آثار متفاوت عفو و بخشش
حضرت علی(علیهالسلام) نقل میکند که بین من، عباس و عمر بحث و گفتگویی مطرح بود که بهترین خوبیها چیست؟
نظر من این بود که: بهترین خوبیها آن عملی است که دور از چشم مردم انجام شود.
نظر عباس این بود که: بهترین خوبیها، عملی است که کار خوب در نظر انجام دهنده آن، کوچک بیاید و از آفت عُجب محفوظ بماند.
جهان خلقت با اسمای حسنای الهی اداره می شود. نه انسان و نه جهان مستقیماً با ذات أقدس إله ارتباط ندارد؛ آنچه ظهور حق تعالی است به نام وجهُ الله، از راه اسمای حسنای الهی است. تجلّی وصف «جمیل» خدای سبحان در بهار طبیعی و بهشت فرا طبیعی ذات أقدس إله در دنیا در بهار به صورت «جمیل» جلوه می کند و در قیامت در بهشت به عنوان «جمیل» تجلّی دارد.
اصل خلقت برابر بیان نورانی امیرالمؤمنین(علیه السلام) تجلّی الهی است که در نهج البلاغه فرمود: اَلحَمدُ لِلّهِ المُتَجَلّی لِخَلقِهِ بِخَلقِهْ ۱. این تجلّی با جمال الهی که آمیخته شد، در دنیا می شود «بهار»، و در آخرت می شود «بهشت». این بهشت و این بهار یک جمال صُوری و ظاهری است که بیانگر جمال ملکوتی خدای سبحان است. در ملکوت خدا جمالی دارد به عنوان علم، به عنوان رحمت، به عنوان رأفت و مانند آن. انسان در بهار باید یک بهشتی را به همراه خود ببرد، بهشتی بشود. برای این که با نشاط و با خرّمی به سر ببرد، ناچار است از کوثر مدد بگیرد تا هویت خود را بهشت کند!
بهار از باران مدد میگیرد و سرسبز و خرّم میشود، ولی انسان اگر بخواهد بهشتی بشود، از باران استمداد نمیکند؛ از کوثر مدد میگیرد. و کوثر همان معرفت خدا و محبّت خداست که جمال الهی را به همراه دارد.

میرزا علی احمدی میانجی، در چهارم محرم ۱۳۴۵ ق . در روستای «پورسخلو» از توابع شهرستان میانه دیده به جهان گشود. او در سال ۱۳۶۳ ق . پس از آموختن مقدمات علوم اسلامی و سطح، در میانه و تبریز به شهر قم هجرت کرد، در یکی از حجرههای مدرسه دارالشفاء مسکن گزید و دروس سطوح عالی را از محضر استادان آن حوزه آموخت .
غفلت که یکى از موانع سیر انسان به سوى خداست، از نظر فرهنگ دین، رجس و چرک است. امیرالمؤمنین علیه السلام مىفرماید: الغفلة ضلال النفوس(۱)؛ غفلت، گمراهى جان است. از مناجات شعبانیه نیز استفاده مىشود که غفلت، چرک جان آدمى است. امامان معصوم علیهم السلام در مناجات مزبور به خدا عرض مىکردند: خدایا! ما از تو شاکریم که دلهایمان را از چرک غفلت پاک کردى: فشکرتک با دخالی فی کرمک و لتطهیر قلبی من اوساخ الغفلة عنک(۲) و البته این تعبیرها کنایه نیست. بعضى مىپندارند که تعبیر از فضیلت و رذیلت اخلاقى به طهارت، کنایه و مجاز است؛ اما این پندارى باطل است؛ زیرا انسان، گذشته از این که ظاهرى دارد، باطنى هم دارد، و باطنها در قیامت ظهور مىکند. در قیامت، برخى نورانى، سفید رو و روسفید و برخى دیگر، سیه رو، رو سیاه و چرکینند و غسلین (چرکابه) که طعام تبهکاران است: فلیس له الیوم ههنا حمیم ولا طعام الا من غسلین لا یاکله الا الخاطئون(۳) از غفلتها نشئت مىگیرد. منشا هر آفتى که از بیرون دامنگیر ما مىشود، غفلت درون ماست و اگر در درون ما قلعه اعتقاد و التفات وجود داشته باشد آسیبى به ما نمىرسد؛ چون: هر آن غافل زند غافل خورد تیر. در روایات آمده است: هیچ پرندهاى در حال ذکر تیر نمىخورد و هر تیرى به هر پرنده یا حیوان دیگر در میدان شکار اصابت کند، در حال غفلت اوست. امام صادق علیه السلام مىفرماید: ما من طیر یصاد فی بر ولا بحر ولا یصاد شی ء من الوحوش الا بتضییعه التسبیح.(۴) همچنین آن حضرت مىفرماید: صاعقه به ذاکر خداوند اصابت نمىکند: ان الصاعقة لا تصیب ذاکرا لله عزوجل.(۵) این گونه معارف، گذشته از جنبه علمى و اعتقادى براى ما اثرى تربیتى دارد تا از خدا و آیات او غافل نباشیم. غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح، سازگار نیست؛ زیرا روح انسان هر لحظه در برابر خاطرات تلخ و شیرین، حالت تازهاى دارد و در برابر هر حالت تازه، حکم جدیدى طلب مىکند و حکم جدید را فن اخلاق بر عهده مىگیرد. کسى که از پدیدههاى درون خود غافل باشد، از درک موضوعات اخلاقى عاجز است و آنگاه از تشخیص احکام اخلاقى آنها هم ناتوان است و در این صورت ناخواسته به دام گناه مىافتد. به همین جهت دستور پرهیز از غفلت به ما دادهاند. امام صادق علیه السلام فرمودند: ایاکم و الغفلة فانه من غفل فانما یغفل عن نفسه(۶) از غفلت بپرهیزید؛ زیرا به زیان جان شماست. پرهیز از غفلت براى پرهیز از زیانهاى جان آدمى است و انسان باید در سود و زیان خود، موضوعات و احکام را یکى پس از دیگرى خوب تشخیص بدهد. این حدیث نورانى به منزله آیه و من یبخل فانما یبخل عن نفسه(۷) است؛ اگر کسى بخل ورزد، به زیان خود بخل مىورزد و چیزى را که باید براى آینده خود صرف کند صرف نمىکند.
خداى سبحان در قرآن کریم مىفرماید: و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله(۸) هر کار خیرى که براى خدا انجام دهید وقتى به مهمانى خدا برسید، مىبینید در کنار سفره همان کار خیر نشستهاید. هرگز خدا به عهد خود خیانت نمىکند: اوفوا بعهدى اوف بعهدکم(۹) و هیچ کس با وفاتر از خدا نیست: من اوفى بعهده من الله.(۱۰) غفلتهایى که در مورد حفظ مال و مانند آن است، ضرر دنیایى دارد؛ ولى غفلت از تزکیه و نزاهت روح، غفلت از جان است و خسارت بزرگى در پى دارد؛ چون سرمایه از دست مىرود. این که خدا عدهاى را خاسر معرفى مىکند: و العصر ان الانسان لفى خسر(۱۱) براى همین است که عدهاى بر اثر غفلت، از خویشتن خویش جدا مىشوند. شیطان هم با مال و جاه و منصب انسانها کارى ندارد و تنها با ایمان آنها کار دارد. اگر شیطان جان ما را شکار کند و به دام بیندازد، آنگاه دست و پاى ما در گرفتن مال حرام و رفتن به جاى آلوده باز، ولى در انجام کارهاى خیر، بسته مىشود.

برمکیان یکی از بزرگترین و قویترین خاندان نزدیک به امپراطوری اسلامی در اوائل حکومت ستمگران عباسی بودند و در زمان هارون عباسی به اوج عزت و حضیض ذلت رسیدند ، یحیی بن خالد برمکی آخرین صدراعظم از آن خاندان بود که پس از صدرات، ابتدا به حبس رفت و سرانجام به همراه سایر برامکه به مسلخ پا نهاد و دیگر مردی از آن خاندان زنده نماند،جز آنکه یا مقطوع النسل بود و یا به اشتباه زنده مانده بود .
در قسمت پیشین، نامه اول درخواست کننده مسیر و دستورالعمل خودسازی از علامه طباطبایی، و جواب علامه تقدیم شما گردید. در این قسمت نامه دوم و جواب آن به محضر شما هدیه می شود:
قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحیم