پله پله ، تا آسمان
تربیت دینی کودکان ضامن سلامت روح کودک(۳)
قسمت اول(دانه دانه های دین)
قسمت دوم(قطره قطره های معرفت)
مشورت با فرزندان
یکی از هدفهایی که در تربیت فرزندان مورد نظر است،پرورش روحی، خود باوری و ایجاد اعتماد به نفس است. اگر فردی اعتماد به نفس خود را از دست بدهد در حقیقت فکر و روحش فلج شده است و متکی و وابسته به دیگران میشود. انسانی به پیشرفتهای علمی، معنوی و اجتماعی دست مییابد که تواناییهای خود را باور داشته باشد. اگر آدمی باور کند که نفسش در گرو عملی است که انجام میدهد و هر ثواب و عقابی که در نامه ی عملش ثبت میشود بستگی به عملش دارد و اگر به یقین باور کند که خداوند او را در تکلف و سختی قرار نداده است و در عین حال استعدادهای زیادی به او بخشیده است، برای رسیدن به اهداف عالیه و کمال انسانی با استفاده از اصل مشورت و نیز استعدادهای خدادادیاش از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد. مشورت کردن با فرزندان در امور خانواده ضمن شخصیت بخشیدن به آنها، سبب میشود تا دریابند که به آنها توجه میشود لذا مسائل خود را با والدین مطرح کرده و زمینه ی صمیمیت و همدلی بیشتر را فراهم میآورند و از این رهگذر به تدریج با راه و روش فکر کردن و تصمیمگیری نیز آشنا میشوند. مشورت کردن والدین با فرزندان در مورد مسائل خانوادگی، احساس مسئولیت را در وجود فرزندان ایجاد میکند و باعث میشود تا آنها به مسائل بیندیشند و با واقعیات زندگی مواجه شوند.مشورت کردن با فرزندان آنان را به تفکر و تدبر در امور وا میدارد .همچنانکه قرآن کریم مردمان را به تفکر و تدبر دعوت میکند و از پیروی کورکورانه و تقلیدی محض پرهیز میدهد. شنیدن نظرات آنها و بیان اشتباهات آنها با دلیل و منطق و ملایمت که باعث جریحهدار شدن احساسات آنها نشود، قدرت خلاقیت تفکر، تعاون، هماهنگی مسئولیت و… را در فرزندان به وجود میآورد. مداخله کردن مستبدانه ی والدین در امور آنها و یا دیکته کردن افکار و عقاید خود به آنان، بدون توجه به تمایلات و مقتضیات فرزندانشان، موجب سرکشی و طغیان آنان میشود. البته این نکته را هم باید همواره در نظر داشت که نباید بیش از حد و ظرفیت و توانایی شخصی از آنها چیزی خواست زیرا ممکن است قادر به انجام آن کارنباشند و به این ترتیب از خود باوری او کاسته خواهد شد. چنانکه رسولاکرم(ص) میفرمایند: «والدین باید به آنچه مقدور و میسور فرزندانشان است راضی شوند و بیشتر از آن طلب نکنند.»
ابزار جادویی در مقابله با ترس
همه ما در زندگی ترسهایی داریم؛ ترس از تصمیمگیری، ترس از اشتباه کردن، تغییر شغل، تنهایی، پیری و…
شاید شما هم با بعضی از این ترسها درگیر هستید و شاید هم از چیزهای دیگر میترسید که دیگران آن را تجربه نکردهاند ولی بدانید که شما تنها نیستید؛ ترس در وجود همه ماست. ولی ترس شما از هرچه باشد باید بیشتر باآن آشنا شوید تا بتوانید بر تواناییهایتان بیفزایید و از پس هر موقعیت به خوبی برآیید. شاید تعجب کنید اگر بدانید که ناتوانی روبهرو شدن با هراس ممکن است مسئلهای روانی محسوب شود اما در اغلب موارد ابدا اینطور نیست. در واقع موضوع بیشتر مسئلهای آموزشی است و شما با آموزش دادن دوباره ذهن خود میتوانید ترس را به عنوان حقیقتی در زندگی بپذیرید و آن را مانعی پیش روی موفقیت خود ندانید. بسیاری از ما دوست داریم شرایط کنونیمان تغییر کند؛ اما از آن میترسیم. البته تغییر، کار آسانی نیست. قالبریزی زندگی به شکلی که خود میخواهید، نیازمند شجاعت است. انواع موانع بر سر راهتان ظاهر میشوند اما اینها نباید شما را دلسرد کنند. از این لحظه به بعد هرگاه احساس هراس کردید، به خود یادآور شوید دلیلش این است که نسبت به خودتان احساس خوبی ندارید. اغلب برای افراد این سوال پیش میآید که چرا اعتماد به نفس کمی دارند و برای شروع هر کار ترس به دلشان رخنه میکند؟
نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت می برید. هرگز چشمان خود را روی نقطه ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید؛ چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا می کنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد می شود.
زن و مرد هرکدام با پسزمینههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و حتی فکری پا به زندگی مشترک میگذارند. شاید نیمی از ناسازگاریهای زندگی مشترک، مربوط باشد به عدم شناخت زن از طرز تفکر و خواستههای شوهر. دکتر فیل، روان شناس و نویسنده مشهور آمریکایی، در این گفتگو بیان میکند که مردان درباره ازدواج واقعا چهطور فکر میکنند.
بچه ها همه زندگی ما نیستند!
چرا فکر می کنیم بچه ها همه زندگی ما هستند؟
چندی پیش زن و شوهری که به تازگی فرزند دو ساله شان را به دلیل بیماری از دست داده بودند، برای مشاوره مراجعه کردند. زن به دلیل آن که تصور می کرد در رساندن فرزندشان به بیمارستان کوتاهی کرده احساس گناه می کرد و از افسردگی رنج می برد. بررسی پیشینه این زوج که ۴ سال بیشتراز ازدواج آنها نمی گذشت، نشان می داد که آنها طی این مدت زندگی خوبی نداشته و به خاطر دخالت های خانواده طرفین و عدم سازگاری با یکدیگر، بیشتر اوقات با هم بگو مگو داشته اند. به دنیا آمدن فرزندشان تا حدی از مشکلات آنها کاسته بود و فکر می کنید عامل اصلی نارضایتی و افسردگی چه بود؟ از دست دادن فرزند و یا …؟
یک دلیل اصلی این که هر یک از والدین فکر می کنند فرزند همه زندگی آنهاست، این است که آنها از زندگی مشترک و از باهم بودن لذت نمی برند. اختلافات زناشویی، توجه زن و شوهر را از یکدیگر به طرف بچه متمرکز می کند و آنها معنای زندگی خانوادگی را در فرزند خلاصه می کنند.زندگی یک کار کلیشه ای نیست، یک فیلم تکراری نیست، یک داستان از قبل نوشته نیست، زندگی می تواند برای هر کس تجربه ای متفاوت باشد. اما از فرصت زندگی برای تجربه استفاده نمی کنیم، بلکه سعی می کنیم طوری زندگی کنیم که دیگران کرده اند. انگار همه باید در زندگی یک خط را دنبال کنند! زمانی برای ازدواج، زمانی برای بچه دار شدن، زمانی برای بچه بزرگ کردن و زمانی برای …
یک دلیل اصلی این که هر یک از والدین فکر می کنند فرزند همه زندگی آنهاست، این است که آنها از زندگی مشترک و از با هم بودن لذت نمی برند. اختلافات زناشویی، توجه زن و شوهر را از یکدیگر به طرف بچه متمرکز می کند و آنها معنای زندگی خانوادگی را در فرزند خلاصه می کنند.
یک دلیل دیگر این طرز فکر، تصورات سنتی بعضی از والدین است. از قدیم رسم بوده که به محض ازدواج دختر و پسری، از آنها توقع می رفت که بچه دار شوند. فرزند آوری و فرزند پروری، انگار جزء ضروریات زندگی بود و ناتوانی در بچه آوردن ضعفی بزرگ تلقی می شد. البته طرز فکر آن زمان برای خود دلایل خاصی داشت که جای بحث آن نیست، ولی آثار آن نوع فکر، هنوز در لایه های پنهان خانواده های ایرانی وجود دارد. هنوز هم در بعضی خانواده ها توجه افراطی به بچه داشتن و فرزند آوری دیده می شود.
دلیل سوم این طرز فکر، غفلت والدین از زن، جایگاه و اهمیت زن و شوهری است. شاید به دلیل عدم آموزش مناسب و یا آموزش های نادرست، زن و شوهرها متوجه نوع روابط خود نیستند. بسیاری از والدین، توجه زیاد به فرزند را نشانه ایثار و فداکاری می دانند و این ایثار را وظیفه خود تصور می کنند. در بحث های تربیتی گاهی جهت گیری های نادرستی وجود دارد و به نتایج نادرستی نیز منجر می شود. مثلاً می گوییم والدین قدیمی به فرزندان خود توجه زیادی نداشتند و با محکوم کردن این روش تربیتی، نتیجه می گیریم که باید به بچه ها زیاد توجه کرد. پیش گرفتن پدر و مادری به زن و شوهری در خانواده های ایرانی، مشکلات و آسیب های زیادی را به وجود آورده است.
بچه ها چقدر مهمند؟
منظور از این گفته ها، آن نیست که بچه ها مهم نیستند. نه، هر چیز جای خودش را دارد. بچه ها ، زندگی و آینده شان مهمند، اما نه مهمتر از خود ما، نه مهمتر از زن و شوهری ، و نه مهمتر از فلسفه زندگی. بچه ها، شیرینی زندگی هستند، ولی همه زندگی نیستند. (این جمله را دوباره بخوانید).
امیدوارم مرا متهم به سنگدلی نکنید، ولی این واقعیت زندگی است که زندگی با بچه ها یا بدون آنها ادامه دارد. عشق و علاقه ما به بچه ها در سنین کودکی به دلیل پاکی و معصومیت آنها، در سنین نوجوانی به دلیل رشد و بالندگی آنها و در سنین جوانی به بعد به دلیل به ثمر رسیدن و باروری آنهاست. فرزندان، مال ما هستند، ولی زندگی خود را دارند. همان گونه که از آنها توقع نداریم زندگی شان را با بود و نبود ما تفسیر کنند. نباید زندگی خودمان را با بود و نبود آنها تفسیر کنیم.
ما چون در درک زندگی و تفسیر آن مشکل داریم، در جهت گیری زندگی هم دچار اشتباه می شویم. به عنوان پدر و مادر، هر کاری که از دستمان بر می آید، باید برای فرزندانمان انجام دهیم، این وظیفه پدر و مادری است اما این بدان معنا نیست که خود را وقف آنها کنیم و یا آنها را وقف خود سازیم!
هرکس زندگی خود را دارد. عشق ها، محبت ها و صمیمیت ها به جای خود، اما هر کس زندگی خود را دارد.
بچه ها شیرینی زندگی اند
این داستانی تکراری را شنیده اید: پدر و مادری که سال ها عمر و زندگی خود را صرف فرزند یا فرزندانشان می کنند و به قول معروف او را به جایی می رسانند. قسمت جالب داستان اینجاست که وقتی بچه ها به سن و سال استقلال و بزرگی می رسند، می گویند که: پدر و مادرشان را درک نمی کنند. در پایان داستان هم، هر کدام سراغ زندگی خود می روند و به دغدغه های خود می پردازند.
بسیاری از والدین، بعد از بزرگ شدن فرزندان و رفتن آنها، در زندگی خود احساس خلا می کنند، انگار که دیگر سوژه ای برای زندگی کردن ندارند. خیلی از زن و شوهرها، آن قدر سرگرم پدر و مادری بوده اند که وقتی بچه ها آنها را ترک کردند، دیگر نمی دانند چگونه باید زن و شوهری کنند؟
ما توجه نمی کنیم که زندگی یک کار کلیشه ای نیست، یک فیلم تکراری نیست، یک داستان از قبل نوشته نیست، زندگی می تواند برای هر کس تجربه ای متفاوت باشد. اما از فرصت زندگی برای تجربه استفاده نمی کنیم، بلکه سعی می کنیم طوری زندگی کنیم که دیگران کرده اند. انگار همه باید در زندگی یک خط را دنبال کنند! زمانی برای ازدواج، زمانی برای بچه دار شدن، زمانی برای بچه بزرگ کردن و زمانی برای …
شما به عنوان پدر و مادر الان چند سال دارید؟ با پیری چقدر فاصله دارید؟ برای زمانی که فرزندان دنبال زندگی خود می روند و تنها می مانید، چه فکری کرده اید؟ چقدر به عنوان زن و شوهر از وجود هم استفاده کرده اید و به فکر یکدیگر بوده اید؟
بچه ها شیرینی زندگی ما هستند، بچه ها زیبایی زندگی ما هستند، بچه ها قسمتی از زندگی ما هستند، بچه ها از ما می آیند، ولی مال ما نیستند. آنها زندگی خود را دارند و ما زندگی خود را. نباید بچه ها را فدای خواسته های خود کنیم و نباید خود را فدای خواسته های آنان سازیم، که اولی نشانه خود خواهی است و دومی نشانه فداکاری بیجا و غیرمنطقی. ما وقتی تصور می کنیم که بچه ها همه زندگی ما هستند، می دانید چه مشکلاتی به وجود می آوریم:
وابستگی عاطفی شدید ما نسبت به آنها؛ در حالی که ممکن است آنها نسبت به ما چنین نباشند.
حساسیت و کنترل در باره رفتار فرزندان، که در نهایت باعث از بین رفتن استقلال و هویت فردی آنها می شود.
از دست دادن فرصت زن و شوهری، که موجب می شود خود بچه ها الگویی برای زن و شوهری نداشته باشند.
عدم توجه به اهداف دیگر زندگی، که باعث می شود لذت زندگی، فقط در فرزندان خلاصه شود و از لذت های دیگر زندگی بی بهره بمانیم.
در پیش گرفتن روش های تربیتی نادرست، که از توجه یک طرفه به فرزند حاصل می شود و مشکلات بعدی را به وجود می آورد.
بچه ها همه زندگی ما نیستند. افکار خود را تا این حد محدود نکنید، اهداف زندگی را در یک هدف خلاصه نکنید و تمام دلبستگی های زندگی را روی فرزندتان سرمایه گذاری نکنید.
منطقی فکر کنید، فرزندتان را دوست بدارید، به او عشق بورزید، او را عزیز بدارید، در مراحل زندگی در کنارش باشید و به موقع راهنمایی اش کنید؛ اما همه زندگی را در وجود فرزندتان خلاصه نکنید، زندگی شما هم مهم و با ارزش است.
منبع :همشهری
لینک:
- یک خانواده ی سالم چگونه خانواده ای است ؟
بچه ها همه زندگی ما نیستند!
لابی اتاق انتظار
در چند هفته پیش پیرامون انواع آپارتمان و دکوراسیون فضاهای عمومی داخل ساختمان و همچنین لزوم پرداختن به این مقوله مطالبی ارائه شد. حال در این قسمت ، قصد داریم به دکوراسیون فضاهای عمومی مجتمع های بزرگ و برج های مسکونی بپردازیم.
البته در این قبیل ساختمان ها به جهت وسعت و همچنین تعداد ساکنان ، معمولاً هیات مدیره ای وجود دارد و در راس آنها فردی به عنوان مدیر ساختمان مسئولیت اصلی را برعهده می گیرند. این افراد قوانین محکمی تدوین می کنند که تخلف از آنها با توجه به قوانین آپارتمان نشینی پیامدهایی را نیز به دنبال خواهد داشت؛ در نتیجه نظم بیشتری در محیط ساختمان حاکم است.
از آنجا که خصوصیات فضاهای عمومی ساختمان تا حدودی نمادی از موقعیت و خصوصیات افراد ساکن است در میان قوانین بندهایی نیز به شرایط ظاهری فضا و دکوراسیون محیط های عمومی و مشترک و درواقع نمونه فضاسازی آنها اختصاص می یابد.
لذا در این راستا ابتدا به معرفی فضای عمومی برج ها و مجتمع های بزرگ می پردازیم سپس پیشنهاداتی را پیرامون هرچه بهتر شدن ساختار اصلی و دکوراسیون این محیط ها ارائه می دهیم.لابی
نقطه مشترک اغلب مجتمع ها و برج ها فضایی به نام لابی است. امروزه حتی برای آپارتمان های پـُر واحد نیز لابی در نظر می گیرند. این مکان معمولاً در طبقه همکف ساختمان واقع شده و فضایی از ساختمان است که هر فردی که قصد ورود به هریک از واحدهای آن ساختمان را دارد، ابتدا باید به این محیط داخل شود و پس از عبور از آنجا به واحد موردنظر راه یابد.
لابی شامل دو قسمت اصلی است: ۱ – نگهبانی ۲- نشیمن ۱ – قسمت نگهبانی: از آنجا که تعداد ساکنان در برج ها و مجتمع های این چنینی زیاد است و در پی آن رفت وآمدها نیز بسیار است، به منظور حفظ امنیت ساکنان ، نگهبانی شبانه روزی استخدام می کنند که در قسمت لابی مستقر می شود و عبور و مرور افراد را کنترل می کند. این قسمت از لابی شامل یک پیشخوان و یا میز و صندلی و همچنین امکانات مخابراتی برای برقراری ارتباط با تک تک واحدهای ساختمان است. ۲ – قسمت نشیمن:محیطی از لابی است که با قرار دادن ترکیبی از مبل یا صندلی و میز،شبیه اتاق نشیمن، به نشستن افراد اختصاص می یابد. در واقع طبق قوانین اصلی سیستم برج ها و مجتمع ها، فرد وارد شده تحت عنوان مهمان و یا مراجعه کننده، ابتدا باید پس از ذکر نام خود و نام ساکن به نگهبان، اندک زمانی را در لابی منتظر بماند و سپس در صورت صدور اجازه توسط ساکن ، به سوی واحد موردنظر روانه شود و یا حتی گاهی برخی از ملاقات های کوتاه مدت افراد غریبه و فرد ساکن در محیط نشیمن لابی و یا فضایی که برای این منظور در نظر گرفته شده است، انجام می گیرد که البته این موارد با همین جزییات و به صورت دقیق در اغلب برج ها و مجتمع های مسکونی موجود رعایت نمی شود و در هریک با توجه به شرایط موجود به گونه ای خاص و با توجه به قوانین تنظیم شده توسط هیأت مدیره و مدیر ساختمان رفتار می شود. ولی آنچه که مسلم است نیاز به وجود لوازم دکوراسیونی برای مقاصد فوق و همچنین بهره مندی فضا از شرایط ساختاری اصولی و ظاهری مطلوب است. در صورتی که موارد یاد شده با توجه به اصول دکوراسیونی و رعایت نکات اساسی در این راستا صورت گیرد، هم به لحاظ اقتصادی برای اهالی ساختمان به صرفه خواهد بود و هم به فضایی زیبا و دلپذیر منجر می شود. همواره اولین مسئله ای که در بررسی ساختاری یک فضا باید مورد توجه قرار گیرد پوشش های محیط ، شامل کف و دیوارها است. کف ها از آنجا که لابی محل گذر همه افراد ساکن و مراجعه کننده به ساختمان است، استحکام کفپوش از جمله ضروریات یک پوشش به حساب می آید. در میان کفپوش های سخت نیز سنگ بهترین انتخاب محسوب می شود؛ زیرا هم در اثر ضربات ناشی از اسباب کشی و حمل بار و وسایل ، صدمه نمی بیند و هم به راحتی تمیز می شود. نکته ۱: در این فضاها حتی با توجه به وسعت زیاد بهتر است ازسنگ های تیره رنگ مانند گرانیت مشکی استفاده نشود زیرا ردپای افراد و خاک و غبارات موجود در هوا همواره لکه هایی را بر روی سطح سنگ ایجاد می کند و ظاهری نازیبا و کثیف پدید می آید. نکته ۲: در این فضاها ( لابی و فضاهای کناری آن) ازکفپوش های منسوج مانند فرش های ماشینی ، گلیم ، گبه و مانند اینها استفاده نکنید. مگر آن که کفپوش موردنظر در قسمت نشیمن و در زیر لوازم دکوراسیونی موجود واقع شده باشد و سنگینی وسایل مانع تغییر مکان و لیز خوردن آن شود.نکته ۳:
وجود پادری برای تمیز کردن کف کفش ها پیش از ورود به لابی و یا در مقابل در ورودی آن ضروری است.دیوارها
بهترین پوشش برای دیوارهای این فضا نیز رابطه مستقیمی با وسعت محیط و موقعیت دیوارها دارد. در صورتی که فضای اختصاص یافته به لابی بزرگ است و احتمال برخورد لوازم به هنگام حمل وجود ندارد، می توان دیوارها را با رنگ روغنی و یا کاغذ دیواری قابل شست و شو پوشش داد. در چنین شرایطی کاربرد دیوارپوش های چوبی و یا نصب آینه و یا حتی سیمان، آجر و سنگ تیشه ای به عنوان پوشش یک و یا دو دیوار نیز تنوعی زیبا را در محیط ایجاد می کند. در میان آنها، آینه علاوه بر ایجاد زیبایی ظاهری، وسعت و نور موجود در محیط را افزایش می دهد. نکته ۴: اگر لابی به قدری کوچک باشد که فضای کافی برای مانور لوازم و اثاثیه ساکنان چندان وجود نداشته و حتی لوازم دکوراسیونی مربوط به این محیط نیز به یک میز و چند صندلی محدود شده باشد، بهتر است دیوارهای محیط را با سنگ پوشاند. به این ترتیب از احتمال آسیب دیدگی دیوارها کاسته می شود.
نوع رنگ برای دیوارها نیز باید با توجه به وسعت فضا، نور موجود و همچنین لوازم دکوراسیونی به کار رفته، انتخاب شود.
لوازم دکوراسیونی
همان طور که در بالا اشاره شد، لابی دارای دو قسمت اصلی است که هر یک لوازم دکوراسیونی خاص خود را نیاز دارد. البته نوع لوازم دکوراسیونی انتخابی ، رابطه مستقیمی با وسعت، پلان و موقعیت فضا و همچنین کاربرد آن دارد. در برخی از لابی ها محیط نشیمن برای قرار دادن نیم ست مبلمان ( یک کاناپه و دو مبل تکی و میز) و یا ترکیب دوکاناپه دو نفره مناسب است. ولی در برخی دیگر امکان جای دادن یک کاناپه و یک میز و یا حتی تنها چند صندلی و یا مبل کوچک وجود دارد. به طور کلی توجه به این مسئله ضروری است که یکی از مهم ترین خصیصه هایی که لوازم دکوراسیونی موجود در قسمت نشیمن لابی باید دارا باشند، استحکام و مقاومت آنها است؛ زیرا این لوازم دکوراسیونی نسبت به لوازم و وسایل کاربردی در خانه موارد مصرف بیشتری دارد و افراد مختلفی با فرهنگ ها و گروه های سنی گوناگون از آنها استفاده می کنند لذا احتمال صدمه دیدن آنها به همین ترتیب افزایش می یابد. در ضمن تعویض هرچند وقت یک بار وسایل با توجه به ایجاد بار مالی برای ساکنان میسر نیست. امروزه با توجه به رایج شدن مبلمان فلزی ، ترکیب فلز ، پارچه و یا حتی تلفیقی از چوب ، فلز و پارچه برای این محیط ها انتخاب مناسبی است زیرا فلز در هیچ شرایطی مورد صدمه ساختاری قرار نمی گیرد و تنها با یک پوشش جدید از رنگ ، نمایی تازه و متفاوت می یابد ؛ در نتیجه هم تغییر نمای ظاهری آن به راحتی و با کمترین هزینه صورت می گیرد و هم از استحکام کافی برخوردار است. توضیح: البته به طور کلی انتخاب این لوازم ، پس از در نظر گرفتن موضوع مقاومت، سلیقه ای است. پارچه مورد استفاده برای این لوازم دکوراسیونی نیز باید قابل شست و شو باشد ؛ زیرا به جهت استفاده مکرر افراد مختلف ، بسیار در معرض کثیف و لکه دار شدن قرار دارد. نکته ۵:در صورت امکان از پارچه هایی با رنگ های خیلی روشن برای این منظور استفاده نکنید. البته این روزها چرم های مصنوعی در انواع و اقسام رنگ ها به بازار آمده اند که با هر سلیقه و دکوراسیونی هماهنگ است و به جهت ضد آب بودن و تمیز شدن به سرعت و راحتی، کاربرد رنگ های روشن آنها نیز مشکل ساز نخواهد بود. رعایت موضوع قابل شست و شو بودن و دوام پارچه در هنگام انتخاب پرده برای پنجره های لابی نیز ضروری است. در لابی با توجه به موقعیت مکان در کنار لوازم دکوراسیونی مورد نیاز از لوازم تزیینی – دکوراسیونی دیگری مانند انواع تابلو ، دیوارکوب و سایر عناصر تزیینی نیز می توان استفاده کرد.نورپردازی
لابی نیز مانند هر فضای دیگری با وجود یک نورپردازی خوب ، صرفنظر از موضوع روشنایی ، جلوه ای متفاوت و زیبا می یابد. برای نورپردازی این محیط با توجه به کاربردهای مختلف ، حداقل به دو نوع نورپردازی نیاز است:
یکی نورپردازی وظیفه ای فضای نشیمن و پیشخوان و دیگری نورپردازی دکوراسیونی.
برای نورپردازی فضای نشیمن می توان از لوسترهای آویز یا سقفی، هالوژن های توکار، لوسترها و چراغ های دیوارکوب، آباژور و یا انواع چراغ های رومیزی و یا پایه بلند ایستاده، استفاده کرد و در شرایطی که دیوارکوب ها و یا لوازم تزیینی دیگری در محیط وجود داشته باشد، نورپردازی آنها جلوه ای متفاوت را پدید می آورد.
نکته ۶: اگر فضای لابی، راهروها و یا مکان های موجود تا آسانسور، به هنگام روز از نور کافی بهره مند باشند، کاربرد گیاهان طبیعی، روحی تازه به محیط می بخشد ولی در غیر این صورتگل ها و گیاهان مصنوعی نیز جایگزین خوبی محسوب می شوند.لابی اتاق انتظار
اگر کودکی با انتقاد زندگی کند ،می آموزد که محکوم کند.
این بار در ادامه سلسله مقالات شغلهای هیجان انگیز و پرخطر به سراغ یک از نصابهای دکل برق می رویم:

