمده است. باید هفت ساعت نگاه به سرمهای کند. رنگ شاد بپوشد. در قرآن راجع به رنگ یک آیه داریم میگوید که: «لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرینَ» (بقره/۶۹) رنگ باید شاد باشد. نه یعنی گل و ورگل داشته باشد که باز شاگرد به جای اینکه درس را گوش بدهد دائم به گلها… نه لباس ساده! لباس ساده ولی رنگش شاد باشد. بله وقتی میخواهید بیرون بیایید، برای اینکه جاذبه کم شود، رنگ سیر بپوش، که چشم دنبالت نباشد. چون مردم و اینها آخر نه ما خواهر و برادر هستیم. این حرفها چیست؟ مردم از زن پیغمبر هم دست برنمیدارند. قرآن میگوید: «یا نِساءَ النَّبِی» ای خانمهای پیغمبر! چنین و چنان کنید، چرا؟ برای اینکه «ِفَیَطْمَع» اگر چنین نکنید، «فَیَطْمَعَ الَّذی» آن کسی که طمع میکند کسی که «فی قَلْبِه» دیگر معنای این را میفهمید، «مَرَض» (احزاب/۳۲) مرض را هم میدانید یعنی چه. یعنی آن کسی که در قلبش مرض است دربارهی شما طمع میکند. مانتو و چادر و هر لباس دیگری باید یک لباسی باشد که آن کسی که در قلبش مرض است، حواسش به شما منتقل نشود. در قضاوت هم همینطور است. قاضی اگر کفشش تنگ است قضاوت نکند. چون فشاری که به پایش میآید، تمرکز فکرش را از بین… حتی قاضی اگر ادرار دارد قضاوت نکند. چون ادرار قاضی در مغز قاضی اثر دارد. ببینید اسلام…. گوش بدهید. من زیبایی اسلام را میگویم. اسلام برای تمرکز فکر… دختر و پسر از هم جدا درس بخوانند. تمرکز دارند. کنار هم بنشینند. بخشی از فکرشان به جای درس حواسشان پرت میشود. تمرکز در تحصیل، حضرت آمد نماز بخواند فرمود: فاطمه جان این پرده را بردار. گل حواس مرا پرت میکند. تمرکز در عبادت،تمرکز در قضاوت، خیلی مهم است. در نماز حضور قلب داشته باشیم. نماز عبادتی است برخاسته از قلب، مغز، دست، ظاهر، باطن فقط محتوا نیست.
دنیا کوتاه است، الفاظ دنیا هم کوتاه است. ادبیات دنیا هم کوتاه است. چون کوتاه است ما حق نداریم نماز فارسی بخوانیم. قرآن فارسی بخوانیم.
زیبایی الفاظ و مفاهیم قرآنی
عبارتهای نماز، نماز ریتم دارد. بسم الله الرحمن الرحیم. ریتم را ببینید. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِین، الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» ریتم را… «مَلِکِ یَوْمِ الدِّین»، «نَسْتَعِین»، «ْمُسْتَقِیم»، «ضَّالِّین»، «احد، صمد، یلد، یولد» نماز ریتم دارد. محتوایش فوق تصور، قالبش زیبا. همهی سورههای قرآن همینطور است. ما مزهی قرآن را نچشیدیم.
یکبار بنا شد که راجع به بزرگی جهنم مقاله بنویسم. گفتند: هرکسی فکر کند راجع به بزرگی جهنم چه میتواند بنویسد. بروید یک مدتی هم فرصت مطالعاتی… آمدند مقالههایشان را روی هم گذاشتند و گفتم: حالا قرآن چه میگوید؟ قرآن میگوید که: «یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّم» (ق/۳۰) به جهنم میگوییم: «هَل»، «هَل» یعنی آیا، «هَلِ امْتَلَأْت» یعنی مملوء شدی. پر شدی؟ «وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزیدٍ» (ق/۳۰) باز هم داری بفرست بیاید. «هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزیدٍ» پر شدی؟ باز هم داری بگو بیاید. یعنی یک کلمه! باز هم جا هست. گاهی وقتها مثلاً راجع به آیین همسر داری، راجع به آیین همسر داری یک دو تا کلمه ساده گفته است. چطوری زن و شوهرها همسرداری کنند؟ در قرآن برای همسرداری چهار تا کلمه گفته است. گفته: اگر میخواهید همسرداری کنید، این آیین همسرداری است. ۱- «َلا یَحْزَن» (احزاب/۵۱) حزن، خانم محزون، غم و غصه نخورد. «وَ یَرْضَیْن» (احزاب/۵۱) خانم راضی باشد. «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف» (نسا/۱۹) با خانم عرفی معاشرت کنید. یعنی عادی زندگی کنید. زندگیتان استثنایی نباشد. مثل بقیه! «تَقَرَّ أَعْیُنُهُن» (احزاب/۵۱) یک کاری بکنند که خانمها چشمشان به جمال شوهر روشن شود. آیین همسرداری: خانم محزون نشود. غم نخورد. خانم راضی باشد. زندگی با خانم عادی باشد. زندگی استثنایی نباشد. «تَقَرَّ أَعْیُنُهُن» یعنی چشم خانم به جمال شما روشن شود. حالا شما یک کتاب راجع به آیین همسرداری بنویس. در سه کلمه گفته است. در سه کلمه گفته است.
برخورد زن و شوهر باید چگونه باشد؟ «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن» (بقره/۱۸۷) زن و شوهر برای همدیگر لباس هستند. آنوقت این لباس میدانید چقدر خاصیت دارد؟ یعنی اگر هوا داغ شد، لباس نازک میشود. هوا سرد شد، لباس ضخیم میشود. مرد عصبانی است، زن کوتاه بیاید. زن عصبانی است، مرد کوتاه بیاید. هوا سرد است. لباس ضخیم! هوا گرم است. لباس نازک! لباس و انسان باید به هم بخورد. شما یک آیت الله کراوات ببندد که… (خنده حضار) این که به هم نمیخورد. یعنی آدم باید انتخاب همسرش بخورد. یک خانوادهی نماز خوان چرا با یک خانوادهای که اهل نماز نیست وصلت کردید؟ خوب تو که این همسر تارک الصلاة را گرفتی، آنوقت بچههایت هم تارک الصلاة میشود. یک نسل تارک الصلاة برای چه میگذاری؟ برای اینکه دختر خوشگل است؟پسر خوشگل است؟ این خوشگلی که از خدا قیچی شده، چرا یک نسل تارک الصلاة به خاطر شکل میگیرید؟ شکل یک مدتی شکل است. تارکالصلاة در طول تاریخ تارکالصلاة میشود. پدر اگر نماز نخواند بچه… هزار و چهار صد سال پدر در پدر شما نماز خواندند، به شما که رسید نماز را از دست دادی؟ پیداست بیعرضه هستی. یعنی در طول تاریخ پدر در پدر نماز خواندند،حالا که نوبت شما شد به خاطر اینکه حالا عاشق دختر شدی، یا عاشق پسر شدی، حالا نماز هم نخواند طوری نیست در عوض شوهر خوبی است. همسر خوبی است. برای چه خوب است؟ حالا یا طلا دارد یا نمیدانم خانه دارد یا ماشین دارد. به خاطر جمادات.
کلماتی کوتاه، موزون، قابل دفاع، آنوقت این نماز با همه چیز، با مسایل سیاسی رابطه دارد. اگر کسی عمری نماز بخواند.
خطر ظاهربینی در برخوردهای اجتماعی
بعضی هستند میگویند: فلانی آدم خوبی است. میگوییم: چطور؟ میگوید: والله من میشناسم پدر بزرگش نماز شب میخواند. بابا ما دینمان نماز شب که نیست. نماز شب یکی از مستحبات است می خواهی بخوان. دین ما اینجاست که یکوقت امام حسین که نامه نوشت بیایید، بروند. افرادی را امام حسین نامه نوشت بیایید، امام حسین را تنها گذاشتند، ولی نماز شب هم میخواندند. نماز شب ارزشی ندارد. اصلاً خیلیها هستند در مقابل امیرالمؤمنین اسمشان چه بود؟ خوارج… خوارج پیشانیشان پینه بسته بود از بس سجده کرده بودند. از خوف خدا یک لیتر یک لیتر اشک میریختند. اما در مقابل علیبن ابی طالب شاخ و شانه کشیدند. مثل اینکه فلانی سرطان دارد. ببین این انگشتر عقیق دستش است. آیت الکرسی هم رویش نوشته است. این خیلی ظاهر بینی است. این خیلی سطح بینی است. که یک کسی را بگویی… یا مثلاً بگویی: ایشان حزب اللهی است به خاطر اینکه ریش دارد. اصلاً ممکن است ریش داشته باشد ولی ریشه نداشته باشد. مگر میشود با ریش گفت: فلانی دین دارد؟ مگر با نماز شب می شود گفت: فلانی دین دارد؟ دم بزنگاهها ببینیم بالاخره اینها اگر امام حسین نامه نوشت کربلا میآیند یا نمیآیند؟ امام حسین آب خواست آب به او میدهند، یا نمیدهند؟ دین را باید دم بزنگاه تشخیص داد. رانندگی در جادهی صاف که… در سرازیری هر بشکهای که بیام و است. هر بشکهای پژو و تویوتا است. در سرازیری شما یک بشکه هم رها کنی تند تند میرود. ماشین سالم آن است که در گردنهها سالم برود. و الا در سرازیری هر بشکهای بیام و است.
در قرآن برای همسرداری چهار تا کلمه گفته است. گفته: اگر میخواهید همسرداری کنید، این آیین همسرداری است. ۱- «َلا یَحْزَن» (احزاب/۵۱) حزن، خانم محزون، غم و غصه نخورد. «وَ یَرْضَیْن» (احزاب/۵۱) خانم راضی باشد. «عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف» (نسا/۱۹) با خانم عرفی معاشرت کنید. یعنی عادی زندگی کنید. زندگیتان استثنایی نباشد. مثل بقیه! «تَقَرَّ أَعْیُنُهُن» (احزاب/۵۱) یک کاری بکنند که خانمها چشمشان به جمال شوهر روشن شود.
خدایا تو را به حق محمد و آل محم توفیق بده رابطهی ما از طریق نماز و سایر عبادات، از طریق فهم حق و پیروی از حق، شناخت مردان حق و پیروی از مردان حق اولیای خودت و و پیروی از اولیای خودت روز به روز توفیق ما را در معرفت و عبادت بیشتر بفرما. آدمهایی هستند توجه کنید. آدمهایی هستند مرتب عمره میروند. کربلا میروند. مشهد میروند. نزدیکترین فامیلش گرسنگی میخورد. روز قیامت نمیتوانی بگویی آقا من ۵۳ بار مشهد رفتم. میگوید: غلط کردی. آقا من یک قبر خریدم دویست میلیون نزدیک حرم فلان! بسمه تعالی غلط کردی. در فامیل شما ۴۵ جوان بود که اگر نفری ۵ میلیون میدادی اینها داماد میشدند. دخترها جهازیهدار میشدند. در فامیل خودت این همه هست، تو رفتی برای استخوانهای پوسیدهات قبر خریدی؟ وقتی مردی اگر آدم خوبی باشی تو را نزد اولیای خدا میبرند. ما مقبره میخریم در فامیلمان جوانها گرسنه هستند. خلاصه دین را به قبر و عمره و حج و ریش و انگشتر نشناسید. ببینید کجا امام حسین تشنه است. کجا امام حسین تنها است.
تنظیم برای تبیان: شکوری
گفتگوی بی تشریفات با خدا
مطالب مرتبط
پسورد فایل:

