مد و آرایش

دانستنیهای مذهبی- ۱۶

۱۶۱ـ صفوه العرفان اثر کیست؟محمد علی خالدی
۱۶۲ـ «کشور قهوه»لقب چه کشوری است؟برزیل
۱۶۳ـ نام قدیمی شهر همدان چه بوده؟ اکباتان
۱۶۴ـ قرآن در مورد چند محور و موضوع بحث می کند؟۵ محور(خدای واحد،جهان هستی،داستانهای قرآن،قیامت،احکام و قانونگذاری)
۱۶۵ـ سه شهر از پرجمعیت ترین شهر های دنیا را نام ببرید؟نیویورک،توکیو.پاریس
۱۶۶ـ در کجا و در چه زمانی اولین چاه نفت کشف شد؟در کالیفرنیای آمریکاو در سال ۱۸۵۰ میلادی
۱۶۷ـ درچه روزهایی روزه گرفتن حرام است روز شک،دو عید قربان و فطر،ایام تشریق
۱۶۸ـ نخستین انسانی که به فضا رفت که بود؟یوری گاگارین
۱۶۹ـ حکم نذر برای غیر خدا چیست؟شرک می باشد.
۱۷۰ـ بهترین عکس العمل در مقابل شیطان طبق آیه قرآن چیست؟همانطور که او با ما دشمن است با او دشمن باشیم«ان الشیطان لکم عدوا فاتخذوه عدوا».
۱۷۱ـ مؤسس مدسه علوم دینی گله‌دارچه کسی بود؟مرحوم شیخ احمد سعادتی رحمه الله علیه

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس: ویژگی چادر جدید بانوان

    این پوشش اسلامی که با توجه به مشاغل مختلف بانوان در ۳۰ طرح تولید شده است، قابلیت حجابی متناسب و راحت به فراخور نیازمندی‌های بانوان در راستای شغل آنان را فراهم می‌کند. 
     

    /ax1/ax/18.jpg

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • روز ۱۶۲روزی که جهان اسلام را تکان داد

    ما معمولا قیام امام حسین (ع) را به تاسوعا و عاشورا می شناسیم،اما این قیام تاریخی دقیقا ۱۶۲ روز طول کشید.

    ۲۸ رجب ۶۰ ق
    روز ۱

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • فاطمه بنیانگذار تشیع

    این درست است که تشیع در اصل به حدیث انذار و غدیر بازمی‌گردد و این هم درست است که اصحابی مانند سلمان، ابوذر، مقداد و عمار نخستین شیعیان امام علی(ع) بودند، اما باید توجه داشت که همه اینها تنها پس از حضرت فاطمه(س) قرار می‌گیرند که او نقش اساسی در آغاز حرکت تشیع در بستر تاریخ داشت. در اصل این فاطمه بود که نخستین سنگ بنای تشیع را که تبری از مخالفان امام علی(ع) و مقام امامت و ولایت وی بود، استوار کرد. تمامی منابع تاریخی گواه هستند که نخستین مخالفان سقیفه که همگی از اصحاب رسول خدا(ص) بودند، در خانه فاطمه زهرا(س) اجتماع کردند.

    بیشتر این افراد که زبیر هم در جمع آنان بود با تهدید و تطمیع خانه را ترک کردند. خود امام علی(ع) باقی ماند و همسرش فاطمه(س). یکی از این دو، می‌بایست پیشقدم می‌شد و از امامت دفاع می‌کرد. بسیار روشن بود که امام علی(ع) باید بماند و این تنها فاطمه(س) است که می‌بایست آشکار به دفاع از امامت بپردازد، حتی اگر جانش را سر این راه بگذارد.
    مبارزات فاطمه زهرا(س) در منابع ثبت و ضبط شده و هیچ کس، حتی دروغگوترین راویان اخبار هم نمی‌توانند آن را انکار کنند. این مبارزات در قالب دفاع از حقوق حقه خود و شوهرش، نخستین سنگ بنای تشیع فاطمی و سپس تشیع علوی است. زمانی که این مبارزات به نتیجه نرسید آن حضرت تلاش کرد تا نشان دهد راهش از دیگران جداست.

    عبدالرزاق صنعانی نویسنده کتاب یازده جلدی «المصنف» (ج ۳، ص ۵۲۱) که یکی از آثاری است که منصفانه اخبار و احادیث و فتاوی را منعکس کرده و نویسنده آن چهل سال پیش از بخاری درگذشته، به سند معتبری نقل می‌کند که : فاطمه را شب دفن کردند و برای خواندن نماز بر وی، ابوبکر را خبر نکردند و این به خاطر مسائلی بود که میان آنها گذشته بود کان بینهما شیء در همان خبر آمده است که فاطمه خود به این مطلب وصیت کرده بود.

    متن دیگری که همانجا آمده به نقل از عایشه چنین است: «اَنَّ علیاً دَفَن فاطمه لیلاً و لم یؤذن بها أبابکر». علی فاطمه را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد.
    خبر دفن شبانه فاطمه را با یک هدف سیاسی، ابن ابی شیبه هم با سند شناخته‌شده‌ای از هشام بن عروه از پدرش عروه بن زبیر نقل کرده است.(مصنف ابن ابی شیبه ، ج ۳، ص ۲۲۶).

    در خبر دیگری عبدالرزاق(المصنف ، ج ۵، ص ۴۷۲) به نقل از عایشه آورده است که گفت: فاطمه و عباس برای میراث خویش به سراغ ابوبکر آمدند. در همان حال آنها فدک را هم می‌خواستند. ابوبکر گفت: از پیامبر شنیده است که گفت ما(پیامبران) چیزی به ارث نمی‌نهیم. آنچه از ما می‌ماند، صدقه است. آل محمد هم از همین صدقه بهره برند. من هر آنچه را محمد کرده انجام می‌دهم. فاطمه(س) سخن او را نپذیرفت: «فهجرته فاطمه»، فاطمه با او قهر کرد و در این باره با او سخن نگفت تا درگذشت. علی(ع)، فاطمه را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد.

    این برخورد روش برخورد شیعیان را با دستگاه خلافت روشن کرد و تشیع را در مسیر تاریخ فعال نمود. در همان نقل از عایشه آمده است که فاطمه(س) شش ماه پس از پیامبر زنده بود و در آن مدت علی هم در پناه فاطمه می‌زیست و بیعت نکرد. اما وقتی فاطمه(س) رحلت کرد، علی(ع) پشتیبانش را از دست داد و مردم از او رویگردان شدند.
    البته دلیل بیعت امام علی(ع) صرفا این مطلب نبود. بلکه آن حضرت همان طور که بارها و بارها در سخنرانی‌ها و خطبه‌هایش در کوفه گفت، به خاطر خطرهایی که اسلام را تهدید می‌نمود، بیعت کرد. در ادامه نقل پیشین، شخصی به زهری راوی آن خبر می‌گوید: راستی علی تا شش ماه بیعت نکرد؟ زهری پاسخ داد: آری، نه او نه هیچ یک از بنی هاشم در این مدت بیعت نکردند و علی هم وقتی بیعت کرد که دید، چهره‌های برجسته وجوه الناس از او رویگردان شدند.

    بنابراین تردید نباید کرد که تشیع سیاسی در نخستین قدم در رفتار سیاسی حضرت فاطمه زهرا(س) تعریف شد. اگر شوهرش به هر دلیل می‌بایست بیعت می‌کرد او هرگز بیعت نکرد، با خلفا حرف نزد و حتی اجازه حضور آنان را بر جنازه خود را نداد.
    به علاوه خطبه حضرت زهرا(س) نخستین منشور تشیع است. مضامین آن را آنچه که بعدها در خطبه‌های امام علی(ع) و نیز در متن دعای ندبه آمد و دیدگاه‌های تاریخی شیعه را نسبت به گذشته و آمال و آرزوهای شیعه را برای آینده ترسیم می‌کند، هماهنگ است.

    تحلیلی که در آن خطبه از نزاع داخلی قریش، مجادله آنان بر سر قدرت و از میان بردن حق امام علی(ع) ارایه شد همان دیدگاه‌های تاریخی شیعه است. چنین تحلیلی را بعدها بارها و بارها در خطبه‌های امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌بینیم. تحلیلی اینچنین که قریش حق ما را ندادند، ما احق مردم به خلافت بودیم و انگیزه آنان در این حق‌کشی، چیزی جز ضربه‌هایی نبود که قریش در بدر و احد از شمشیر حمزه و علی تحمل کرده بودند و در اصل آنها با این کار انتقام خود را از علی گرفتند.

    بنابراین برای بنیانگذاری تشیع توسط فاطمه زهرا(س) سند مهم دیگر، همین خطبه است که بنیادهای اصلی و اساسی تشیع را در زمینه دیدگاه تاریخی شیعه نسبت به وقایع صدر اسلام، به تصویر می‌کشد. فاطمه زهرا(س) از همان زمان پیامبر(ص) دریافته بود که قریش، حتی کسانی از آنها که مسلمان شده‌اند و گویی در بدر و احد هم شرکت کرده‌اند، از حمزه که شهید شده نگران هستند. او می‌دانست که آنان قصد دارند تا شخصیت حمزه را به فراموشی بسپارند.

    وقتی حمزه شهید شد آنان خشنود شدند. با شهادت جعفر بن ابی طالب آنان باز هم خشنودتر شدند و فاطمه(س) برای اینکه یاد حمزه را نگاه دارد بنا به روایت امام صادق(ع) هر هفته، روزهای جمعه به زیارت قبر حمزه می‌رفت(المصنف، ج ۳ ، ص ۵۷۲) و بنا به نقلی که در صفحه ۵۷۴ همان کتاب آمده، آن حضرت روی قبر حمزه، علمی نصب کرده بود تا محل قبر او را بشناسد و بیابد تا یاد حمزه بماند و قریش نتوانند اثر آن را محو کنند که البته هم نتوانستند.

    بنابراین فاطمه(س) قبر حمزه را با علامت مشخص می‌کند تا بتواند ستونی برای تشیع بنا کند. همان طور که قبر خود را محو می‌کند تا باز هم کینه‌ای در قلب شیعه نسبت به قریش و رفتار زشت آنان با دختر پیامبر و در واقع با علی(ع) و امامت او نگاه دارد.
    پایگاه فرهنگی هنری تکناز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آیا میتوان نماز را به جای عربی فارسی خوان

    فقیه فقید، عالم ربّانی و عارف صمدانی، آیت ‏الله العظمى حاج‏ آقا رحیم ارباب، فرزانه ای صاحب دل از خطه عالم خیز اصفهان بود.ایشان در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.

    یکى از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت‏ الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند که خوب شد که طرف مباحثه ما یک نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمى‏آمدم.

    دکتر محمد جواد شریعت، که هر از گاهی توفیق درک حضور وی را داشته است از آن روزها برای ما چنین روایت می کند:

    «سال یکهزار و سیصد و سى و دو شمسى بود، من و عده‏ اى از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل ‏نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلى دارد که ما نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم که نماز را به فارسى بخوانیم و همین‏کار را هم کردیم. والدین ما کم‏کم از این موضوع آگاهى یافتند و به فکر چاره افتادند. آنها پس از تبادل‏ نظر با یکدیگر تصمیم گرفتند که اول خودشان با نصیحت، ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگرى برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزى ما را به نزد یکى از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مى‏خوانیم به طرز اهانت‏ آمیزى، ما را کافر و نجس خواند. و این عمل او ما را در کارمان راسخ ‏تر و مصرتر ساخت.

    عاقبت یکى از پدران، آنها را یعنى والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت‏ الله حاج ‏آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت و روزى آنها نزد حضرت ایشان مى‏روند و موضوع را با ایشان درمیان مى‏گذارند و ایشان دستور مى‏دهند که در وقت معینى ما را به خدمت آقاى ارباب راهنمائى کنند.

    در روز موعود، ما را که تقریباً پانزده نفر مى‏شدیم، به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول چهره نورانى و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که اکنون با شخصیتى استثنایى مواجه هستیم.

    ایشان در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمودند، سپس رو به والدین ما کردند و فرمودند شما که نماز را به فارسى نمى‏خوانید فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتى آنها رفتند حضرت آیت‏ الله ارباب رو به ما کردند و فرمودند بهتر است شما یکى‏یکى خودتان را به من معرفى کنید و هر کدام بگوئید که در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته‏ اى درس مى‏خوانید. پس از آن که امر ایشان را اطاعت کردیم، به تناسب رشته و کلاس هر کدام از ما پرسشهاى علمى طرح کردند و از درس هایى از قبیل جبر و مثلثات و فیزیک و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسیدند که پاسخ اغلب آنها از عهده درس هاى نیم‏ بندى که ما خوانده بودیم خارج بود، اما هر یک از ما از عهده پاسخ پرسشهاى ایشان برنمى‏آمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه مى‏شد که با لحن پدرانه‏ اى پاسخ درست آن پرسشها را خودشان مى‏فرمودند. اکنون ما مى‏فهمیم که ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح کنند و به ما بفهمانند که آن دروس جدیدى را که شما مى‏خوانید من بهترش را مى‏دانم ولى به آنها مغرور نشده‏ام.

    حاج آقا رحیم ارباب در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.

    پس از اینکه همه ما را خلع سلاح کردند به موضوع اصلى پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شده‏اند که شما نمازتان را به فارسى مى‏خوانید، آنها نمى‏دانند که من کسانى را مى‏شناسم که، نعوذبالله، اصلاً نماز نمى‏خوانند. شما جوانان پاک اعتقادى هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مى‏خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم اما مشکلاتى پیش آمد که نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم، اکنون شما به خواسته دوران جوانى من لباس عمل پوشانیده‏ اید، آفرین به همت شما. اما من در آن روزگار به اولین مشکلى که برخوردم ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن مشکل را حل کرده‏اید. اکنون یک نفر از شما که از دیگران بیشر مسلط است به من جواب دهد که «بسم ‏الله الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه کرده است. یکى از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت‏ الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند که خوب شد که طرف مباحثه ما یک نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمى‏آمدم. بعد رو به آن جوان کردند و فرمودند: خوب بفرمائید که بسم‏ الله را چگونه ترجمه کرده‏اید؟ آن جوان گفت «بسم‏ الله الرحمن الرحیم» را طبق عادت جارى ترجمه کرده‏ایم: به نام خداوند بخشنده مهربان.

    حاج آقا ارباب با لبخندى فرمودند: گمان نکنم که ترجمه درست بسم‏ الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به ‏نام» عیبى ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَم (=خاص) است براى خدا و اسم عَلَم را نمى‏توان ترجمه کرد. مثلاً اگر اسم کسى «حسن» باشد نمى‏توان به او گفت «زیبا». درست است که ترجمه «حسن» زیباست اما اگر به آقاى حسن بگوئیم آقاى زیبا حتماً خوشش نمى‏آید. کلمه الله اسم خاص است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏کنند، همان‏گونه که یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مى‏گویند. بنابراین نمى‏توان «الله» را ترجمه کرد، بلکه باید همان لفظ جلاله را به کار برد.

    خوب بگویید ببینم «رحمن» را چگونه ترجمه کرده‏ اید؟

    رفیق ما پاسخ داد که رحمن را بخشنده معنى کرده‏ایم. حضرت ارباب فرمودند: این ترجمه بد نیست ولى کامل هم نیست زیرا رحمن یکى از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگى او را مى‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست، یعنى در حقیقت رحمن یعنى خدائى که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم مى‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگى خود قرار مى‏دهد از جمله آن که نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا مى‏فرماید. در هر حال ترجمه بخشنده براى رحمن در حد کمال ترجمه نیست. خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده‏ اید؟ رفیق ما جواب داد که رحیم را به «مهربان» ترجمه کرده ‏ایم.

    کلمه الله اسم خاص است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏کنند، همان‏گونه که یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مى‏گویند. بنابراین نمى‏توان «الله» را ترجمه کرد، بلکه باید همان لفظ جلاله را به کار برد.

    حضرت آیت‏ الله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از رحیم من بودم (چون نام مبارک ایشان رحیم بود) بدم نمى‏آمد که اسم مرا به «مهربان» برگردانید؛ اما چون رحیم کلمه‏ اى قرآنى و نام پروردگار است باید آن را غلط معنى نکنیم. باز هم اگر آن را به «بخشاینده» ترجمه کرده بودید راهى به دهى مى‏برد، زیرا رحیم یعنى خدایى که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مى‏کند و صفت «بخشایندگى» تا حدودى این معنى را مى‏رساند. بنابر آنچه گفته شد معلوم شد که آنچه در ترجمه «بسم ‏الله» آورده‏اید بد نیست ولى کامل نیست و از جهتى نیز در آن اشتباهاتى هست، و من هم در دوران جوانى که چنین قصدى را داشتم به همین مشکلات برخورد کردم و از خواندن نماز به فارسى منصرف شدم، تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود اگر به بقیه آیات بپردازیم موضوع خیلى غامض‏تر از این خواهد شد.

    در اینجا، همگى شرمنده و منفعل و شکست‏ خورده قول ‏دادیم که دیگر نمازمان را به فارسى نخوانیم و نمازهاى گذشته را نیز اعاده کنیم.
    پایگاه فرهنگی هنری تکناز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یاد قرآن در اشعار شاعران فارسی زبان

    قرآن ، این چشمه سار زلال ، در سیر زمان منشا پیدایش علوم بسیاری در تمدن با شکوه اسلام شده و از آن جمله در آثار ادبی فارسی – شعر و نثر – انعکاسی گسترده داشته است . گاه شاعران فارسی زبان از A«قرآن A» در اشعار خود یاد می کنند. چنان که A«ناصر خسرو قبادیانی A» بارها بدین نام مبارک اشاره کرده و به A«حافظ A» بودن خود نیز اشارتی دارد و گوید:

    تا در دلم قرآن مبارک قرار یافت پربرکت است وخیر،دل ازخیروبرکتش
    منت خدای را که نکرده است منتی پشتم به زیر بار مگر فضل و منتش

    و نیز می گوید:

    قرآن را به پیغمبرت ناورید
    مقرم به مرگ و به حشر و حساب مگر جبرئیل آن مبارک سفیر
    کتابت ز بر دارم اندر ضمیر

    سنائی غزنوی نیز در بسیار جاها از قرآن گفته است که کوتاهتر و جامعتر از همه بیت معروف اوست :

    اول و آخر قرآن ز چه A«باA» آمد و A«سین A» یعنی اندر ره دین ، رهبر تو قرآن بس

    از کمال الدین اسماعیل شاعر بزرگ قرن هفتم هجری نیز به یک بیت بسنده می کنیم :

    رسنی محکم است قرآنت خویشتن را بدان رسن در بند

    از سر خیل عارفان و حافظان قرآن ، شمس الدین محمد حافظ شاعر بزرگ قرن هشتم هجری نیز سخنی نقل کنیم :

    عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

    سخنی هم از محمد بن حسام خوسفی شاعر شیعی قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری که با قرآن انس فراوان داشته و قرآنهای زیادی را با خط خوش نوشته است ، می آوریم :

    تطهیر اهل بیت به قرآن مبین است آخر ببین که پایه این منزلت کراست

    و از سخن دلنشین اقبال لاهوری که نیز مانند ابن حسام و بسیاری از شاعران دیگر با قرآن مؤانست زیاد داشته است یاد کنیم که گوید:

    فاش گویم آنچه در دل مضمر است
    چون که در جان رفت ، جان دیگر شود
    از یک آیینی مسلمان زنده است این کتابی نیست چیزی دیگر است
    جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود
    پیکر ملت ز قرآن زنده است

    زمانی نیز شاعران ، آیات مبارکات قرآن را در اشعار خود درج و اشارات و تلمیحاتی را که مورد نظر آنان است بیان می کنند. این نوع بهره وری از قرآن کریم از اندازه فزون است و مصححان دواوین شاعران و استادان رنج فهرست کردن آیات را بر خود هموار کرده و در تعلیقات دیوانها آورده اند.
    در این جا به نقل مواردی اندک – به جهت نمونه – اکتفا می کنیم :
    عثمان مختاری غزنوی از قصیده سرایان فصیح قرن پنجم و ششم هجری ، در دیوان خود به مناسبتهایی از آیات قرآن سود جسته است ؛ از جمله در وصف ممدوح خود می گوید:

    نشان رفقش یحی العظام و هی رمیم
    مبشران فلک بانگ بر زمان زدند نتیجة سخطش کل من علیها فان
    که بر ملوک بخوان کل من علیها فان

    امیر معزی هم در دیوان خود آورده است :

    بر آن زمین که قرار است دشمنان تو را نوشت دست اجل کل من علیها فان

    برگرفته از گلستان قرآن

    پایگاه فرهنگی هنری تکناز

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • همین سحر توبه کن !

    همین سحر توبه کن !
    ماه رمضان است و صحبت از سحرخیزی و سحر و دعا و استغفار خوشا به حال آن کس که وقت نورانی سحرش به انبان کردن شکم و له له زدن برای خواب نگذرد. سحر فرصتی است تا ما از منجلاب های هوس ها و عطش ها بگذریم و در دریای عشق محبوب تنی به آب معنویت بزنیم سحر همان زمانی است که خداوند متعال منتظر من و تو است تا از قیل و قال های درون و ندامت ها و سرزنش های خود از آن چه کرده ایم به آغوش پر مهرش بخزیم و اظهار عجز و ندامت کنیم  این همان زمانی است که باری تعالی از کسانی که غنیمتش میشمارند و حقش را ادا میکنند تجلیل میکند و گرامیشان میدارد. بیاید تا در این سحرهای نورانی تر بکوشیم که از همانها باشیم که خدا میخواهد و دوست میدارد. همان ها که در هنگام سحر توبه می کنند « وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ »1 ؛  آنها پیوسته در سحرگاهان استغفار مى کنند.
    آنها در آخر شب که چشم غافلان در خواب است ، و محیط از هر نظر آرام ، قال و غوغاى زندگى مادى فرونشسته ، و عواملى که فکر انسان را به خود مشغول دارد خاموش است برمیخیزند، و به درگاه خدا مى روند، در پیشگاه معبود به راز و نیاز مى پردازند، نماز مى خوانند، و مخصوصا از گناهان خود استغفار مى کنند.
    بسیارى معتقدند که منظور از استغفار در اینجا همان "نماز شب" است ، از این جهت که قنوت نماز وتر مشتمل بر استغفار است .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آثار معنوی و اجتماعی روزه

    «آثار معنوی و اجتماعی روزه»
     
    برنامه‌های اسلام، برای رسیدن انسان به خوشبختی و سعادت جاودانه تدوین شده است؛ سعادتی که گستره‌ای به پهنای دنیا و آخرت دارد. در این میان، روزه عبادتی است که در ره‌پویی بشر به سوی کمال و تعالی نقش بسزایی دارد.
    با بررسی آیات روشن قرآن در می‌یابیم که روزه، برای رستگاری انسان و رهایی او از قید تن و توجه او به افق‌های تعالی واجب گردیده است. انسان خو گرفته با روزمرگی، در یک اردوی معنوی یک ماهه، رهایی از بند تن و زنگارزدایی از دل را با هم تجربه می‌کند، غلبه بر خواهش‌های دل را تمرین می‌کند و لذت آسمانی شدن را می‌چشد. در آیه ۱۸۳ سوره بقره، امید به پرهیزکار شدن انسان در قفس تن را، راز وجوب روزه می‌داند و می‌فرماید: ای ایمان آورندگان! روزه بر شما واجب گردید، آنسان که بر پیش از شما هم واجب شده بود. باشد که پرهیزکاری کنید».
    نکته روان و زیبایی که در این آیه به چشم می‌خورد، لطافت بیان آن است. به دلیل دشواری روزه، خداوند از طرفی با خطاب «یا ایها الذین امنوا» و از دیگر سو با توجه دادن به این که روزه اختصاص به شما ندارد بلکه بر پیشینیان نیز لازم بوده است، مسلمانان را آماده انجام آن ساخته است. امام صادق (ع) در بیانی زیبا چنین می‌فرماید: لذت خطاب «یا ایها الذین امنوا» سختی و مشقت عبادت را از بین می‌برد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مستحبات و مکروهات غذا خوردن

    taknaz.ir at site

     

    آداب غذا خوردن در اسلام به چند بخش، تقسیم می شود:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • روز جهانی مسجد

     روز جهانی مسجد
     
    اشاره

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش