مد و آرایش

حرفهایم را در شعر هایم می زنم

حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم

آخرین گفتگوی رسمی زنده‌یاد، مرحوم قیصر امین‌پور

 
قیصر امین پورمراسم یازدهمین کنگره شعر جوان است؛ خانه هنرمندان. در سالن نشسته‌ایم و مراسم شروع شده است. محمدرضا عبد الملکیان، دبیر کنگره در حال سخنرانی است. مردی با موهای جو گندمی وارد می‌شود، مردی که دیگر این روزها تعداد مو‌های سفیدش را نمی‌داند. آرام بدون آنکه کسی متوجه حضورش شود، در ردیف اول می‌نشیند. قیصر امین‌پور است؛ مثل همیشه ساده و خسته و بی‌پیرایه! البته خستگی را از چشم‌هایش می‌شود فهمید…
او را که می‌بینم یاد سلمان هراتی می‌افتم، یاد سید حسن حسینی، یاد آن عکسی که هر سه نفرشان در قایق نشسته‌اند و با خنده به دوربین نگاه می‌کنند. یاد اینکه سلمان چه ناگهانی رفت و سید هم که تنهایش گذاشت و او هم که داشت مثل سلمان ناگهانی می‌رفت؛ اما خدا حفظش کرد. برای خانواده‌اش، برای شعر این آب و خاک یا برای دل‌های کوچک بچه‌های نسل من که قیصر شاعر نوجوانی و جوانی‌مان است؛ یا اصلا برای هر سه‌مان! نمی‌دانم. یاد سید حسن که از ازل ایل و تبارش همه عاشق بودند. و اینکه از آدم‌های دوست داشتنی آن عکس تنها قیصر مانده.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • «محمود درویش» شاعر مقاومت فلسطین

    «محمود درویش» شاعر مقاومت فلسطین

    محمود درویش

    به بهانه درگذشت شاعر مقاومت فلسطین؛

     «محمود درویش» یکی از سرشناس‌ترین شاعران عرب بود که شعرهایش محصول آوارگی‌ در فلسطین اشغالی است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بزرگداشت حافظ

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ربایدت روزی به ناچار، مرگ

    ربایدت روزی به ناچار، مرگ

    یادی از حبیب یغمایی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • جلال ال احمد و مبارزه با غرب زدگی

    جلال آل‌احمد و مبارزه با غرب‌زدگی

    قلمبیش از چهار دهه از طرح «غربزدگی» جلال آل احمد می‌گذرد این عنوان از ابتدا مخالفان و موافقان بسیاری داشت. مخالفان و موافقانی که اغلب موضوع طرح شده را به‌درستی درک نکردند و موضع‌گیری‌شان بیش از آنکه ماحصل اندیشه باشد به دسته‌بندی‌های و مرزبندی‌های سیاسی و جناحی باز‌می‌گشت.
    گروهی را گمان بر این بود که طرح «غربزدگی» آن هم توسط قلم پرتوان آلِ احمد سلاحی مرگبار در اختیار تجدد ‌ستیزانی قرار می‌داد که سودای بازگشت به گذشته را در سر داشتند و شاید طرح «شرق‌زدگی»، یا «غرب‌زدگی» توسط داریوش آشوری هم برخاسته از همین باور بود. باوری که چندان هم بی‌وجه نبود. چرا که دیدیدم گروهی گذشته‌پرست متحجر که هیچ نسبتی با آل‌احمد نداشتند از «غرب‌زدگی» او چه چماق‌ها ساختند برای سرکوب مخالفان فکری خود.
    شک ندارم که اگر آل‌احمد زنده می‌ماند راه را بر این‌گونه سوءاستفاده‌ها می‌بست و نمی‌گذاشت عده‌ای به بهانه مخالفت و مبارزه با غرب‌زدگی برای سرکوب و منکوب مخالفان از قلم او چماقی بسازند؛ اما به تعبیر خود او «دیوار که فرو ریخت مرده‌خورها خبر خواهند شد» برای مرده‌خورها حقیقت سخن آل‌احمد مهم نبود. مرده‌خورهای شبه روشنفکر که می‌دیدند طرح «غرب‌زدگی» تنها سلبی نیست و نوعی دعوت به باورهای ستیهنده شیعی است از همان ابتدا شمشیر را از رو بستند. آنها تحت تأثیر جریان اندیشة چپ که در آن سالها همة روشنفکران غربی از آن متأثر بودند با بسیاری از مظاهر دنیای متجدد ـ به‌ویژه سرمایه‌سالاری ـ مخالفت می‌ورزیدند و به همین‌دلیل با بسیاری از سخنان آلِ احمد در نفی تقلید از اخلاق و منش غربیان موافق بودند؛ اما از آنجایی که خود نیز مقلد صورت دیگری از غربزدگی بودند نمی‌خواستند این مخالفت منجر به رجوع ایرانیان به سنّت و باورهای مذهبی باشد. دفاع آل‌احمد از کلیّت تشیع، به‌ویژه ستایش او از شیخ فضل‌الله نوری( که هنوز هم بخشی از جامعة روشنفکری ما او را مسبب اصلی شکست مشروطه می‌داند) سبب شد تا جامعة روشنفکری ما هیچ‌گاه به‌طرح مسئلة «غربزدگی» روی خوش نشان ندهد. البته برخی از آنان تا آنجا که آلِ احمد از منظر سیاست و اقتصاد مسئلة شرق و غرب را مطرح می‌کرد با او مخالفت چندانی نداشتند؛ اما مشکل از آنجایی شروع شد که آل احمد می‌خواست ریشه‌های غربزدگی را نشان دهد. مشکل از آنجایی شروع شد که آل‌احمد می‌خواست راهی برای گریز از غربزدگی نشان دهد. آنجا بود که روشنفکر ایرانی دید که با یک مبارز تمام‌عیار طرف است. مبارزی که با طرح «غربزدگی» نه می‌خواهد پرسشی فلسفی طرح کند و نه می‌خواهد معضلی اجتماعی را بهبود بخشد. رُک و راست ‌آمده است به قصد برانگیختن و برانداختن. با کسی هم شوخی ندارد:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۷ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شهریار در خواب آیت اله مرعشی نجفی

    شهریار در خواب آیت اله مرعشی نجفی

    روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت

    آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .

    حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند . فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

    برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

    به جز از علی که آرد پسری ابولعجائب

    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان

    چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

    به دوچشم خونفشانم هله ای نسیم رحمت

    که زکوی او غباری به من آر توتیا را

    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تویی فضای گردان به دعای مستمندان

    که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چو نای هر دم زنوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را :

    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

    به پیام آشنایی بنوازد آشنا را »

    زنوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

    آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم , فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

    گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .

    چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام. از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .

    مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .

    آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .

    ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .


    شهریار در خواب آیت اله مرعشی نجفی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • می‌خواستم دنیا را عوض کنم، دنیا مرا عوض کرد!

    می‌خواستم دنیا را عوض کنم، دنیا مرا عوض کرد!

    گپی با شمس لنگرودی از شعر تا زندگی

    می‌خواستم دنیا را عوض کنم، دنیا مرا عوض کرد!حتی اگر اهل شعر و شاعری نباشید، احتمالا شمس لنگرودی را با دفترهای شعرهای زیبایش می‌شناسید: رفتار تشنگی، در مهتابی دنیا، خاکستر و بانو، جشن ناپیدا، قصیده لبخند چاک چاک، نت‌هایی برای بلبل چوبی، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، باغبان جهنم، ملاح خیابان‌ها و … شاعری که می‌گوید دنیای شعرهایش تا خودش فاصله‌ای ندارند؛ شاعری که اعتقاد دارد اگر کسی بخواهد شادمان باشد باید مکانیزم درون خودش را عوض کند و بر این باور است که همه ما در عین جمع بودن‌مان، تنهاییم. گفتگوی ما را با او درباره تنهایی و حال و هوای شعرهایش بخوانید؛ گفتگویی که اگرچه مدتی از آن می‌گذرد، اما هنوز (و شاید همیشه) حرف‌هایش بوی تازگی دارند.
     
    تو نیستی که ببینی/چگونه در هوای تو پر می‌زنم/کلمات نابینا/بر کاغذهای سفید/ دست می‌سایند و/گرد نام تو جمع می‌شوند/ثانیه‌های متمرد/به زخم‌ عقربه‌ها فرو می‌ریزند/و نام تو را/تکرار می‌کنند/تو نیستی که ببینی/چگونه پیله سنگ می‌شکافد/و پروانه مجروح/با بال شکسته/ابریشمش را/جارو می‌کند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سالروز بزرگداشت مولوی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سالروز درگذشت جلال آل احمد

    سالروز درگذشت جلال آل احمد



     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ مرداد ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش