مد و آرایش

چگونه ضریب هوشی کودکم را افزایش دهم ؟

چگونه ضریب هوشی کودکم را افزایش دهم ؟

شاید به‌ عنوان‌ والدین‌ کودکان‌ پنج‌ تا نـُه ساله‌ فکر کنید، تمام‌ تلاش‌ خود را برای‌ رشد ذهنی‌ فرزندانتان‌ انجام‌ داده‌اید؛ از هنگام‌ نوزادی‌ برایشان‌ کتاب‌ خوانده‌اید، سرگرمی های‌ فکری‌ و  اسباب ‌بازی  های‌ ذهنی‌ برایشان‌ تهیه‌ کرده‌اید، آنها را با کتابخانه‌ آشنا کرده‌اید و اکنون‌ هم‌ در یک‌ مدرسه‌ خوب‌ درس‌ می ‌خوانند. اما آیا باید از این‌ پس‌ خیالتان‌ راحت‌ باشد؟

 پدر و مادر با تشویق‌ هر گام‌ کوچک‌ کودک ، کمک‌ بزرگی‌ به‌ خلاقیت های‌ بزرگ تر وی‌ در آینده‌ خواهند کرد.

اکنون‌ محققان‌ معتقدند که‌ تحریکات‌ ذهنی‌ کودکان‌ از سوی‌ والدین‌ نقشی‌ بسیار مهم‌ در تقویت‌ هوش‌  آنان‌ دارد. مطالعات‌ نشان‌ می‌دهند ژن‌ و محیط‌ هر دو سهم‌ فراوانی‌ در افزایش‌ هوش‌  کودک‌ دارند و در این‌ راستا عوامل‌ محیطی‌ را سلامت، تغذیه‌ و تربیت‌ خانوادگی‌ معرفی‌ کرده‌اند. براساس‌ یافته‌های‌ اخیر، حتی‌ اگر ژن ها نقش‌ اصلی‌ در میزان‌ ضریب‌ هوشی‌ افراد داشته‌ باشند، هرگز نمی ‌توان‌ تأثیر والدین‌ را بر ذهن‌ کودک‌ منکر شد و نادیده‌ گرفت.

به‌ خصوص‌ در سال های‌ اول‌ زندگی‌ کودک، وقتی‌ مغز هنوز در حال‌ شکل‌ گیری‌ و تکامل‌ است، توجهات‌ والدین‌ حتی‌ اگر شرکت‌ در بازی‌  ساده‌ای‌ چون‌ دالی ‌موشک‌ باشد، به‌ ایجاد مداربندی های‌ مغزی‌ پیچیده‌ و ضروری‌ و تقویت‌ آن‌ برای‌ ارتقای‌ هوش‌ کودک‌ کمک‌ می ‌کند.

کریگ‌ رَمی‌(CRAIG RAMEY) پروفسور روان شناسی‌ کودک‌ می‌ گوید: «واقعاً لازم‌ است‌ والدین‌ بدانند که‌ چقدر داده‌هایشان‌ به‌ فرزندان‌ مهم‌ و سرنوشت ‌ساز است‌ و کودک‌ از سنین‌ بسیار پایین‌ و بدو تولد تحت‌ تأثیر تربیت‌ والدین‌ قرار می ‌گیرد.»

تحقیقات‌ دانشمندان‌ روی‌ دو گروه‌ شاهد و آزمایشی‌ از کودکان‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ تجارب‌ و تعالیم‌ دوران‌ کودکی‌ روند رشد و تکامل‌ مغزی‌ را تسریع‌ و تقویت‌ می ‌کند. دو سال‌ اول‌ زندگی‌ به ‌نوعی‌ دوره‌ طلایی‌ رشد مغزی‌ کودک‌ است‌ و این‌ زمان‌ دوران‌ ایجاد ارتباطات‌ مغزی‌ به‌ حساب‌ می‌آید. در این‌ سن‌ در مغز بیش‌ از ۳۰۰ تریلیون‌ ارتباط‌ وجود دارد و در همین‌ زمان‌ سلول هایی‌ که‌ هنوز مرتبط‌ نشده‌اند و مورد استفاده‌ قرار نگرفته‌اند غیرقابل‌ استفاده‌ می ‌شوند.

 نقش‌ شما به‌ عنوان‌ پدر و مادر تنها به‌ دوران‌ کودکی‌ و نوجوانی‌ محدود نمی ‌شود، زیرا فرزندان‌ در جوانی‌ و بزرگسالی‌ هم‌ به‌ پشتیبان‌ و راهنما نیاز دارند.

بنابراین‌ به‌ نظر می‌ رسد به‌ منظور برنامه ‌ریزی‌ کمک‌ به‌ ذهن‌ فرزندان‌ ، محدودیت‌ زمانی‌ داریم. دانشمندان‌ معتقدند نیازی‌ نیست‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ این‌ هدف‌ ، آموزش های‌ رسمی‌ خاصی‌ را برای‌ کودک‌ در پیش‌ بگیریم.آنچه‌ ضروری‌ است‌ ایجاد فضای‌ مناسب‌ و تحریک‌ کننده‌ برای‌ تعلیم‌ روزمره‌ است‌ و برای‌ این‌ منظور، متخصصان‌ رعایت‌ توصیه های‌ زیر را از ابتدای‌ کودکی‌ پیشنهاد می ‌کنند.

۱ . به‌ چشمان‌ نوزاد نگاه‌ کنید

چشمان‌ نوزاد در شش‌ هفتگی‌ تا فاصله‌ ۵/۱۷  سانتیمتری‌ متمرکز می‌شود و این‌ دقیقاً به‌ اندازه‌ فاصله‌ ای‌ است‌ که‌ شما کودک‌ را جلوی‌ خود نگه‌ می ‌دارید و به‌ صورت‌ او نگاه‌ می‌ کنید. این‌ عمل‌ ارتباطات‌ مغزی‌ را به‌ الگویی‌ تشخیصی‌ که‌ با هر بار دیدن‌ تقویت‌ می‌شود تبدیل‌ می‌ کند ؛ و به‌ کودک‌ کمک‌ می ‌کند در شناخت‌ مفاهیم‌ مشابه‌ و نامتشابه‌ مهارت‌ بهتری‌ کسب‌ کند.

۲ . با کودک‌ حرف‌ بزنید

دکتر هوتنلوچر(HUTTENLOCHER) پروفسور روان شناسی‌ معتقد است: «فرمان های‌ اولیه‌ زبانی‌ برای‌ کودک‌ بسیار مهم‌اند، زیرا زبان‌ در موفقیت‌ عملکرد ذهنی‌ بسیار اهمیت‌ دارد؛ و هر درک‌ و استنباطی‌ از زبان‌ به‌ ایجاد توانایی‌ کلامی‌ و بیان‌ صحیح‌ لغات‌ کمک‌ می‌کند.دامنه‌ لغات‌ کودک‌ بستگی‌ مستقیم‌ به‌ میزان‌ صحبت‌ والدین‌ طی‌ دو سال‌ اول‌ زندگی‌ او دارد.»

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ بهمن ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زن معتاد کودک را بهانه اعتیادش کرد

    جام جم آنلاین: زن جوان با حضور در دادگاه مدعی شد دلیل اعتیاد وی به مواد مخدر توجه بیش از حد همسرش به کودکش بوده است.
    به گزارش فارس ، مردی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.

    این مرد ۳۵ ساله در حضور قاضی شعبه ۲۳۶ این مجتمع مدعی شد که همسرش معتاد است و هر گاه مواد دیر می‌شود، فرزند ۷ ساله‌اش را به شدت کتک می‌زند.می‌خواهم از همسرم جدا شوم تا شاید بتوانم با آرامش در کنار فرزندم زندگی کنم؛ ما حدود ۱۰ سال است که با هم زندگی کردیم.من از این وضع خسته شده‌ام، همسرم گاهی اوقات مرا به دلیل مصرف مواد، کتک می‌زند و من تا به امروز او را مراعات کردم ولی دیگر نمی‌توانم در کنارش باشم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فرصتی برای گفتن

    فرصتی برای گفتن

    تکلم
    اگرچه سخن گفتن امری بدیهی است اما برای برقراری ارتباط، چه کلامی و چه غیرکلامی، زمان لازم است. بیشتر ما سعی داریم فرزندان مان را به داشتن ارتباط کلامی با دیگران ترغیب کنیم. مادری را در نظر بگیرید که می خواهد با فرزندش ارتباط برقرار کند و شروع می کند به گفتن جملات پیاپی مثل: “توی مدرسه چه کار کردی؟ سارا هم آمده بود، امروز هم با هم بودید؟ اصلا از او خوشت می آید یا نه؟”
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بازی با ذره بین ها

    بازی با ذره بین ها

    کودکبسیاری از والدین با علم به اینکه بازی از لوازم ضروری برای رشد کودکان است اما همواره این سئوال را تکرار می کنند که چه نوع بازی مناسب است؟ بسیاری هم فکر می کنند که بازی کودکانشان باید حتما با اسباب بازی های گران قیمت و لوکس صورت بگیرد و به همین جهت در دوره هایی از رشد که کودکان به لوازم خانگی برای بازی علاقمند می شوند و مجذوب بشقاب و قابلمه و امثال آن می شوند دلگیر شده و علت آن را اشکالی  در فرزند خود می یابند .حال آنکه مهم آن است که بازی کودک برای او جنبه آموزش دهندگی و جذابیت داشته و روح تشنه و کنجکاو او را سیراب کند لذا با وسایل ساده و در دسترس هم می توان این زمینه را فراهم نمود . در ادامه معرفی بازی های خاص سنین سه تا چهار سال با ما همراه باشید .
    اسباب بازی بزرگ میشه

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟

    آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟

    بی تردید شما فرزندان خود را دوست دارید. آیا آنها هم می دانند که دوستشان دارید؟ بیشتر مردم فکر می کنند که عشق پدر و مادر  به فرزند امری ساده، روشن و واضح است. شما هر روز عشقتان را به هزاران شیوه به فرزندتان نشان می دهید. ولی گاهی کودک منظورتان را درک نمی کند، درست مانند این که به زبان دیگری سخن می گویید. حداقل سه زبان برای ابراز عشق وجود دارد: نشان دادن عشق، گفتن (بیان کردن) ، و نوازش کردن . در ادامه نکات سودمندی جهت درخشش عشق در زندگی فرزندانتان با توجه به سن آنها ارائه می گردد.

    تا دو سالگی، عشق کودکانه

    دکتر اسمیت، روان شناس، توضیح می دهد که ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.

    کودکان نوپا ممکن است همیشه درک نکنند که چه می گویید، ولی والدین می توانند با صدای آرام و مهربان با کودکان گفتگوی مثبت داشته باشند. اغلب لحن صدای شما منظورتان را از کلماتتان بیان می کند.

    ارتباط چهره به چهره نیز مهم است. گاهی والدین نمی دانند که کودکان چه درکی از چهره آنها دارند. به آینه نگاه کنید. ظاهر معمولی شما چگونه است؟ آیا خوشحال به نظر می رسید یا عصبانی و یا ناراحت؟ بچه ها را در آغوش بگیرید، ببوسید، نوازش کنید، لبخند بزنید و با آنها بخندید.

    گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می کند.

    سه تا پنج سالگی ، به قلب خود رجوع کنید

    روان شناسان کودک و خانواده معتقدند که پدر و مادر باید بیاموزند که چگونه پیام های عشق و علاقه خود را به کودکان برسانند. کودکی که دوست دارد مورد علاقه شما باشد، ممکن است بخواهد ظرف هایش را بشویید، برایش هدیه بخرید، اوقاتی را با او سپری کنید، برایش بستنی بخرید ، یا دوچرخه اش را تعمیر کنید. کودک در این سن دلش می خواهد جملاتی مانند : دوستت دارم، تو برایم مهم هستی، دوست دارم با تو باشم و … را از پدر و مادر بشنود. می خواهد والدینش او را در آغوش بگیرند، دستهایش را بگیرند و او را نوازش کنند.

    وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.

    شش تا هشت سالگی، به نام عشق

    پروفسوراندی بیل، مشاور و استاد دانشگاه، در مورد گفت و گو و صحبت با فرزندان می گوید: همه ما حس می کنیم که وجود علاقه ضروری است و گاهی فکر می کنیم که عشق را می توان با زمان معنی کرد. توجه به این نکته مهم است که ما وقت داریم، ولی باید نحوه اختصاص و برنامه ریزی وقت خود را انتخاب کنیم. بنابراین والدین می پرسند که فرزندم چقدر زمان می ارزد؟

    خوشا به حال والدینی که در دوران کودکی فرزندانشان اوقاتی را به آنها اختصاص می دهند، زیرا کودک باید در چند سال آینده با بسیاری از مشکلات نوجوانی  مقابله کند.

    چگونه تشخیص می دهید که چه پیام هایی را بفرستید؟ یک روش مهم ، توجه به نوع ابراز علاقه کودک به شما و دیگران است. آیا او می گوید، «دوستت دارم»؟ یا کارهایی انجام می دهد که توجه شما را جلب کند؟ و یا برایتان یادادشت می نویسد؟ روش های زیادی برای ابراز علاقه وجود دارد. به روش ابراز علاقه فرزندتان توجه کنید. او را در آغوش بگیرید و ببوسید. با او به دوچرخه سواری بروید و به لطیفه هایش بخندید.

    نه تا دوازده سالگی، دوستت دارم

    دکتر اسمیت توضیح می دهد: به تدریج که کودک شما بزرگ می شود، ابراز علاقه به صورت گفتاری و رفتاری در می آید. کلمات و رفتار مثبت شما نشان می دهد که به او احترام می گذارید و متوجه این نکته هستید که او بزرگ شده است.

    بیشتر ما زندگی پر مشغله ای داریم. بنابراین در حالی که به حرف های فرزندتان گوش می دهید، غذا بپزید، به اطوشویی بروید و کارهای معمول روزانه را انجام دهید. پروفسور اندی بیل تأکید می کند که : نه تنها باید به حرف های او «گوش کنید»، بلکه باید «توجه» نیز داشته باشید. نحوه گوش دادن به صحبت های فرزندتان، توجهتان را به او کامل می کند. خود شما گفت و گو را شروع کنید و نه تنها واقعاً گوش دهید بلکه احساس کنید.

    همانطور که بچه ها بزرگتر می شوند، این مراحل را پشت سر می گذارند و کمتر به ابراز علاقه به صورت در آغوش گرفتن و بوسیدن، تمایل نشان می دهند. ولی همچنان به یادآوری علاقه شما نیاز دارند، تنها نوع ابراز علاقه تغییر می کند.

    با رشد خانواده و کودک ، بچه ها مایلند بدانند که آنها را دوست دارید و برایتان ارزشمند هستند. اگر زبانشان را بدانیم می توانیم پیام های عشق را به آنها برسانیم. به طور مرتب به آنها ابراز علاقه کنید، اوقاتی را جهت گذراندن با آنها در نظر بگیرید و عصبانی نشوید تا ارتباط تان قطع نشود.

    با هم غذا بخورید، کتاب بخوانید  و علاقه خود را به آنها نشان دهید. همیشه در هر سنی به او بگویید: دوستت دارم.

    گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، به ویژه اگر بدون حضور برادر یا خواهرش باشد ، اعتماد به نفس  و حس استقلال کودک را تقویت می کند، زیرا در مدت حتی ۱۰ یا ۱۵ دقیقه، توجه ویژه شما به او فرصت صحبت کردن، مرکز توجه بودن و همچنین توجه شما به حرفهایش را فراهم می کند.

    چند روش برای نشان دادن علاقه

    ۱ – احساسات خود را بیان کنید.

    وقتی فرزند خود را به مدرسه می فرستید، به او بگویید دوستش دارید. وقتی مشغول انجام تکالیفش است، باز هم علاقه خود را بیان کنید. حتی نوجوانان سرکش نیز علاقه و توجه قلبی شما را رد نمی کنند.

    ۲ – در حال نوازش با او گفتگو کنید.

    این روش ابراز غیرکلامی علاقه است. ایجاد این رابطه با کودکان و فرزندان دوره ابتدایی آسان است. با بزرگتر شدن کودک ، ابراز علاقه به این روش سخت تر می شود. ولی کودکان مدرسه ای نیز هنوز گاهی به نوازش نیاز دارند و از در آغوش گرفتن استقبال می کنند. حتی نوجوانان که اغلب در آغوش گرفتن را رد می کنند، معمولاً خاراندن پشتشان توسط والدین را دوست دارند.

    ۳ – در مورد فرزندتان با دیگران صحبت کنید طوری که خودش نیز بشنود.

    اگر کسی از پسر یا دختر شما تعریف کرد، به فرزند خود بگویید. کمی تعریف و بالیدن به آنها اشکالی ندارد و اعتماد به نفس  را در آنها ایجاد می کند.

    ۴ – به او توجه کنید.

    وقتی با عروسک  ، بازی می کند، بایستید و او را تماشا کنید؛ وقتی فرزند دیگرتان در حال پیانو زدن است، بنشینید و گوش دهید. این روش بسیار دقیقی برای گفتن «دوستت دارم» با چشم و گوش است.

    ۵ – به او کمک کنید.

    وقتی که با عجله می خواهد به سرویس مدرسه برسد اگر در مورد غذا، لباس  یا کیفش مشکلی دارد، به او کمک کنید. اگر می خواهد قلعه یا خانه بسازد و برای جمع آوری قطعات و نقشه آن با مشکل مواجه شده ، به وی کمک کنید و بی توجه نگذارید.

    ۶ – به سرگرمی  ها و علائق او توجه کنید.

    به مدرسه اش سر بزنید. اگر مسابقه ای دارد، حتماً به تماشا بروید. علائق فرزندتان مهم است؛ اگر به آنها توجه کنید، عشق و علاقه خود را ثابت کرده اید.

     ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.

    ۷ – عشق و علاقه خود را همزمان با محدودیت ها ابراز کنید.

    وظیفه شما ایجاد محدودیت منطقی برای رفتارهای فرزندتان است. والدین دمدمی نشان می دهند که برای توجه به فرزندان خود انرژی کافی ندارند. گفتن «نه» و تغییر ندادن آن در مواردی، قوی ترین نوع بیان عشق است.

    ۸ – به آنچه باید انجام دهد توجه کنید (کارهای درست را تشویق کنید)

    . با توجه و تشویق رفتاری های مثبت، به روش دیگری به او می گویید دوستت دارم. مثلاً بگویید: در جمع کردن سفره کمک کردی، از تو ممنونم. یا «کار خیلی خوبی کردی که برای کلوچه ها از دوستت تشکر کردی».

    ۹ – موضوعاتی برای گفتگو پیدا کنید (سر صحبت را باز کنید)

    . روش کامل کردن چرخه گفتگو را یاد بگیرید. مثلاً وقتی می گوید: «دوستم می خواهد به شهر دیگری برود.» نگویید: «نگران نباش، دوست دیگری پیدا می کنی.» پاسخ دهید: «کی می رود؟» منظور شما از این سؤال این است که «شنیدم چه گفتی و به آن علاقه مند شدم و مایلم بیشتر بدانم». این جمله توجه، علاقه و عشق شما را ثابت می کند.

    ۱۰ – تشویق کنید.

    به گام ها و مراحل پیشرفت او توجه کنید. اگر مطالعه می کند، بسکتبال بازی می کند یا در حال پرورش و رشد دانه ای است، او را تشویق  کنید و اگر ناامیدی و شکست را تجربه کرد، برای پاک کردن اشکهایش پیش او باشید.

    در انتها ۲۴ روش نشان دادن علاقه به فرزندان را به صورت خلاصه یادآوری می کنیم:

    ۱ – به حرف های آنها گوش کنید، واقعاً گوش کنید.

    ۲ – برای درک آنها و احساساتشان وقت صرف کنید.

    ۳ – کودکان کامل نیستند، همان طور که ما پدر و مادرها کامل نیستیم. آنها را آن گونه که هستند، بپذیرید.

    ۴ – اوقاتی را با آنها سپری کنید.

    ۵ – به جای گفتن سخنان منفی، با آنها گفتگوی مثبت داشته باشید.

    ۶ – به آنها افتخار کنید و بگویید که از داشتن آنها خوشحال هستید.

    ۷ – با دوستانشان مهربان باشید.

    ۸ – درباره مسائل خود با آنها صحبت کنید که بدانند به آنها اهمیت می دهید.

    ۹ – آنها را با هم مقایسه نکنید.

    ۱۰ – به مدرسه آنها سر بزنید و در مراسم مدرسه شرکت کنید.

    ۱۱ – به چیزهایی که که مورد علاقه آنهاست احترام بگذارید.

    ۱۲ – در مورد مسائل مختلف نظر آنها را بپرسید.

    وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.

    ۱۳ – با آنها بخندید.

    ۱۴ – کارهایی پیدا کنید که می توانید با هم انجام دهید.

    ۱۵ – به کارها و تکالیف مدرسه شان علاقه نشان دهید.

    ۱۶ – بدانید که به چه چیزهایی علاقه دارند و برای رسیدگی به این مسائل وقت صرف کنید.

    ۱۷ – غذا را با هم بخورید و آنها را در خانه به حساب بیاورید.

    ۱۸ – به آنها بگویید که برای شما استثنایی و فوق العاده هستند.

    ۱۹ – برای توضیح مسائل و پاسخ به سؤالاتشان وقت بگذارید.

    ۲۰ – به آنها بیاموزید که در شرایط گوناگون چگونه رفتار کنند.

    ۲۱ – از خودتان به خاطر آنها، مراقبت کنید.

    ۲۲ – به آنها بگویید از این که پدر و مادرشان هستید، خوشحالید.

    ۲۳ – وقتی آنها را می بینید، لبخند بزنید.

    ۲۴ – هر روز به آنها بگویید که دوستشان دارید.

    منبع: همشهری

    لینک ها

     کودکان ۴ تا ۶ ساله را بهتر بشناسیم 

     چقدر در کنار فرزندتان هستید 

     چگونگی برقراری ارتباط غیر کلامی با کودک 

     راه های برقرار پیوند عاطفی بین کودک و والدین 

     آشنایی با مراحل تکاملی رشد در کودکان تا پایان سه سالگی 

     آنچه که والدین باید بدانند 


    آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • با تنبلی اشتباه نگیرید

    با تنبلی اشتباه نگیرید

    تنبلیفرزند ۹ ساله من علیرغم اینکه در ریاضی نمرات خوبی کسب می‏کند. در درس املاء ضعف خاصی دارد و هیچ‏وقت تا به حال نمره قابل قبولی به دست نیاورده. به غلط‏های املائی او که نگاه می‏کنم حکایت از بی‏دقتی او دارد. در اثر همین بی‏دقتی‏ها اعتماد به نفس خود را از دست داده و پشتکار لازم را در انجام تکالیف ندارد. گاهی حتی در به خاطر سپاری طولانی مدت بعضی مطالب نیز ضعیف عمل می‏کند. چه باید کرد؟ به همین خاطر به مرکز روانشناختی مراجعه کرده‏ام تا با روانشناسان این مرکز مشورتی داشته باشم و راهکار مفیدی را دریافت کنم.
     
    تشخیص اختلال یادگیری در کودکان باید براساس معلولیت‏های حسی و جسمی، آموزش‏های ناکافی، مسائل عاطفی نباشد و این نوع از کودکان علائمی همچون نقص در تمرکز، عدم انگیزه‏ کافی، عدم پیشرفت درسی مطابق با هوش و سن تقویمی و عدم هماهنگی چشم و دست را با خود به همراه دارند.  

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • با هر نگاه و لبخندتان ،می آموزد

    با هر نگاه و لبخندتان ،می آموزد

    والدیناگر کودکی با انتقاد زندگی کند ،می آموزد که محکوم کند.
     
    اگر کودکی با عناد و دشمنی زندگی کند ، می آموزد که ستیزه جو باشد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زندگی به سبک چند قلویی

    زندگی به سبک چند قلویی

    چگونه خود را برای تولد نوزادان چندقلو اماده کنیم؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • پله پله ، تا آسمان

    پله پله ، تا آسمان

    تربیت دینی کودکان ضامن سلامت روح کودک(۳)

    قسمت اول(دانه دانه های دین)

    قسمت دوم(قطره قطره های معرفت)

    مشورت با فرزندان

    یکی از هدف‌هایی که در تربیت فرزندان مورد نظر است،پرورش روحی، خود باوری و ایجاد اعتماد به نفس است. اگر فردی اعتماد به نفس خود را از دست بدهد در حقیقت فکر و روحش فلج شده است و متکی و وابسته به دیگران می‌شود. انسانی به پیشرفت‌های علمی، معنوی و اجتماعی دست می‌یابد که توانایی‌های خود را باور داشته باشد. اگر آدمی باور کند که نفسش در گرو عملی است که انجام می‌‌دهد و هر ثواب و عقابی که در نامه ی عملش ثبت می‌شود بستگی به عملش دارد و اگر به یقین باور کند که خداوند او را در تکلف و سختی قرار نداده است و در عین حال استعدادهای زیادی به او بخشیده است، برای رسیدن به اهداف عالیه و کمال انسانی با استفاده از اصل مشورت و نیز استعدادهای خدادادی‌اش از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.

    مشورت کردن با فرزندان در امور خانواده ضمن شخصیت بخشیدن به آنها، سبب می‌شود تا دریابند که به آنها توجه می‌شود لذا مسائل خود را با والدین مطرح کرده و زمینه ی صمیمیت و همدلی بیشتر را فراهم می‌آورند و از این رهگذر به تدریج با راه و روش فکر کردن و تصمیم‌گیری نیز آشنا می‌شوند.

    مشورت کردن والدین با فرزندان در مورد مسائل خانوادگی، احساس مسئولیت را در وجود فرزندان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تا آنها به مسائل بیندیشند و با واقعیات زندگی مواجه شوند.مشورت کردن با فرزندان آنان را به تفکر و تدبر در امور وا می‌دارد .همچنان‌که قرآن کریم مردمان را به تفکر و تدبر دعوت می‌کند و از پیروی کورکورانه و تقلیدی محض پرهیز می‌دهد. شنیدن نظرات آنها و بیان اشتباهات آنها با دلیل و منطق و ملایمت که باعث جریحه‌دار شدن احساسات آنها نشود، قدرت خلاقیت تفکر، تعاون، هماهنگی مسئولیت و… را در فرزندان به وجود می‌آورد.

    مداخله کردن مستبدانه ی والدین در امور آنها و یا دیکته کردن افکار و عقاید خود به آنان، بدون توجه به تمایلات و مقتضیات فرزندانشان، موجب سرکشی و طغیان آنان می‌شود. البته این نکته را هم باید همواره در نظر داشت که نباید بیش از حد و ظرفیت و توانایی شخصی از آنها چیزی خواست زیرا ممکن است قادر به انجام آن کارنباشند و به این ترتیب از خود باوری او کاسته خواهد شد. چنانکه رسول‌اکرم(ص) می‌فرمایند: «والدین باید به آنچه مقدور و میسور فرزندانشان است راضی شوند و بیشتر از آن طلب نکنند.»

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بچه ها همه زندگی ما نیستند!

    بچه ها همه زندگی ما نیستند!

    چرا فکر می کنیم بچه ها همه زندگی ما هستند؟

    چندی پیش زن و شوهری که به تازگی فرزند دو ساله شان را به دلیل بیماری از دست داده بودند، برای مشاوره مراجعه کردند. زن به دلیل آن که تصور می کرد در رساندن فرزندشان به بیمارستان کوتاهی کرده احساس گناه می کرد و از افسردگی رنج می برد. بررسی پیشینه این زوج که ۴ سال بیشتراز ازدواج آنها نمی گذشت، نشان می داد که آنها طی این مدت زندگی خوبی نداشته و به خاطر دخالت های خانواده طرفین و عدم سازگاری با یکدیگر، بیشتر اوقات با هم بگو مگو داشته اند. به دنیا آمدن فرزندشان تا حدی از مشکلات آنها کاسته بود و فکر می کنید عامل اصلی نارضایتی و افسردگی چه بود؟ از دست دادن فرزند و یا …؟

    یک دلیل اصلی این که هر یک از والدین فکر می کنند فرزند همه زندگی آنهاست، این است که آنها از زندگی مشترک و از باهم بودن لذت نمی برند. اختلافات زناشویی، توجه زن و شوهر را از یکدیگر به طرف بچه متمرکز می کند و آنها معنای زندگی خانوادگی را در فرزند خلاصه می کنند.زندگی یک کار کلیشه ای نیست، یک فیلم تکراری نیست، یک داستان از قبل نوشته نیست، زندگی می تواند برای هر کس تجربه ای متفاوت باشد. اما از فرصت زندگی برای تجربه استفاده نمی کنیم، بلکه سعی می کنیم طوری زندگی کنیم که دیگران کرده اند. انگار همه باید در زندگی یک خط را دنبال کنند! زمانی برای ازدواج، زمانی برای بچه دار شدن، زمانی برای بچه بزرگ کردن و زمانی برای …

    یک دلیل اصلی این که هر یک از والدین فکر می کنند فرزند همه زندگی آنهاست، این است که آنها از زندگی مشترک و از با هم بودن لذت نمی برند. اختلافات زناشویی، توجه زن و شوهر را از یکدیگر به طرف بچه متمرکز می کند و آنها معنای زندگی خانوادگی را در فرزند خلاصه می کنند.

    یک دلیل دیگر این طرز فکر، تصورات سنتی بعضی از والدین است. از قدیم رسم بوده که به محض ازدواج دختر و پسری، از آنها توقع می رفت که بچه دار شوند. فرزند آوری و فرزند پروری، انگار جزء ضروریات زندگی بود و ناتوانی در بچه آوردن ضعفی بزرگ تلقی می شد. البته طرز فکر آن زمان برای خود دلایل خاصی داشت که جای بحث آن نیست، ولی آثار آن نوع فکر، هنوز در لایه های پنهان خانواده های ایرانی وجود دارد. هنوز هم در بعضی خانواده ها توجه افراطی به بچه داشتن و فرزند آوری دیده می شود.

    دلیل سوم این طرز فکر، غفلت والدین از زن، جایگاه و اهمیت زن و شوهری است. شاید به دلیل عدم آموزش مناسب و یا آموزش های نادرست، زن و شوهرها متوجه نوع روابط خود نیستند. بسیاری از والدین، توجه زیاد به فرزند را نشانه ایثار و فداکاری می دانند و این ایثار را وظیفه خود تصور می کنند. در بحث های تربیتی گاهی جهت گیری های نادرستی وجود دارد و به نتایج نادرستی نیز منجر می شود. مثلاً می گوییم والدین قدیمی به فرزندان خود توجه زیادی نداشتند و با محکوم کردن این روش تربیتی، نتیجه می گیریم که باید به بچه ها زیاد توجه کرد. پیش گرفتن پدر و مادری به زن و شوهری در خانواده های ایرانی، مشکلات و آسیب های زیادی را به وجود آورده است.

    بچه ها چقدر مهمند؟

    منظور از این گفته ها، آن نیست که بچه ها مهم نیستند. نه، هر چیز جای خودش را دارد. بچه ها ، زندگی و آینده شان مهمند، اما نه مهمتر از خود ما، نه مهمتر از زن و شوهری ، و نه مهمتر از فلسفه زندگی. بچه ها، شیرینی زندگی هستند، ولی همه زندگی نیستند. (این جمله را دوباره بخوانید).

    امیدوارم مرا متهم به سنگدلی نکنید، ولی این واقعیت زندگی است که زندگی با بچه ها یا بدون آنها ادامه دارد. عشق و علاقه ما به بچه ها در سنین کودکی به دلیل پاکی و معصومیت آنها، در سنین نوجوانی به دلیل رشد و بالندگی آنها و در سنین جوانی به بعد به دلیل به ثمر رسیدن و باروری آنهاست. فرزندان، مال ما هستند، ولی زندگی خود را دارند. همان گونه که از آنها توقع نداریم زندگی شان را با بود و نبود ما تفسیر کنند. نباید زندگی خودمان را با بود و نبود آنها تفسیر کنیم.

    ما چون در درک زندگی و تفسیر آن مشکل داریم، در جهت گیری زندگی هم دچار اشتباه می شویم. به عنوان پدر و مادر، هر کاری که از دستمان بر می آید، باید برای فرزندانمان انجام دهیم، این وظیفه پدر و مادری است اما این بدان معنا نیست که خود را وقف آنها کنیم و یا آنها را وقف خود سازیم!

    هرکس زندگی خود را دارد. عشق ها، محبت ها و صمیمیت ها به جای خود، اما هر کس زندگی خود را دارد.

    بچه ها شیرینی زندگی اند

    این داستانی تکراری را شنیده اید: پدر و مادری که سال ها عمر و زندگی خود را صرف فرزند یا فرزندانشان می کنند و به قول معروف او را به جایی می رسانند. قسمت جالب داستان اینجاست که وقتی بچه ها به سن و سال استقلال و بزرگی می رسند، می گویند که: پدر و مادرشان را درک نمی کنند. در پایان داستان هم، هر کدام سراغ زندگی خود می روند و به دغدغه های خود می پردازند.

    بسیاری از والدین، بعد از بزرگ شدن فرزندان و رفتن آنها، در زندگی خود احساس خلا می کنند، انگار که دیگر سوژه ای برای زندگی کردن ندارند. خیلی از زن و شوهرها، آن قدر سرگرم پدر و مادری بوده اند که وقتی بچه ها آنها را ترک کردند، دیگر نمی دانند چگونه باید زن و شوهری کنند؟

    ما توجه نمی کنیم که زندگی یک کار کلیشه ای نیست، یک فیلم تکراری نیست، یک داستان از قبل نوشته نیست، زندگی می تواند برای هر کس تجربه ای متفاوت باشد. اما از فرصت زندگی برای تجربه استفاده نمی کنیم، بلکه سعی می کنیم طوری زندگی کنیم که دیگران کرده اند. انگار همه باید در زندگی یک خط را دنبال کنند! زمانی برای ازدواج، زمانی برای بچه دار شدن، زمانی برای بچه بزرگ کردن و زمانی برای …

    شما به عنوان پدر و مادر الان چند سال دارید؟ با پیری چقدر فاصله دارید؟ برای زمانی که فرزندان دنبال زندگی خود می روند و تنها می مانید، چه فکری کرده اید؟ چقدر به عنوان زن و شوهر از وجود هم استفاده کرده اید و به فکر یکدیگر بوده اید؟

    بچه ها شیرینی زندگی ما هستند، بچه ها زیبایی زندگی ما هستند، بچه ها قسمتی از زندگی ما هستند، بچه ها از ما می آیند، ولی مال ما نیستند. آنها زندگی خود را دارند و ما زندگی خود را. نباید بچه ها را فدای خواسته های خود کنیم و نباید خود را فدای خواسته های آنان سازیم، که اولی نشانه خود خواهی است و دومی نشانه فداکاری بیجا و غیرمنطقی. ما وقتی تصور می کنیم که بچه ها همه زندگی ما هستند، می دانید چه مشکلاتی به وجود می آوریم:

    وابستگی عاطفی شدید ما نسبت به آنها؛ در حالی که ممکن است آنها نسبت به ما چنین نباشند.

    حساسیت و کنترل در باره رفتار فرزندان، که در نهایت باعث از بین رفتن استقلال و هویت فردی آنها می شود.

    از دست دادن فرصت زن و شوهری، که موجب می شود خود بچه ها الگویی برای زن و شوهری نداشته باشند.

    عدم توجه به اهداف دیگر زندگی، که باعث می شود لذت زندگی، فقط در فرزندان خلاصه شود و از لذت های دیگر زندگی بی بهره بمانیم.

    در پیش گرفتن روش های تربیتی نادرست، که از توجه یک طرفه به فرزند حاصل می شود و مشکلات بعدی را به وجود می آورد.

    بچه ها همه زندگی ما نیستند. افکار خود را تا این حد محدود نکنید، اهداف زندگی را در یک هدف خلاصه نکنید و تمام دلبستگی های زندگی را روی فرزندتان سرمایه گذاری نکنید.

    منطقی فکر کنید، فرزندتان را دوست بدارید، به او عشق بورزید، او را عزیز بدارید، در مراحل زندگی در کنارش باشید و به موقع راهنمایی اش کنید؛ اما همه زندگی را در وجود فرزندتان خلاصه نکنید، زندگی شما هم مهم و با ارزش است.

    منبع :همشهری

    لینک:

     - یک خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است ؟ 

    بچه ها همه زندگی ما نیستند!

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش