قیاس این زمان با زمان حضرت علی (علیهالسلام)
اگر به دوره چند ساله ولایت و امامت امیرالمومنین علیه السلام امامت به مفهوم حاکمیت، نظری بیاندازید، خیلی کمک می کند به این که بدانید در چه موقعیتی از تاریخ انقلاب و این جهاد بزرگ و مقدس قرار گرفتید. دورانی که حکومت به امیرالمومنین علیه السلام رسیده، تقریباً شبیه به دوران معاصر شماست. به لحاظ زمانی، سال سی و پنج هجری یعنی بیست و پنج سال از رحلت پیامبر گذشته بود. اینها که می گویم خوب دقت کنید برای عبرت گرفتن از تاریخ لازم است.
تاریخ را دو جور می شود خواند؛ یک جور مثل قصه که بدانیم قبلاً چه اتفاقی افتاده، به قصد آفرین یا نفرین گفتن به کسانی، این خوب است؛ اما اگر بخواهیم اقتدا بکنیم و مفهوم امام و مأموم و امام و امت تحقق پیدا بکند، اصلاً کافی نیست. یک روش دومی برای خوانش تاریخ و بازخوانی تاریخ و سیره پیامبر و اهل بیت علیه السلام است که ما را به آن شیوه بازخوانی تاریخ توصیه کردند که فقط قصه خوانی نیست؛ خواندن به قصد عبرت گرفتن است: فاعتبروا یا اولی الابصار.
تقریباً هر جا قرآن کریم به سرگذشت انبیا و اولیا یا اقوام صالح و فاسد اشاره می کند، به یک زبانی دعوت به اعتبار می کند. یک فاعتبروا بعدش می گوید که ما نخواستیم یک قصه ای فقط گفته باشیم که چه شد. عبرت گیری یعنی جور تاریخ را بشناس و موارد مشابه را در دوران خودت پیدا کن و از سوراخی که کسانی در آن دوره گزیده شدند، شما دیگر گزیده نشوید. عبرت گرفتن از تاریخ یعنی مواجهه صحیح تجربه اندوزانه با تاریخ. بفهمیم چه کسانی چه کردند و چرا، چه نکردند و چرا و اینک ما چه باید بکنیم و چه نباید بکنیم. بعضی ها ممکن است بگویند این یک نوع شبیه سازیست؛ شبیه سازی غیر از عبرت است. آن تحریف تاریخ است. شبیه سازی یعنی شما فقط یک شباهت های صوری بین این دوره و آن دوره پیدا کنید، اما عبرت گرفتن یک جور شبیه یابی است، نه شبیه سازی؛ یعنی شما در تاریخ، تاریخ نمی خوانید به قصد آفرین و نفرین گفتن، بلکه می خوانید تا تکلیف خودتان معلوم بشود که امروز من باید چه کنم.





پیامبران، پس از دعوت به
همزمان با شبهای پر فیض قدر، مساجد و حسینیههای شهر تهران با مداحی مداحان اهل بیت و سخنرانان میزبان مراسم احیای این شبهای پر برکت میباشند.
