مد و آرایش

کدام یک را سوار می کنید؟

کدام یک را سوار می کنید؟

بررسی نقش و اهمیت خلاقیت در نوجوانی

کدام یک را سوار می کنید؟خلاقیت یک ویژگی فوق العاده مهم در نوجوانی و جوانی و در تمام طول حیات انسان است. خلاقیت اگر چه یک پایه ی ژنتیک دارد اما کاملاً به چگونگی تربیت و به میزان آزادی های فرد در جریان زندگی و رشد او مرتبط است.  پژوهشها نشان داده است که  نوجوانان خلاق مستقل تر غیر سنتی تر، متکی به خود، خیال پرداز، خود انگیخته و پر انرژی هستند. آنان معمولاً بهتر می توانند در مقابل تنش های ناشی از انتخابات ارزش های کاملاً متفاوت انعطاف پذیری نشان دهند و این گونه امور را رفع رجوع کنند. آنان در مقابل امور مبهم و متضاد نیز انعطاف بیشتری از خود نشان می دهند و نسبت به امور احساسی و عاطفی نیز برخورد بازتری دارند. همچنین از نظر اجتماعی بودن و اعتماد به نفس، در مقایسه با دوران کودکی خود خلاقیت بیشتری دارند اما برخی از آنان، در مقایسه با نوجوانان و جوانان هم سن و سال خود، در این دوره از خلاقیت کمتری بر خوردار می شوند و برخی از خلاقیت بیشتر. دلیل این امر آن نیست که دسته اول دارای ظرفیت کمتری از دسته دوم هستند بلکه علت آن است که آنان تحت فشارهای روانی بیشتری از جانب خانواده یا همسالان یا سایر جوانب زندگی اجتماعی قرار دارند و نمی توانند ظرفیت های خلاقه ی خود را آن طور که باید شکوفا کنند. حال این سوال مطرح است که:

خلاقیت واقعاً چیست؟

«خلاقیت، ترکیبى است از قدرت ابتکار، انعطاف‏پذیرى و حساسیت در برابر نظریاتى که یادگیرنده را قادر مى‏سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصى و احتمالاً خوشنودى دیگران خواهد بود».

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مراکز ترک اعتیاد استان تهران

    مراکز ترک اعتیاد استان تهران

    مراکز ترک اعتیاد سازمان بهزیستی

    تهران

    آپادانا
    تلفن: ۸۸۵۰۲۹۱۲     
    خ سهروری _ ابتدای خ آپادانا _ پلاک ۱۶ _ ساختمان پزشکان پرفسور صفائیان _ طبقه ۳

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • « من هرگز معتاد نمی شوم »

    « من هرگز معتاد نمی شوم »
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • پیامدهای آزادی جنسی

    پیامدهای آزادی جنسی

    غریزه ی جنسی یکی از نیرومندترین غریزه های بشری است که در دوران بلوغ، نمود ویژه ای دارد و بر جسم و جان جوان سایه می افکند. در دوران بلوغ، دختر و پسر در خود، احساس کمبود می کنند و می پندارند این کمبود با گرمای محبّت جنس مخالف، جبران و با مهر و عطوفت او به آرامش بَدَل می شود. بنابراین، باید برای ارضای این غریزه ی طبیعی و نیرومند، چاره ای اندیشید و راه درست را برگزید. در جامعه ی غرب که بر اساس نظریه ی افرادی همچون فروید و راسل، آزادی جنسی بی قید و شرط و شهوترانی را پذیرفته است، آمار فرزندان نامشروع بی سرپرست، نوزادان پیدا شده در زباله دانیها و توالتها، کورتاژها، قتلها و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی ناشی از آزادی جنسی روز به روز در حال افزایش است.
    آتش با این حال، اگر از همه ی گناهها چشم بپوشیم، با این فاجعه ی بزرگ چه کنیم که زن به توپی شهوانی بَدَل گشته است که هر لحظه میان نگاه شهوانی هزاران مرد شهوت ران دست به دست میگردد.([۱]) با بازیچه شدن زندگی پر از آمال و اهداف انسان و فراموش گشتن راه کمال و تعالی، چه میتوان کرد؟ دنیای غرب، انسان آزاد و شرافتمند را اسیر، ذلیل و دربند لذّتجوییهای زودگذر کرده است. اگر غرب دست کم در کامجویی های جنسی و ارضای کامل شهوت های انسانی ـ و به گفته ی فروید برای حل عقده های روانی و پدید آوردن عشق و محبّت ـ موفّق می شد، باز میتوانست ادعای پیروزی کند، ولی در همین زمینه نیز با مشکلهای فراوان رو به رو است. شهید مرتضی مطهری در این باره میگوید: در مورد غریزه ی جنسی و برخی غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند و طبیعت را هرزه و بی بندوبار می کند. در این مورد هرچه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش می یابد.
     اینکه راسل میگوید: «اگر پخش عکسهای منافی عفّت مجاز شود، پس از مدّتی مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد»، شاید درباره ی یک عکس بالخصوص و یک نوع بی عفّتی بالخصوص صادق باشد، ولی مطلقاً در مورد همه ی بی عفّتی ها صادق نیست; یعنی از یک نوعِ خاصِّ بی عفّتی، خستگی پیدا می شود، نه بدین معنی که تمایل به عفاف، جانشین آن شود، بلکه بدین معنا که آتش و عطش روحی زبانه می کشد و نوعی دیگر را تقاضا می کند و این تقاضاها هرگز تمام شدنی نیست.  راسل در «کتاب زناشویی و اخلاق» اعتراف می کند که عطش روحی در مسایل جنسی غیر از حرارت جسمی است. آنچه با ارضا تسکین می یابد، حرارت جسمی است نه عطش روحی.([۲])

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بخاطر عروسک های تو

    بخاطر عروسک های تو

    بخاطر عروسک های تودر روزی از روزهای پرکار تبیان مطلع شدیم که همایشی با عنوان «به خاطر عروسک های تو» در دانشگاه تهران برگزار شده است. این همایش که با هدف آسیب شناسی مسائل و اختلالات کودکان و نوجوانان طرح ریزی شده بود، با سخنرانی آقای سبحانی در مورد نهادهای حمایت از حقوق کودکان و آسیب های مطرح در این سنین و کاهش سن آسیب ها و سوق یافتن آن به لایه های درونی خانواده شروع شده و سپس آقای حاج اسماعیلی با نگاهی روانشناختی به اهداف آموزش و پرورش، میزان موفقیت آن در رسیدن به اهداف، نیازهای نوجوانی و چگونگی پرورش افراد با هوش هیجانی صحبت نمود که در ادامه به بیان این مطالب می پردازیم.

    شما می دانید که آموزش و پرورش در ابعاد تربیتی و پرورشی چه اهدافی را دنبال می کند؟ برخی از آنها به این شرح است:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • روز جوانی یا روز جوان

    روز جوانی یا روز جوان

    من جوانم. او جوان است. ما جوانیم. یا: من در میان جوانانم. او در میان جوانان  است. ما در میان جوانانیم. جوانان در دبیرستان، در دانشگاه. جوانان در بازار، در مسجد. جوانان روی سکوهای استادیوم. جوانان در مطبوعات، جوانان خواننده مطبوعات. جوانان مخاطب پیام ها، جوانان صادر کننده پیام ها. جوانان در شهر، جوانان در روستا. جوانان اینجا، جوانان آنجا، جوانان همه جا.

    بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند که جوانی نکند. این نگرش محافظه کارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود که مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی کردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نکرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره کرده زندگی کنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار کنند.

    امروز روز جوان، فردا روز جوان و هر روز دیگری روز جوان. اعلام یک روز به عنوان روز جوان فقط گریزی است برای خالی نبودن عریضه طولانی عنوان روزها. وگرنه چه روزی را به یاد داری که روز جوان نباشد. کدام سازمان و نهاد و وزارتخانه ای را سراغ داری که با جوان سروکار نداشته باشد. از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اجتماع، همه چیز در این کشور آکنده از جوانان است.

    در سرزمین جوانی، جوانی کردن و جوان ماندن سخت است وگرنه هرکسی پس از نوجوانی ، لاجرم جوانی است برنا. مسئله این است جوانی کردن.

    جوانی کردن واژه ای است لیز. مثل صابون آب خورده. به دست نیامده از دست می رود. تیز است مثل تیغ و در کشور ما خیلی صفات دیگر دارد که هر کدام را می توان در کنار هم قرار داد و نتیجه گرفت. جوانی کردن پدیده ای است عجیب، پیچیده و تا حدودی ناممکن.

    بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند که جوانی نکند. مثل مردان و زنان سالخورده و میانسال سنگین رفتار کند.عجله نکند. همه پیش فرض ها و اما و اگرها را در رفتارهایش لحاظ کند. این نگرش محافظه کارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود که مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی کردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نکرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره کرده زندگی کنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار کنند. مسئله امروز جوانان جوان نیست. مسئله همان است که گفتم، جوانی کردن است. اگر این روز جوان با عنوان روز جوانی کردن نامگذاری می شد، ماجرا کلی از این رو به آن رو می شد. زیرورو می شد و به هم می ریخت، جوانی کردن اولین و مهمترین عامل جوان بودن است. داشتن سن جوانی که متر و معیار مهمی نیست.

    بیایید به واسطه روز جوان بار دیگر به این موضوع حیاتی نگاه کنیم که به عنوان جوان ترین جامعه جهان چقدر فرصت و امکان جوانی کردن در شهر و روستا پدید آورده ایم. چقدر روزنه و پنجره برای دیدن. چقدر راه و هدف برای رفتن و رسیدن و چقدر انگیزه و امکان برای ماندن و جوانی کردن به وجود آورده ایم. به خیابان ها و کوچه ها، به معابر و چهارراه ها، به استادیوم ها و سکوها به لابه لای این جمعیت پیاده روها نگاه کنیم و فراموش نکنیم زندگی آن جوانی که امروز در تنگناهای آگاهانه و ناخودآگاه رنگ عصیان و یا هاشور بی خیالی می خورد، آینده سرزمینی است که دوستش داریم.

    آن کسی که از جوان توقع میانسالی و جاافتادگی دارد. آن کسی که جوان را از جوانی کردن برحذر می دارد، آن که نمی داند برای جوان امروز مرز تجمل حرف ها به پایان رسیده و زمان زمان عمل جوانانه برای جوانان است.همه و همه در یک سمفونی کشدار می نوازند که نامش بی توجهی است.

    به مناسبت روز جوان، روز ملی جوان، حداقل این درخواست را می توان کرد که بیایید برای یک بار هم که شده تماشا کنیم شهرمان و بگوئیم: کجاست جای جوانی؟

    علیرضا محمودی


    روز جوانی یا روز جوان

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مرگ سفارشی در یک ماه رویایی

    مرگ سفارشی در یک ماه رویایی
    جوانی و کابوسی به نام «کراک»
    کراک

    کراک برای اولین بار از کوکائین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل پاییز سال ۱۹۸۵ میلادی وارد بازار شهر نیویورک شد.کراک خطرناک‌ترین ماده اعتیادآوری است که تاکنون به بازار آمده است. این ماده به حدی وابستگی‌آور است که یک بار مصرف آن فرد را معتاد می‌کند. اوج شیوع کراک در دهه ۱۹۸۰ بود.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ضرورت انتخاب دوست

    ضرورت انتخاب دوست

    یکی از ویژگی های طبیعت انسان ، اجتماعی بودن اوست. بدین لحاظ آدمی هرچند به جهتِ بر آوردن حوائج شخصی و انجام امور روزمره بی نیاز از دیگران باشد و شخصاً از همه ی امکانات لازم برای رفاه و آسایش در سطح عالی برخوردار باشد ، باز هم همواره علاقه مند است که درکنار خانواده ، مردم و جامعه زندگی کند. این ویژگی اختصاص به فرد یا گروه خاصی از انسانها ندارد بلکه ویژگی عام و مشترک تمامی افراد بشر به عنوان یک خصلت طبیعی  و روحی است.

    بعضی از روانشناسان معتقدند در صورتی که این نیاز درونی تأمین نشود و فرد برای مدتی طولانی از مردم ، جامعه و خانواده دور نگه داشته شود نهایتاً آثاری از جنون در او پیدا خواهد شد. روشن است که این نیازمندیِِ طبیعت بشر به اجتماعی بودن، توأم با حکمت ها و مصلحت هایی است و در سایه ی اجتماع و اجتماعی بودن است که بشر توانسته در قرون و اعصار مختلف دست به کارهای اساسی و بنیادی بزند و به پیشرفتهای بزرگ در عرصه های مختلف دست یابد. فرهنگ و تمدن و پیشرفت مادی و معنوی بشر مرهون تلاش جمعی او در کنار همنوعان خویش است. اختراعات ، اکتشافات و صنایع فقط برخی از جلوه های بارز این کوشش دسته جمعی است. وانگهی حیات بشر و رفع نیازمندی های شخصی و خانوادگی نیز منوط به زندگی اجتماعی است. به عنوان مثال کافی است بیندیشیم که در تهیه یک نان چه اسباب و وسایلی دست به دست هم می دهد تا در اختیار ما قرار گیرد . چنین است که هیچ گاه بدون کمک دیگران ادامه حیات ممکن نیست.

    اسلام و زندگی اجتماعی

    دین مقدس اسلام برای زندگی اجتماعی بشر اهمیت خاصی قائل شده است. اصولاً ما در اسلام چیزی به نام عزلت و گوشه نشینی نداریم ( گرچه در حاشیه برای افرادی خاص آن هم در شرایط ویژه و به صورت مقطعی وجود دارد.)

    اسلام به عنوان یک برنامه عمومی با گوشه گیری و کنار گرفتن از جامعه مخالف است. لذا امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید:

    اِیّاکَ و الفُرقَةَ فَاِنَّ الشّاذَّ منَ الناسِ الشَّیطان( غرر الحکم ص ۱۵۳ )

    مبادا از مردم دوری گزینید که گرفتار بلاهای شیطان می شوید.

    در دین اسلام علاوه بر تأکید بر اجتماعی بودن و گریز از گوشه گیری و تنهایی ، مسئولیت های سنگین اجتماعی بر دوش مسلمانان گذاشته شده و دستورات اکید اجتماعی متوجه آنان گشته است تا آنجا که گفته شده :

    مَن أَصبَحَ و لَم یَهتَمَّ بِأُمُورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم( اصول کافی – ج ۲ ، ص۱۶۳)

    مسلمان نیست کسی که صبح از خواب برخیزد و نسبت به امور مسلمانان بی اعتنا باشد.

    نیاز هر فرد به دیگران فقط در نیازهای مادی خلاصه نمی شود بلکه انسانها فطرتاً به گونه ای خلق شده اند که روح آنها به یکدیگر متمایل و علاقه مند است . بشر خود را نیازمند به داشتن نوعی ارتباط با دیگران می بیند به طوری که بدون برقراری ارتباط قادر به ادامه ی حیات به شکل مطلوب نیست . حکایت جابر بن جُعفی گویای این مطلب است . جابر یکی از ارادتمندان اهل بیت علیه السلام می باشد. وی نزد امام باقر علیه السلام شرفیاب شد و سئوال کرد: یا بن رسول الله گاه بی آنکه سبب را بدانم و یا مصیبتی برایم پیش آید دچار غم و اندوه می گردم و چنان متأثر می شوم که زن و فرزند و دوستانم آثار آن را در چهره ام مشاهده می کنند؛ علت چیست؟

    امام باقر علیه السلام فرمود : ای جابر ، خداوند تبارک و تعالی همه ی برادران ایمانی را از یک روح و از یک ریشه آفریده است. آنان را نسبت به هم برادر گردانید و از جهت روحی و معنوی چنان ارتباطی نیرومند در میانشان ایجاد نمود که هرگاه یکی از آنان درشهری غمگین شود ، برادران دیگرش دراثر ناراحتی او در هرجا که باشند ، دچار غم و اندوه می شوند.

    این روایت ، حکایت از آن دارد که مؤمنان و مسلمانان آن قدر به هم نزدیک اند که حتی حالات روحی و روانی دوستان خود را درک می کنند.

    اثر پذیری نفس

    بسیاری از موفقیت ها و عدم موفقیت ها در جوامع ، معلول وجود دوستان شایسته و یا ناشایستی است که فرد  برای خود انتخاب می کند. حال ببینیم چرا چنین است ؟ پاسخ این سئوال ، در یک کلام این است : چون نفس اثر پذیر  است . از این رو اعمال و حرکات و افعال دوستان اثر مستقیم در روحیات و خلق و خوی اشخاص دارد ، به گونه ای که سهم زیادی از شخصیت انسان به واسطه معاشران و دوستان او شکل می گیرد. حتی بعضی از بزرگان اخلاق و اهل معرفت بر این باورند که نفس آدمی به حدّی اثر پذیر است که می تواند در یک برخورد کوتاه و با یک احوالپرسی و حتی از طریق یک نگاه با  دیگران خو بگیرد.

    در وصیت نامه ی دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شعرانی آمده است:

    " شایسته است بر تو که از معاشرت های خالی از تعلیم با مردم بکاهی به ویژه با ثروتمندان و دنیا خواهان . باید آنچه را که آخرت را از یاد تو می برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می کند رها کنی و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه گردی . زیرا این عمل به طور کلی در تهذیب نفس مؤثراست. "

    اینک بنگریم که امام خمینی در رابطه با تأثیر دیگران در نفس آدمی چه می گوید: " نکته ی مهّمه ی نهی از مجالست با اهل معصیت یا نهی از نشستن در مجلسی که معصیت خدا در او می شود یانهی از مُوادّه ( دوستی ) و مخالطه و آمیزش با دشمنان خدا ، تأثیر اخلاق و حالات و اعمال آنهاست در انسان ، و از اینها بالاتر تأثیر در قلب ، اعمال خود انسان است که با اندک مداومت و مراقبتی از اعمال سیّئه ، قلب تأثّر شدید پیدا می کند و تنزّه از آن و تنزیه قلب با سالهای دراز ممکن نشود و میسور نگردد. "

    خلاصه ی سخن ایشان با بیانی ساده تر چنین است که : دوستی و همنشینی با بی دینان و یا افراد فاسد و اهل گناه و معصیت آنچنان تأثیر بدی دارد که نه تنها حالات و اعمال انسان بلکه قلب انسان را مستقیماً دگرگون می کند به طوری که پاک شدن از آن خصلت های ناپسند به راحتی ممکن نیست و به زمان طولانی نیاز دارد.

    در روایات به این نکته یعنی اثر پذیری نفس از دیگران اشاره شده و سفارش گردیده که با چه کسانی باید معاشرت و نشست و برخاست داشت و از چه کسانی باید اجتناب ورزید.

    به این سخن گهربار از امام علی علیه السلام توجه کنیم که فرمود:

    لا تَصحَبِ الشَّریرَ فَاِنََّّ طَبعَکَ یَسرَقُ شَرّاً وَ أَنتَ لا تَعلَم ( شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید، ج۲۰ ، ص۲۷۲ )

    از مصاحبت و دوستی با مردم شرور و فاسد بپرهیز؛ زیرا طبیعت تو به صورت ناخودآگاه بدی و ناپاکی را از طبع منحرف او می دزدد، در حالی که خود نیز از آن بی خبری .

    و نیز همان حضرت می فرماید :" همنشینی و دوستی باعث سوء ظن به اَخیار و خوبان می شود و همنشینی با خوبان  و مؤمنان ، تو را جزء خوبان می کند. "

    از طرف دیگر اسلام بر معاشرت و دوستی با انسانهای مؤمن و شایسته ای که موجب صلاح و رستگاری خواهد شد تأکید بسیار نموده است.

    حضرت امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:

    مُجالَسُةُ الصالِحینَ داعیَِةٌ اِلیَ الصَّلاح( بحارالانوار – ج ۱ ، ص۱۴۱)

    همنشینی با نیکان و صالحان – به خودی خود – آدمی را به نیکی و صلاح فرا می خواند.

    وَ قالَ الحَوارِیوُّن لِعیسی علیه السلام مَن نُجالِسُ؟ فَقالَ مَن یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُویَتُهُ و یَزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُهُ و یَرغَبُکُم فی الخِرَةِ عَمَلُه ( بحارالانوار ج ۷۴ ، ص ۱۸۸ )

    حواریون از حضرت عیسی علیه السلام سئوال کردند با که معاشرت کنیم؟ آن حضرت فرمود : با کسانی که نگاه کردن به آنها شما را به یاد خدا بیندازد و سخن گفتن آنها دانش شما را بیفزاید و کردار آنها رغبت شما را به آخرت زیادتر کند.

    لقمان حکیم به فرزندان خود سفارش می کند : فرزندم همنشین عالمان باش و به آنان نزدیک شو و به زیارت آنها برو؛ شاید شباهتی به آنان پیدا کنی ، و با آنها باش.

    این مطلب که انسان – از هر گروه و صاحب هر ایده ای که باشد – به واسطه ی دوستی و معاشرت با دیگران ، از آنها رنگ و بو گرفته و شبیه آنان خواهد شد ؛ چیزی است که همگان کم و بیش از آن آگاهند و چه بسا که نمونه های عینی آن را نیز در اطراف خویش سراغ دارند. نیازی نیست که برا ی توضیح این مطلب راه دوری برویم . اگر تاریخ سالیان اخیر را ورق بزنیم بخصوص در جریان انقلاب اسلامی – قبل و بعد از پیروزی و در ادامه ی آن در جنگ تحمیلی – چه بسیار کسانی را می بینیم که از کوچه و خیابان به میدان مبارزه و جهاد کشیده شدند و در اثر مجالست با مردان الهی به بالاترین پله نردبان ترقی یعنی " شهادت" در راه خدا نائل شدند . واضح است که همه ی این رشادت ها در سایه ی محبت و دوستی با عالمان و برجستگان اهل معرفت و به ویژه الهام و نَفَس قدسی و ملکوتی امام راحل به عنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران به دست آمد.

    اسلام و دوستی

    در هیچ مکتبی به اندازه اسلام به دوستی و محبت و صلح و صفا در زندگی و داشتن جامعه ای همراه با مودت و برادری سفارش نشده است. این تنها مکتب انسان ساز اسلام است که پایه و استوانه دین و دینداری را محبت و مودت قرار داده و دوستی و ارادت را یک ضرورت اجتماعی دانسته به گونه ای که در حدیث شریف آمده است : " غریب کسی است که دوستان شایسته ای نداشته باشد" و در روایات فراوانی دوستی را برخویشاوندی – با همه ی اهمیتش – مقدم دانسته است. در این قبیل احادیث ، نه تنها ضرورت و اهمیت دوستی گوشزد می شود بلکه با ایجاد انگیزه های جذاب دنیوی و اخروی ، مسلمانان به داشتن رفیقان لایق و شایسته تشویق و ترغیب می شوند. از میان احادیث و روایات فراوانی که در این خصوص  داریم – به دلیل اهمیت موضوع و به عنوان تبرک و کسب فیض از آستان عترت شریف – دو روایت را ذکر می کنیم:

    قال علی علیه السلام :

    أَعجَزُ الناسِ مَن عَجَزَ مِن اِکتِسابِ الاِخوانِ و أَعجَزُ مِنهُ مَن ضَیَّعِ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم( نهج البلاغه حکمت ۱۲ )

    عاجزترین مردم کسی است که از به دست آوردن دوست عاجز باشد و از او عاجزتر کسی است که دوستان به دست آورده را از دست بدهد.

    پیامبر اکرم ص فرمود : هرکه با برادر مؤمن دوستی نماید در روز قیامت در زیر سایه ی رحمت الهی مستقر و ساکن خواهد بود و منادی به ندا آید که این جمع ، همسایگان الهی هستند؛ برخیزند و بی حساب وارد بهشت شوند . چون ایشان متوجه بهشت شوند ، فرشتگان سئوال کنند که شما چه جمعی هستید و چه شد که این مرتبه را یافتید؟ گویند که ما در دنیا محبت و دوستی با یکدیگر می نمودیم از برای رضای خداوند متعال. فرشتگان گویند : گوارا باد بهشت و نعمتهایش بر شما.

    دوستان هم شفاعت می کنند

    اینک پس از آگاهی از ارزش دوستان شایسته و آنان که محبت و علاقه شان به خاطر خدا و برای خداست؛ آیا می توان نعمتی بهتر از این سراغ گرفت که انسان در این جهان مادی چنین یارانی داشته باشد؟

    یارانی که نخبگان زمین و شفاعت کنندگان قیامت اند و هرکس سعادتِ رفاقت و ارادت با آنان را داشته باشد ره توشه ی سعادت را با خود برداشته است . زیرا اینان مؤمنان و تقوا پیشگان واقعی در این جهان هستند و در سرای آخرت نیز جزء شفاعت کنندگان امت اند. شاید به همین خاطر باشد که علی علیه السلام فرمود:

    عَلَیکُم بِالاِخوانِ فاِنَّهُم عُدَّةُ فی الدُّنیا و الاخِرَة( المحجة البیضاء – ج ۳ )

    بر شما باد به انتخاب برادران و دوستان شایسته ؛ زیرا آنها بهترین توشه اند در دنیا و آخرت .

    علامه ی بزرگوار طباطبایی قدس سره صاحب تفسیر المیزان در ذیل آیه :

    فَما لَنا مِن شافِعینَ و لا صَدیقٍ حَمیم( سوره شعراء آیه ۱۰۰)

    روایتی را نقل می کند بدین قرار:

    جابر بن عبدالله گوید ، شنیدم از پیامبر گرامی اسلام که فرمود: بعضی از بهشتیان می گویند چه بر سر دوست ما آمد ( در حالی که دوستانشان در جهنم هستند؟ ) خداوند تبارک و تعالی برای اینکه قلب این مؤمن را شاد کند ، فرمان می دهد که دوستش را از دوزخ خارج کنند و به بهشت بفرستند. اینجاست که باقی ماندگان در دوزخ می گویند : نه شفاعتگرانی داریم ، و نه دوست نزدیکی . ( تفسیر المیزان ، ج ۱۵ ، ص ۲۹۳)

    آری ، تنها دوستان مؤمن اند که در این جهان انس و محبت آنان جان آدمی را مشعوف می کند و چون از ایمان مستحکم برخوردار و مقرب درگاه حق اند می توانند در آن جهان افرادی را که به واسطه ی برخی لغزشها در دوزخ هستند نجات دهند و شفاعت کنند و آن محبوب حقیقی نیز شفاعت ایشان را بپذیرد . البته روشن است که نه شفاعت بدون معیار و ملاک است و نه تقاضا درباره ی دوستان ، بی حساب و به گزاف ؛ بلکه می بایست نوعی پیوند و ارتباط معنوی در میان شفاعت کننده و شفاعت شونده باشد تا این هدف تحقق پیدا کند.

    ضرورت انتخاب دوست

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • از خود شده بیگانه

    از خود شده بیگانه

    از خود بیگانگی در نوجوانی

    از خود شده بیگانههر چند که نوجوانی دورانی پر فراز و نشیب و پر استرس به شمار می رود اما به طور کلی نوجوانان عموما شادمانند و نسبت به خود نظر مثبتی دارند و به آینده امیدوارند. ولی اقلیتی نیز هستند که زندگی بر وفق مرادشان نیست و با مشکلاتی مواجهند. اینها نوجوانانی هستند که به دلایلی از جامعه و ارزشهای آن احساس جدایی می کنند و از لحاظ عاطفی در انزوا به سر می برند. این نوجوانان عموما از طبقه پایین جامعه و افرادی هستند که در معرض فقر و ناکامی اقتصادی و تبعیض بوده اند. البته این وضعیت در میان نوجوانان مرفه نیز ایجاد می شود و به شیوه گوناگون ابراز می شود. در هر حال چنین شرایطی باعث به وجود آمدن وضعیتی به نام ” از خود بیگانگی” در نوجوانان می شود. از خود بیگانگی ترجمه کلمه “الیناسیون” است. این مفهوم به معنای رد و انکار ارزشهای اجتماعی و دوری و جدایی از دیگران است که از حد بدبینی های نوجوانان معمولی بسیار فراتر می رود.
    روانشناسان از خود بیگانگی را به عدم تجانس بین رفتار فرد و نظام پاداشی جامعه، کشمکش و ستیز روانی، عدم رشد کافی من و من برتر، آسیبهای روانی و تجربه های دوران کودکی و سردر گمی در هویت شناسی والدین منسوب می کنند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • اعتیاد لذت می آورد؟

    اعتیاد لذت می آورد؟
    آیا مواد اعتیادآور در مغز تولید لذت می کنند؟
    افتاده درباد(۳۹)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش