نویسنده: آیة الله العظمی صانعی
احکام نوجوانان ۲
نویسنده: آیة الله العظمی صانعی
احکام نوجوانان ۲
بر اساس برنامه ریزیهای صورت گرفته، مقرر بود تا پایان اردیبهشت ماه سالجاری احکام اجرای قانون به دستگاهها و سازمانهای دولتی برای اجرا ابلاغ شود که هم اکنون ۹۰ درصد کار انجام شده است.
مهر: نماینده تام الاختیار معاون رئیس جمهور در نظارت بر اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری از ابلاغ ۹۰ درصد از احکام مربوط به اجرای این قانون به دستگاههای اجرایی خبر داد.
“آموزش احکام و نماز ویژه دختران
دسته نرم افزار کاربردی زیردسته
مذهبی
“
احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مىشود: ۱٫ احکام ثابت: مانند واجبات و محرمات که به ولى امر واگذار نگردیده و همواره ثابت است و با اختلاف زمانها و مکانها قابل تغییر نیست. ۲٫ احکام متغیر: بعضى از احکام اسلامى بر اساس مصالح و مفاسد تغییر مىیابند; مثلا، قاعده «الناس مسلطون على اموالهم» مىگوید: انسان بر مال خود به مقتضاىاصل اولیه تسلط دارد، ولى محدوده آن به ولى امر سپرده شدهاست; او مىتواند بر حسب مصالح و مفاسد اجتماعى دایره آن را توسعه و تضییق دهد;این دسته احکام را احکام ولایى مىنامند; ولى فقیه اگر تشخیص دهد، مالکیتشخص موجب وارد آمدن ضرر به دیگران مىشود، مىتواند مالکیت او را محدود کند، همچنین ولى فقیه مىتواند به مصلحتیتیم در مال او تصرف کند.
funpatogh . com
“در این مرحله از رشد (بخش نخست از دوره جوانى ) بیش تر افراد در مرحله اى هستند که فقط همان لحظه و همان زمان حال را مى بینند و بیش تر آنچه را که با آن تماس دارند و ملموس است احساس مى کنند.
در نتیجه ، براى آنان خیلى عادى و طبیعى است که تفکر دوگانه اى داشته باشند و خود را گاهى خوب و گاهى بد ببینند. از آن جایى که این گونه تفکر، تاثیر منفى بر توانایى ها و عملکرد نوجوان در پذیرفتن خود به عنوان یک انسان در بر دارد، مهم است که بدانند که همه همسالانى که با آنان رفت و آمد و برخورد دارند، داراى نقاط قوت و ضعف اند و این امر، در همه وجود دارد و مختص آنها تنها نیست .
بنابراین لازم است که نوجوانان در این سنین بدانند که همه افراد داراى نقاط قوت و ضعف اند و همچنین آگاهى پیدا کنند و که اصولا ما نباید یک فرد را به طور کلى و مطلق ، خوب (بدون عیب ) و یا بد(بدون جهات خوبى ) ارزیابى کنیم . این دیدگاه ، دیدگاه درست و صحیحى نیست ؛ زیرا اگر شما یک مداد و یک کاغذ بردارید و در مورد خودتان (یا هر کس در مورد خودش ) فکر کنید که چه نقاط مثبت و چه نقاط منفى اى دارید، مى توانید نقاط مثبت و قوت و نقاط منفى و ضعف خود را فهرست کنید. حال ممکن است بعضى ، نقاط منفى و ضعف خود را فهرست کنید. حال ممکن است بعضى ، نقاط قوتشان بیش تر باشد و نقاط ضعفشان کم تر.
به هر حال ، هر کس هم نقاط قوت دارد و هم نقاط ضعف . مهم این است که ما در سنى واقع شده ایم که مى توانیم به تدریج ، نقاط قوت خود را اولا بشناسیم ، ثانیا مى توانیم با اراده اى قوى نقاط قوت را افزایش دهیم و از نقاط ضعف خویش ، کم کنیم . در هر صورت ، باید به این امر آگاهى پیدا کنیم که نقاط ضعف هر نوجوان و جوانى باعث نمى شود که او آدم بدى باشد و همچنین نقاط قوت هیچ کس هم سبب نمى شود که او مطلقا آدم خوبى باشد. در این مرحله ، مهم این است که هر کس تا چه اندازه به فکر این است که اولا خودش را بشناسد و به نقاط قوت و ضعفش پى ببرد و در نهایت بتواند در تصمیم گیرى هاى خود در زندگى ، واقع بین باشد و مهارت حل مسائل را کسب کند.
شما باید فکر کنید که غیر از ائمه معصومین (علیه السلام ) آیا کسى در دنیا وجود دارد که تمام ویژگى هاى او مثبت باشد؟ و آیا در دنیا کسى پیدا مى شود که تمام ویژگى هاى او منفى باشد؟
پس حال که این طور نیست ، باید این امید در شما زنده شود که حرکت تکاملى و رشدتان در صورتى تضمین شده است که سعى کنید به تدریج از نقاط ضعف خود بکاهید و به نقاط قوت خود بیفزایید و این هم ، یک روز نمى شود و به زمان احتیاج دارد و باید به تدریج صورت بگیرد، تا موفقیت و سعادت حاصل شود.
شما باید این دیدگاه خودتان را اصلاح کنید که ((تصور نکنید شخص خوبى نیستید))؛ زیرا بعضى از کارها را درست و کامل انجام نداده اید. یا این که ((صد در صد شخص خوبى هستید))؛ چون بعضى از کارها را درست و کامل انجام داده اید! باید شما واقع بینانه فکر کنید و صادقانه بپذیرید که انسان خوبى هستید با فطرتى پاک و سالم که هنوز آلوده به فساد و یا انحراف اخلاقى نشده اید و یکى از نقاط قوت شما، قوه تعقل و تفکر شماست .
عاقلانه فکر کردن و از معیارهاى دینى و به جا و به موقع استفاده کردن موجب پیشرفت و موفقیت همه انسانهاى بزرگ بوده و هست ؛ زیرا همه انسانهاى بزرگ نیز، هم داراى نقاط قوت بوده اند و هم داراى نقاط ضعف . مهم این است که وجود نقاط ضعف سبب نگردیده که آنان از حرکت باز ایستند و خود را ناتوان احساس کنند؛ بلکه آنان همیشه دیدگاه مثبت و واقع بینانه داشته اند و این امر را در وجود خود و دیگران طبیعى دیده اند و سبب گردیده که با کمال قدرت و اراده ، سعى و تلاش خود را در جهت صحیح با معیارهاى دینى تطبیق دهند و احساس موفقیت کنند.
با تفکر، دیدگاه خود را منطقى کنید تا احساس رضایت نمایید.
جوانان در این دوران اغلب نسبت به اظهار نظر اطرافیان و صحبت هاى آنان بسیار حساس اند و به وسیله گوش دادن به آنچه که خانواده پدر و مادر یا همسالان و معلمان درباره آنان مى گویند و یا با مشاهده این که دیگران چگونه نسبت به آنان رفتار و عکس العمل نشان مى دهند، چیزهایى را درباره خودشان برداشت مى کنند که ممکن است واقعیت نداشته باشد؛ زیرا آنان در این دوره سنى ، هنوز چیزهاى زیادى را تجربه نکرده اند و قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل را هنوز در خود توسعه نداده اند. این امر سبب مى شود که بعضى از آنان ، براداشت نادرستى از خود، پرورش دهند؛ زیرا بعضى از جوانان هنوز نمى دانند و یا بهتر بگوییم همه دیدگاه ها و جنبه هاى مختلف کارها را در نظر بگیرند. این موضوع براى آنان بسیار آسان است که فقط نقاط منفى و نقاط ضعفى را که درباره خودشان از دیگران مى شنوند، تعمیم و گسترش دهند و تصور کنند که همه (اعم از اطرافیان ، والدین ، همسالان و دیگر دوستان ) درباره آنان فکر مى کنند که آنان ، شخص مناسب و خوبى نیستند. لذا این تعمیم و گسترش تصور و پندار منفى ، به طور منفى بر روى توانایى ها و حتى نقاط قوت آنان هم تاثیر گذاشته و خود را نمى پذیرند و یا دست کم مى گیرند و لذا در انجام دادن کارها و وظیفه و تکالیف خود، سستى و لاابالیگرى نشان مى دهند.
بنابراین ، مهم است که در این مرحله از رشد، جوانان بدانند و آگاه شوند که اولا هر فردى اظهار نظر دیگران را با دیدگاه منفى نسبت به خود تلقى نکند و بد نپندارد. ثانیا بر فرض پندار منفى دیگران ، آن را از حقیقت و واقعیت ادراک خود نسبت به خودش جدا کند.
در حقیقت ، اگر در دست او گوهر باشد و تمام مردم دنیا بگویند آن گردو است ، او شکى به خود راه ندهد و اگر در دست او گردو باشد همه بگویند گوهر است ، در تصور او تاثیرى ایجاد نشود؛ زیرا اظهار نظر دیگران ، حقیقت را تغییر نمى دهد و مهم این است که ما به حقیقت مسئله توجه کنیم نه اظهار نظر دیگران ؛ زیرا اظهار نظر دیگران گاهى ممکن است مطابق با واقع باشد، و زمانى ممکن است مطابق با واقع نباشد.
اصولا این موضوع اهمیت دارد که هر فردى قبل از این که به چیزى متعهد شود و در مورد مسائل ، دیدگاهى را قبول کند، باید همه جنبه ها را در نظر بگیرد و همچنین در مورد افراد و اشخاص همه ویژگى هاى آنها را در نظر بگیرد. تنها به یک بعد توجه نکند و بقیه جنبه هاى دیگر فرد را فراموش کند، در این صورت قضاوت و ارزشیابى او درباره مسائل غلط خواهد بود، به عنوان نمونه به این یک مورد اتفاق نگاه کنید که چگونه عده اى نسبت به عملکرد دانش آموزى به نام على ، فقط جنبه منفى را در نظر داشتند و از سایر جنبه هاى مثبت او در زندگى غافل بودند.
على آقا در یک محله شلوغ زندگى مى کرد. والدین او سرمایه زیادى نداشتند. به همین خاطر او بعد از ظهرها در نجارى کار مى کرد و حتى عصرها روزنامه مى فروخت تا بتواند در آمد زیادى کسب کند و بتواند براى مدرسه و زندگى خانواده خود، کمک بیشترى را فراهم بکند.
به همین جهت ، در مدرسه خیلى نمرات بالایى را در مدرسه ها نمى گرفت و معلمانش دایم به او گوشزد مى کردند که او باید بیش تر درس بخواند تا بالاترین نمره را بگیرد.
على این را مى دانست ، اما آنها باز هم مرتب حرف هاى خود را تکرار مى کردند. پایان ثلث ، هنگامى که على نمراتش را به خانه مى برد، احساس بدى داشت ؛ زیرا مسئولین مدرسه از نمرات او راضى نبودند.ناظم مدرسه به او مى گفت : ((على تو، به جایى نمى رسى ؛ مگر این که سخت درس بخوانى )) مربى دیگر نیز همین حرف را تکرار مى کرد. دوستانش نیز همین طور. وقتى که دیگران به او مى گفتند: ((آه چه دانش آموز ناموفقى است !)) به سادگى فراموش مى کردند که او چه نوجوان سختکوش و مسئولیت پذیرى در زندگى خانوادگى بوده است .
بنابراین ، همه فقط از یک دید به على نگاه مى کردند و بقیه جنبه هاى مثبت على را فراموش کرده بودند. در حقیقت ، درباره شخصیت این دانش آموز، تصور تحریف شده اى در ذهن داشتند، ولى على نسبت به کار و خدمت به خانواده خود کاملا مطمئن بود و سعى داشت با به دست آوردن امکانات در آینده به تلاش مضاعف بپردازد و گذشته را جبران بکند، هر چند که دیگران به این امر توجهى نداشتند.
funpatogh . com
“
سوال : آیا دیدن تصاویر زنان برهنه و نیمه برهنه در فیلمهاى سینمایى و غیر آن، در صورتى که آنان را نشناسیم، جایز است؟ سایت مقام معظم رهبری
ج: نگاهکردن به فیلمها و تصاویر، حکم نگاهکردن به نامحرم را ندارد و در صورتى که از روى شهوت و ریبه نباشد و مفسدهاى هم بر آن مترتب نشود، شرعاً اشکال ندارد ولى با توجه به اینکه دیدن تصویر برهنهاى که شهوت برانگیز است، غالباً از روى شهوت بوده و به همین دلیل مقدمه ارتکاب گناه مىباشد، بنابراین دیدن آنها حرام است.
funpatogh . com
“ چگونه خدا را بشناسیم خدای خوب و واقعی از معجرات الهی این است که ناپیداست و با وجود این قابل پرستش و ستایش است و برخی او را پیرمرد ریش سفیدی پنداشته اند که در آسمان ها بر تختی تکیه زده ، اما هیچ کس ادعا نکرده که او را به دیدة چشم دیده است . هر چند اثبات وجود خداوند در دادگاه حقوقی حقیقت محال است ، اما بیشتر مردم او را می پرستند و باور دارند . طبق آمار موجود ۹۶ درصد مردم جهان به خدا ایمان دارند . این موضوع ثابت می کند ، که خلاً عظیمی میان این باور و چیزی که اساس زندگی روزمرة ما را تشکیل می دهد ، وجود دارد . ماباید چاره ای برای از بین بردن این خلاً بیندیشیم . دلایل و مستنداتی که در دست داریم چیست ؟ آنچه به عنوان واقعیت مادی تجربه می کنیم ، در قلمرویی ناپیدا ، ورای زمان و مکان پدید آمده ، قلمرویی که با سکوت ادراک شده و با انرژی و آگاهی ، وجود یافته است . این منشأ ناپیدا در پدیده های موجود ، خود تهی و خالی نیست ، بلکه مشأ خلقت و آفرینش است . پدیده ای است که این انرژی را خلق می کند و سامان می بخشد و بوده های بی شکل و پراکندة ابرهای کوانتومی را به ستارگان ، کهکشان ها ، جنگل های بارانی ، آدمیان ، افکار ، احساسات ، عواطف ، خاطرات و خواسته های انسانی تبدیل می کند . ما در این کتاب خواهیم دید که امکان شناخت این وجود لایتناهی به صورت مجرد ممکن نیست ، بلکه باید با او همدل و یگانه شد . در این صورت است که افق ذهن ما به سوی واقعیت های تازه ای گشوده خواهد شد و ما خداوند را تجربه خواهیم کرد . چون خداوند نامتناهی است ، خدایی او را به زنانگی یا مردانگی منسوب کردن نوعی عادت و درک انسانی است . مهم ترین چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که اگر خدا وجود دارد ، یعنی می توان او را تجربه کرد ، می توان او را شناخت . این نکتة بسیار مهمی است ، چون در هر صورت خدا ناپیدا و نامحسوس است واگر بارقه های وجودی او در این جهان مادی به چشم نمی خورد شاید برای همیشه ناشناخته باقی می ماند . ما خدا را به صورت انسان مجسم می کنیم تا به این ترتیب با تشابه به خودمان او را بیشتر بشناسیم . پس در این صورت او همچون انسان خویشتندار و بی مهری بوده باشد ، که با وجود ملاحضة عشق پرشور ما این طور خود را از ما پنهان می کند . چه عاملی ما را به نیک خواهی و مهرورزی موجودی معنوی مؤمن کرده ، در حالی که تاریخ هزاران سالة ادیان ، سراسر کینه و خونریزی بوده است ؟ ما نیاز به الگویی جدید داریم ، طرح ساده و سه قسمتی که آورده ایم ، جوابگوی عقل سلیم ما در برابر دیدگاه ما از خداست . این طرح که بر مبنای واقعیت تنظیم یافته به این شرح است : این طرح رد لایة فوقانی و زیرین خود چیز نازه ای ندارد . در این الگو هم ، خدا ورای جهان مادی و جدا از آن است . خدا ورای ما است ، وگرنه ما مثل کتاب آفرینش او را می دیدیم که دراطراف ما قدم می زند . فقط مرحلة میانی الگوی ما ، که مرحلة گذار نام دارد جدید یا نامتعارف است . مرحلة گذار به طور ضمنی به ملاقات خدا و انسان در زمینة مشترکی اشاره دارد . معجزه های به وقوع پیوسته در بینش معنوی ، فرشتگان ، روشن بینی و شنیدن ندای الهی ، همه پدیده هایی خارق العاده و دراواقع پلی بین این دو جهان اند . اگر چه همة اینها واقعیت دارند ، ولی در عین حال جزئی از نظام علت و معلول به شمار نمی روند . برای وجود معجزات و فرشتگان هیچ دلیل آشکاری نیست ، حتی بینش های معنوی هم ممکن است در هر مقطعی و بنا به دلایلی تأیید نشوند . ذهن منطقی ، سرسختانه و بر درک خود از بعد مادی جهان پای می فشارد . تصور نمی کنم ، قدیسان و عارفان تفاوت چندانی با مردمان عادی داشته باشند . وقتی به فضای ملموس و واقعی که درآن قرار داریم دقت کنیم ، مرحلة گذار ذهنی به نظر می رسد ، این مرحله ای است که حضور الهی حس یا مشاهده می شود . هر رویداد ذهنی باید در مغز رخ دهد ، چون برای هر تجربة ذهنی میلیون ها سلول عصبی مغز فعالیت می کنند . اینک جستجوی ما وارد مرحله ای شده است که وعده کرده بودیم : واکنش الهی : نور و حضور الهی هنگامی واقعیت می یابد که آن را به پاسخی ذهنی تبدیل کنیم . من این مرحله را « واکنش الهی » می نامم . بینش معنوی ، الهام و مکاشفه ای اتفاقی نیست . اینها به هفت رویدادی که در مغز رخ می دهد مربوط می شوند . این واکنش ها بسیار بیشتر از باورهای شما وجود دارند ، اما همة آنها باعث ارتقای باورهای شما می شوند و مانند پلی میان جهان مادی و ماورای طبیعی ، که ماده هستی خود را از دست میدهد و روح پدیدار می شود ، قرار می گیرد : واکنش جنگ یا گریز : واکنشی است که باعث می شود ما درمواجهه با خطر جان سالم به در ببریم . این واکنش به خداوند مربوط می شود ، زیرا می خواهد از ما محافظت کند . ما نیز به خداوند ایمان می آوریم چون می خواهیم باقی بمانیم . واکنش فعال : این واکنش ابتکار مغز برای کسب هوبت فردی است . علاوه بر میل به بقا ، هر فردی در پی نیازهای « من ، مال من » است . این واکنش ، غریزی است و از این جا است که خدای جدیدی به وجود می آید ، خدایی که توانا و قادر است و قوانین و اصول در دست اوست . ما به این خدا روی می آوریم چون به کسب کردن ، رسیدن و رقابت نیاز داریم . واکنش آگاهی غیر فعال : ذهن در حال فعالیت و استراحت ، وقتی به آرامش نیاز داشته باشد ، واکنش آگاهی غیر فعال را بروز می دهد . تمام بخش های مغز به طور متناوب در حال کار و آرامش است . جانشین آسمانی آن خدایی است که به ما آرامش می بخشد . او در لابه لای همة کارها و امور دنیایی به ما آرامش می بخشد ، ما را متوجة خدا میکند ، چون می خواهیم امور دنیای مادی « در این گیرو دار و کشاکش بی پایان » ما را غافل نکنند . واکنش شهودی : ذهن در پی کسب آگاهی است ، « هم از درون و هم از بیرون . » دانش بیرونی ، عینی است ، اما علم درونی ، شهودی است . خدایی که به این واکنش پاسخ می گوید خدایی فهیم و بخشنده است . ما به او نیاز داریم تا بر حق بودن دنیای درونی ما گواهی بخشد . واکنش خلاقه ک مغز انسان توانایی ابداع چیزهای جدید و کشف واقعیت های نوین را دارد . این نیروی خلاقه در ظاهر منشأ خاصی ندارد ، تنها پدیده ای ناشناخته است که ناگهان منجر به ظهور فکری جدید ، می شود . ما به آن الهام می گوییم و نقطة مقابل آن ، پروردگاری است که جهانو جهانیان را از نیستی خلق می کند . ما در گریز از سر گشتگی های مان از زیبایی و پیچیدگی های متداول هستی ، به او پناه می بریم . واکنش اسرارآمیز : مغز به طور مستقیم با « بور » ارتباط برقرار می کند . همان شکل ناب آگاهی که در ما احساس شادمانی و موهبت پدید می آورد . این پدیده به شکلی مرموز متجلی می شود و خالق آن بسیار والا و متعالی است . او شفا می دهد و معجزه می کند . ما به این بعد خداوندی نیاز داریم تا اثبات کنیم ، که نیروهای ماوراء الطلبیعه در کنار واقعیت های ملموس و روزمرة مادی ، حضور دارند . واکنش مقدس : مغز از سلولی بارور شده ، که هیچ پدیده ای چون نغز در آن نبوده و فقط ذره ای از حیات درآن بوده است به وجود آمده . اگر چه میلیادرها سلول عصبی از همان ذرةحیات منشأ یافته ، اما از نظر سادگی و بی آلایشی به همان شکل بکر و اولیه بوده اند . در برابر این واکنش خدایی ناب و خالص حضور دارد که جز خیر نمی خواهد . ما به اونیاز داریم ، چون بدون این سرچشمة پاکی و نیکی ، وجود ما بی پایه و اساس می شود . این هفت واکنش در سفربی پایان انسانیت برای مان ضروری و مفید هستند و بناهای استوار دین را تشکیل می دهند . در مقایسة دو ذهعن با یکدیگر ، برای مثال موسی و بودا ، مسیح و فروید ، سن فرانسیس و مائو ، هر کدام از آنها دیدگاهی را نسبت به واقعیت مطرح می کنند وخدایی را متناسب با آن می ستایند ومی پرستند . هیچ کس نمی تواند خدا را فقط مختص به خود بداند . ما به تعداد تجربه های انسانی گوناگون ، اندیشه وباوی داریم . بی دینان نیاز به خدای خود دارند ، خدایی که حضور و وجود ندارد ، در حالی که در سوی دیگر پروردگار عرفان قرار دارد ، خدایی که عشق ناب و نور مطلق است . فقط مغز می تواند این دامنة گستردة خدایان را به خود جای دهد . ممکن است بی درنگ بگویید که این ذهن آدمی است که خدایان مختلفی درست می کند ، نه فقط مغز . من کاملاً با شما موافق ام ، اما در گذر زمان ذهن در خلق تمام این مفاهیم مقدم بر مغز عمل می کند . در حال حاضر مغز برای ما تنها راه مشخص ورود به ذهن است . در فیلم های کارتونی وقتی شخصیت فیلم فکر ، بکری می کند ، لامپ بالای سر او روشن می شود ، اما در زندگی واقعی این طورنیست . ذهن ، بدون مغز به همان اندازة خدا ناپیدا و نادیدنی است . هفت مرحلة کامیابی مرحلة ا : واکنش جنگ یا گریز مرحله ۲ : واکنش فعال مرحلة ۳ : واکنش آگاهی غیر فعال مرحلة ۴ : واکنش شهودی مرحلة ۵ : واکنش خلاقه مرحلة ۶ : واکنش اسرار آمیز مرحلة ۷ : واکنش مقدس درک این نکته ، بسیار مهم ، است ، که روح همواره درجریانی پیوسته درگیر است . در هزارتوی ناپیدای روح بسیاری از رازها معنا می یابد . مثلاً این جملة معروف از وادها را درنظر بگیرید : « آنها که آن را دریافتند لب از سخن فرو بستند و آنها که لب به سخنن گشودند هیچ از آن نیافته اند » . در این جا راز در واژة « آن » پنهان است . اگر « آن » به معنای نوعی مکاشفه و شهود باشد ، ما در تمام زندگی تلاش می کنیم تا به فردی که به « آن » یقین دارد ، ایمان بیاوریم . اما اگر « آن » به معنا مکانی معود باشد ، آدمی توانایی رسیدن به آن را دارد ، یأس و ناامیدی بی معناست . بدون تردید آن مکان را خواهید یافت . « دربارة آن حرف نزنید ، پیش بروید ! » باید توصیة معقولی باشد . ۴هفت مرحلة معجزه مرحلة ۱ : واکنش جنگ یا گریز مرحلة ۲ : واکنش فعال مرحلة ۳ : واکنش آگاهی غیر فعال مرحلة ۴ : واکنش شهودی مرحلة ۵ : واکنش خلاقه مرحلة ۶ : واکنش اسرار آمیز مرحلة ۷ : واکنش مقدس
رسیدن به آنچه می خواهید
خدا نام دیگری برای آگاهی نامتناهی است . برای به دست آوردن هر خواسته ای در زندگی بخشی از این آگاهی لازم است و باید به کار گرفته شود . به عبارت دیگر خدا همیشه حاضر است . هفت واکنش ذهن انسان راه هایی برای جذب جنبه های الهی هستند . هر مرحله از کامیابی ، حقیقت الهی را درهمان مرحله به اثبات می رساند .
از طریق خانواده ، اجتماع ، حس تعلق و آسایش های مادی احساس کامیابی می کنید .
کسب موفقیت ، قدرت و مقام ، تأثیر بر دیگران و رضایتمندی های نفسانی دیگر به شما احساس کامیابی می بخشد .
با آرامش ، تمرکز ، پذیرش فردی و آرامش درونی به کامیابی می رسید .
بینش ، همدلی ، رفع نیاز دیگران و بخشش سبب کامیابی شما می شوند .
با الهام ، خلاقیت در هنر یا دانش ، اکتشاف و نوآوری به کامیابی حاصل می شود .
کامیابی شما با فروتنی ، عاطفه ، ایثار و فداکاری و عشق همگانی حاصل می شود .
شما با رسیدن به کمال و یگانگی با خداوند با کامیابی می رسید .
معجزة آشکار شدن نیرویی وراء حواس پنج گانه است . هر چند تمام معجزات در مرحلة گذار روی می دهد ، اما در هر سطحی متفاوت است . به طور کلی معجزات بعد از واکنش چهارم و پنجم ذهن بسیار « فراطبیعی » می شوند . هر معجزه ای با روح رابطه ای مستقیم دارد .
معجزه ها شامل ، سالم ماندن از خطرهای بزرگ ، نجات یافتن از مرگ حتمی و محافظت های الهی می شود .
معجزه ها شامل نوآوری های خارق العاده ، موفقیت ، مهار جسم و ذهن می شود .
معغجزه ها شامل : همزمانی ها . توانمندی های زاهدانه ، پیش آگاهی غیبگویی ، احساس حضور خداوند و فرشتگان می شود
معجزه ها شامل : ارتباط ذهنی ، ادراک فراحسی ، آگاهی از گذشته یا آینده و قدرت پیشگویی می شود .
معجزه ها شامل : الهام الهی ، نبوغ هنری ، احساس کامیابی و سهولت دستیابی به خواسته ها ( برآورده شدن آرزوهای فرد ) می شود .
معجزه ها شامل : شفا بخشی ، تغییر و تحول های مادی ، تجسم و ادراک ماوراء الطلیعه و کارهای خطیر فراطبیعی می شود .
معجزه ها شامل : شواهد درونی ، کرامات و اشراق می شود .
funpatogh . com