مد و آرایش

لادن مستوفی

نام: لادن مستوفی

تاریخ تولد: ۱۳۵۱

همسر: شهرام اسدی (کارگردان سینما)

………………………………………..

بازی اش در فیلمهای روز واقعه، ماه و خورشید و طوفان چندان امیدوار کننده نبود. اما پس از چند سال او در فیلم دختری به نام تندر بازی زیبایی ارائه داد.

………………………………………..

لینک مرتبط:

بهترین های سال ۱۳۸۰

funpatogh . com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سروش صحت

    نام: سروش صحت

    تاریخ تولد: ۱۳۴۴

    ………………………………………..

    با نویسندگی و بازی در مجموعه طنز « جنگ ۷۷ » خوش درخشید. بازی روان و راحت او در سری دوم مجموعه تلویزیونی « داستان یک شهر » او را به عنوان بازیگری توانا مطرح کرد و بازی متفاوت اش در فیلم « نان، عشق و موتور هزار » از او چهره ای ماندگار ساخت. سروش صحت در ضمن یک نویسنده خوش قریحه نیز هست.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ده نمکی: اخراجی‌های ۲، تازه هزینه خود را درآورده است

    سالنهای سینما در دو هفته‌ اول سال روزهای پررونقی را پشت سر گذاشتند. اخراجی‌های ۲ به کارگردانی مسعود ده‌نمکی، که در ایام عید نوروز به روی پرده سینما رفت رکورد جالبی از خود به جای گذاشت و توانست از مرز سه میلیارد تومان بگذرد. قسمت اول این فیلم نیز که با استقبال چشمگیری همراه شده بود بهانه‌ای شد تا کارگردانان و دست‌اندرکاران فیلم تشویق به ساخت و تولید قسمت دوم بگیرند. این در حالیست که برخی منتقدین بر این باورند که قسمت دوم این فیلم نتوانسته رضایت مخاطب را برآورده کند و فیلم دچار یکنواختی شدیدی است.

    در این خصوص، مسعود ده‌نمکی کارگردان پر خبر و پر حاشیه فیلمهای اخراجی‌های ۱و ۲ در گفتگو با خبرنگار«فردا»، با ابراز خرسندی از استقبال بی‌سابقه مردم از یک فیلمی که برای دفاع مقدس ساخته شده گفت: استقبال مردم از این فیلم بسیار بی‌سابقه است. بیش از دو میلیون نقر از این فیلم دیدن کردند. نوع استقبال همه را حیرت زده کرد. از دید من این فیلم توانسته یک حس غرور ملی در مردم ایجاد کند و وحدت ملی در مردم دوباره زنده شود. خود من شخصا در سینماها بعد از اتمام فیلم شاهد خوانده شدن سرود ملی بودم و این برای من بسیار افتخارآمیز است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بهروز وثوقی

    نام: بهروز وثوقی

    تاریخ تولد: ۱۳۱۶

    همسر سابق گوگوش (فائقه آتشین)

    برادر چنگیز و شهراد وثوقی (بازیگران سینما)

    ………………………………………..

    - فعالیت در زمینه دوبله (۱۳۳۷)

    - فعالیت در زمینه تئاتر (۱۳۵۶)

    - مهاجرت به آمریکا (۱۳۵۹)

    شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود. او از سال ۱۳۳۷ با بازی در فیلم « طوفان در شهر ما » به سینما‌ آمد و تا سال ۱۳۴۷ در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی کافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در « قیصر » پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.

    بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در کارنامه هنری دارد:

    قیصر، طوقی، داش آکل، تنگسیر، بلوچ، بت و …

    بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای « گوزنها » (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۴) و « سوته دلان » (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.

    وثوقی در سال ۱۳۵۹ ایران را برای همیشه ترک کرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی کرد.

    همکاری بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی در هفت فیلم، هفت بازی بشدت متفاوت در کارنامه وثوقی بر جای گذاشت. 

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتگو با نفیسه روشن

    متولد اردیبهشت سال ۱۳۶۱ شهر تهران، محله بهار شیراز که هنوز در این محل ساکن هستیم. تک دختر خانواده و فرزند بزرگ هستم و دو برادر دارم. میلاد که لیسانس کارگردانی دارد و مسعود که سال اول رشته فیزیک است. پدرم هم بازنشسته نظامی است.

    تحصیلات: در مصاحبه‌های اولم می‌گفتم که چه لیسانسی دارم، اما بعدها همه به من می‌گفتند لیسانس تو چه ارتباطی به بازیگری دارد! از این رو سعی می‌کنم که دیگر نگویم در چه رشته‌ای لیسانس گرفتم! اما تحصیلاتم را در دانشگاه آزاد به اتمام رساندم.

    بازیگری: پدرم در ابتدا مخالفت می‌کرد که این هم عادی بود، اما همایون شهنواز کارگردان سریال دلیران تنگستان و روزهای به یاد ماندنی، پسر دایی مادرم بودند، و از آنجا که مادرم در یک خانواده هنری زندگی می‌کرد، مشوق من بود…

    بهترین تفریح: رانندگی را عاشقانه دوست دارم.

    موسیقی: پاپ را دوست دارم و به گروه آریان علاقه زیادی دارم، اگر هم وقت کنم به کنسرت‌ می‌روم.

    گل: گل رز قرمز را دوست دارم.

    آدم پر مصرفی هستی یا کم‌مصرف؟ پرمصرف هستم، در زمستون آنقدر بخاری را زیاد می‌کنم که پنجره‌ها را باز می‌کنم و در تابستان هم اتاقم را آنقدر سرد می‌کنم که زیر پتو می‌خوابم… به طور کلی تلفن و برق زیاد مصرف می‌کنم!

    رنگ مورد علاقه: آبی فیروزه‌ای.

    بهترین فیلم سینمایی: عروس. زمانی که ۹ سالم بود، و کلاس سوم دبستان بودم با مادرم سه بار به سینما رفتم تا این فیلم را ببینم.

    بهترین سریال تلویزیونی: میوه ممنوعه.

    به جز ماه عسل: در ایام عید چون سرکار سریال بازپرس بودم، نتوانستم سریال‌های تلویزیونی را ببینم ضمن اینکه به مسافرت هم نرفتم، چون بهترین جا تهران بود که در سکوت و آرامش به سر می‌برد.

    آرزوی سال ۸۸: بتوانم در جشنواره فجر یک فیلم برای اکران داشته باشم.

    برنامه‌ریزی: شدیدا اهل برنامه‌ریزی هستم، دفترچه یادداشت کوچکی دارم که سعی می‌کنم برنامه‌هایم را در آن بنویسم و به زمان خیلی اهمیت می‌دهم… درست مثل امروز. گفتم راس ساعت ۳۰/۱۲ می‌آیم که آمدم (نهم فروردین)

    چه کاری را به سال ۸۸ واگذار کردید؟ هیچی، کار ناتمامی ندارم.

    کارتون: در دوران کودکی کارتون سرندپیتی را دوست داشتم.

    بهترین سکانس ماه عسل: سکانسی که من و خانم ولدبیگی در حیاط بودیم و او در حال بافتن بود که فی‌البداهه از واژه «قلاب» استفاده کرد. آن سکانس به دلم نشست.

    دیالوگ: شخصیت شیرین و تمام دیالوگ‌هایم را دوست داشتم.

    به جز شیرین: نقش خودم را دوست داشتم، چون ۸۰ درصد به اتفاق‌های زندگی‌ام نزدیک بود!

     ازدواج: در شرف ازدواج هستم، هنوز تاریخ ازدواجم مشخص نیست و در حال حاضر نامزد هستیم.

    آشنایی: خیلی اتفاقی آشنا شدیم. من به دنبال طراحی سایتم بودم که یکی از دوستانم مازیار را معرفی کرد، او مهندس کامپیوتر است و این شد که یکدیگر را برای زندگی مشترک انتخاب کردیم.

    آغاز زندگی مشترک در خانه اجاره‌ای: تا حالا بهش فکر نکردم.

    مهریه: به نیت نام حضرت علی(ع)، ۱۱۰ سکه.

    قیافه: برای من که فرقی ندارد، اما این سوال را که قیافه چقدر در انتخاب مازیار نقش داشته را باید از خودش بپرسید.

    همسرتان مخالف کار شماست؟ نه، خوشبختانه! همیشه مرا راهنمایی هم می‌کند. مثل مادرم خیلی صبر دارد. مثلا ۴۰ روز برای «ماه عسل» در رامسر بودم و او هم دوری من را تحمل کرد.

    فامیل: با مادربزرگم (مادری) خیلی راحت هستم، یک جورایی همیشه «پا» بود! و هر تصمیمی که داشتم به من انرژی می‌داد.

     چرا رانندگی ایرانی‌ها خطرناک است؟ به خاطر رعایت نکردن حقوق دیگران به نظر می‌آید باید زور پلیس و جریمه‌های سنگین باشد تا مردم درست رانندگی کنند.

    ساعت ۲ نیمه شب از چراغ قرمز در خیابان خلوت رد می‌شوی؟ می‌ایستم چون درصد تصادفات در شب بیشتر است.

    مهم‌ترین دلیل مرگ ایرانی‌ها چیست و چرا؟ ایست قلبی. چون زیاد حرص می‌خورند! (می‌خندد) چون صبر ندارند، وقتی صبر نباشد، عجول می‌شوند و بعد هم عصبانیت!

    اتومبیل مورد علاقه؟ «بی‌‌.ام.‌و» را دوست دارم.

    بهترین دوست دوران کودکی: شیما شریفیان که در حال حاضر هم با هم ارتباط داریم.

    آخرین کتابی که خواندی؟ صد سال تنهایی اثر مارکز.

     تقلب: دوران دبستان اهل تقلب بودم! یک بار هم معلم کلاس دوم ابتدایی تقلب مرا گرفت. (می‌خندد). «هر کس نکند تقلب امروز، او بی‌هنر است نه دانش‌آموز»

     صف را رعایت می‌کنی؟ بله در صف می‌ایستم، چون دوست ندارم حرمت کاری‌ام از بین برود و بگویند سوءاستفاده می‌کنم.

     بازیگران زن قدیمی: خانم نادره را خیلی دوست دارم، آن هم به خاطر مادربزرگم…

     ورزش: فوتبال را دوست دارم، شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید در سال ۷۹، عضو تیم فوتسال بانوان حجاب بودم و سه سال این ورزش را ادامه دادم. پیست کارتینگ زیاد می‌روم، زمانی هم در ابتدای تشکیل تیم والیبال بانوان هنرمند، عضو آن بودم.

     سفر خارج: تاکنون سفر خارج نرفتم! دوست دارم به ایتالیا بروم و شهر رم را ببینم.

     مهم‌ترین اتفاق سال ۸۸: انتخابات ریاست جمهوری.

     چت: اهل آن نیستم، اما اهل گشت و گذار در اینترنت هستم .

     جراحی بینی: خیلی مخالفم (با لحن خاصی)، چون پول دور ریختن است! حال اگر دلیل پزشکی داشته باشد، بهانه خوبی است، اما می‌بینیم که این عمل مد شده، حتی بعضی‌ها بینی قشنگی دارند، چند هفته‌ای از خانه بیرون نمی‌آیند و حتی چسب روی بینی خود می‌زنند که مثلا… ما عمل کردیم!؟

     سال تحویل: خانه بودم، چون دو سال در برنامه‌های و پخش زنده تلویزیونی بودم، امسال تصمیم گرفتم کنار خانواده باشم.

     عیدی خوب: همیشه اولین و بهترین عیدی را از مادر بزرگم به عنوان دشت اول از لای قرآن گرفتم.

     می‌دانید سال ۸۸ با جمعه‌ها چقدر تعطیلی داریم؟ نه.

     نزدیک صد روز! عجب، این تعطیلی‌ها راندمان کار را پایین می‌آورد. انگار که پشت‌مان باد می‌خورد…

     محمد مطیع: در ماه عسل در نقش پدرم بود. خیلی خوشحالم که با او کار کردم چون خاطره سریال پربیننده «سلطان و شبان» را برای من تداعی می‌کرد. او سال‌ها در خارج از کشور زندگی می‌کرد و به تازگی به ایران بازگشته و اتفاقا خیلی هم پرکار ظاهر شده است. او از جمله بازیگران حرفه‌ای سینمای ایران است. خاطره‌ای هم با ایشان دارم. محل فیلمبرداری ما خانه‌ای در رامسر بود که باغ بزرگی از درختان پرتقال و نارنگی در آن وجود داشت، تا سکانس‌ یا پلان تمام می‌شد از میوه‌ها می‌خوردیم. حتی صاحب باغ هم گاهی اوقات اعتراض می‌کرد.

     شاهد احمدلو: کارگردان بسیار جوان و صبور. او می‌دانست که از بازیگران چگونه استفاده کند، از این کارگردان‌های جوان و جو زده نبود که بخواهد سر بازیگرانش فریاد بزند.

     آخرش چی می‌شه؟ فکر نمی‌کردم که «ماه عسل» تا این حد پرطرفدار شود. اینکه مردم در ایام عید در دید و بازدید و مسافرت هستند و شاید تلویزیون نبینند. چند روز پیش پشت چراغ قرمز بودم که خانواده‌ای شیشه اتومبیل را پایین کشیدند و از سریال ماه عسل تشکر کردند.

     شیرین و نفیسه: همان طور که گفتم شیرین و نفیسه روشن، کاراکتر و زندگی شخصی آنها خیلی شبیه هم بود. از طرفی خانم فلورا سام که به جز بازیگر، نویسنده هم بودند در داستان مرا دانشجوی حقوق معرفی کرده بود. به او گفتم شما می‌دانستید، من حقوق اسلامی خواندم؟ که گفت نه…! (نفیسه روشن، سرانجام رشته تحصیلی خود را لو داد!) خیلی بامزه بود، که گویا این نقش را برای من نوشته بودند. از این رو خیلی زود با شیرین انس گرفتم. انگار که زندگی خصوصی خودم است.

     سوژه‌های عاطفی: درباره تلویزیون مردم نظر می‌دهند، یعنی استقبال آنان است که باعث می‌شود، یک پروژه بگیرد. به نظر من، مردم سوژه‌های عاطفی و عشقی را بیشتر می‌پسندند، مثل نرگس، ترانه مادری یا میوه ممنوعه…

     بازپرس: کار جدیدم «بازپرس» است، کاری که قرار است از شبکه دوم پخش شود و تصویربرداری آن هشت ماه طول می‌کشد و در سال ۸۹ پخش می‌شود، من نقش یک تازه عروس فوق‌العاده عصبانی به نام «پری» را بازی می‌کنم و تجربه جدیدی برایم بود چرا که همیشه نقش‌های مظلوم را بازی می‌کنم. تصورم این است که تا پایان آذرماه درگیر «بازپرس» باشم.

     فیلم‌شناسی: اولین کارم مجموعه روزهای به یادماندنی در سال ۷۹ به کارگردانی همایون شهنواز بود، سپس روزگار قریب (کیانوش عیاری)، کلانتر ۲ (شاه‌محمدی)، تله فیلم‌های مسافر و آوای زمین، سریال سال‌های برف و بنفشه (سلطانی)، اغما (سیروس مقدم)، سریال داداشی و ماه عسل و در عرصه سینما تنها فیلم سینمایی «مادرزن سلام» کار «خسرو ملکان» در سال ۸۵ بود.

     سانسور هنرمندان: هنرمندان می‌ترسند که بدون سانسور حرف بزنند، چرا که بازخواست می‌شوند. گرچه خوشبختانه مطبوعات ایران به خودشان اجازه نمی‌دهند که به زندگی شخصی هنرمندان بپردازند. من خودم به عنوان یک بازیگر، گاهی اوقات از مردم فراری‌ام، چون رفتارهایی می‌بینم و حرف‌هایی می‌شنوم که ناراحت می‌شوم، برای مثال از نوع لباس پوشیدنت ایراد می‌گیرند، شاید من در محیط کارم موسیقی گوش نکنم، اما در زندگی شخصی‌ام، موسیقی دوست دارم یا در هنگام خرید شاهد بودم که در زمان خرید یک مانتو، چند تا خانم که مرا شناخته بودند، منتظر بودند، ببینند که من مانتوی گران‌قیمت را بر می‌دارم یا ارزان قیمت را… و من هم ناخودآگاه گران قیمت را خریدم. گاهی اوقات، فکر و رفتارهای عامه ما را از زندگی خصوصی‌مان جدا می‌کند. البته باید بگویم که مردم دوست دارند بدانند که هنرمندان چگونه زندگی می‌کنند… یک بار در مرکز خریدی بودیم، سه تا دختر خانم که مرا شناخته بودند، با موبایل از طبقه اول تا سوم در حال فیلم گرفتن از ما بودند! و همین مسئله باعث می‌شود که ما حواس‌مان بیشتر جمع شود. اگر بخواهم از گفته‌هایم نتیجه بگیرم باید عنوان کنم، وقتی که آزادی برای‌مان نباشد، ما هم مجبوریم بسته‌تر زندگی کنیم… یعنی نمی‌توانیم، آن طور که هستیم، خودمان را نشان بدهیم.

     با پارتی بازی، بازیگر شدی؟ اینکه همایون شهنواز پسر دایی مادرم بود صحیح، اما من در زمان دانشجویی‌ام، عضو تئاتر دانشگاه بودم. یک روز آقای سیروس کهوری‌نژاد را دیدم و از ایشان راهنمایی گرفتم. من از طرف آقای کهوری‌نژاد به آقای شهنواز معرفی شدم، که او هم گفت: بهتر است نفیسه بازی نکند، چرا که فردا حرف در می‌آید که او فامیل بازی راه انداخته است. اما دستیار ایشان به او می‌گفت که «نفیسه روشن» خود نقش است، نقش «رخساره» در سریال روزهای به یادمادنی….

     اگر شهنواز نبود: شاید دیرتر و کمی سخت‌تر وارد این حیطه می‌شدم، ایشان راه را برای من باز کرد.

     دستمزد: دستمزدها نسبت به سال‌های گذشته ده برابر شده است! در کارهای ابتدایی برای من دستمزد مهم نبوده چرا که سعی می‌کردم، خودم را نشان دهم و به ثبات برسم، اما در حال حاضر دستمزد من تثبیت شده است. گرچه باید بگویم گاهی اوقات آنچه را که روی آن حساب می‌کنی، به آن نمی‌رسی! مثلا در ماه سوم سال روی دستمزد حساب می‌کنی اما ماه نهم به تو پرداخت شود. به هر حال این هم جزو شرایط کاری ماست، اما در کل راضی هستم…

     اساس دستمزد: در واقع دستمزد بر مبنای سابقه کاری، پیشکسوت و چهره بودن در آن زمان است… یا اینکه نقش چندم فیلم یا سریال هستید. ضمن اینکه باید بگویم در حال حاضر هم فیلمنامه و هم دستمزد برایم مهم است.

     دوری از سینما: زمانی که خسرو ملکان کارگردان «مادرزن سلام»، فیلمنامه را به من داد، دختر وسطی خانواده نقش اصلی را ایفا می‌کرد. فیلم در رابطه با جریان ازدواج دختر وسطی است، اما متاسفانه هیچ وقت متوجه نشدم که خسرو ملکان چرا از ۴۵ دقیقه دوم فیلم، داستان را چرخاند و عجیب‌تر از آنکه در بیلبورد و عکس روی جلد CD تصویر و نام مرا نگذاشت! اما در تبلیغات مطبوعاتی همیشه تصویر و نام مرا از آنجا که یک چهره تلویزیونی‌ام، استفاده کرد! به همین خاطر دوست ندارم در سینما فعالیت کنم، چون دو بار دقیقه ۹۰ با اینکه قرارداد داشتم، نام من از فهرست بازیگران بیرون ماند و در «مادرزن سلام» هم که نام مرا حتی روی بیلبورد هم ننوشتند! پس ترجیح می‌دهم که در پروژه‌های تلویزیونی بازی کنم. متاسفانه در سینما جایی برای شکایت نیست، اما حداقل در تلویزیون می‌دانی که اگر اعتراض داشتی می‌‌توانی به مدیران شبکه مراجعه کنی. جا دارد از مدیریت خوب آقای ضرغامی هم در چند سال اخیر به عنوان رئیس سازمان تشکر کنم. وقتی که ناراضی بودم سرگروه‌ها، مشکلاتم را حل کردند.

     در سینما مافیا هست: من زیاد در حیطه سینما نبودم تا در این مورد اظهارنظر کنم، اما به عنوان یک بیننده وقتی که بیلبوردهای سینمایی را می‌بینم، کاملا مشخص است که یک کارگردان معمولا با بازیگران ثابت طی چند سال کار می‌کند و ناخودآگاه این موضوع برای یک بیننده تداعی می‌شود که پشت پرده خبرهایی است!؟ اما وضعیت در تلویزیون عادلانه است.

     چرا شبکه دو: نه این طور نیست، بلکه به طور تصادفی در سریال‌های مناسبتی ماه رمضان ۸۷ و نوروز ۸۸، سریال‌هایی مثل هیچ کس و ماه عسل، هر دو پیشنهاد از شبکه دو بود، فقط همین.

     سینما چه زمانی؟ چون با کار خسرو ملکان خاطره خوبی از سینما ندارم، منتظرم تا یک نقش خوب به من پیشنهاد شود تا حرفی برای گفتن داشته باشم و دیده شوم و سرانجام کاندیدای سیمرغ شوم که نمی‌دانم این اتفاق چه زمانی می‌افتد…

     با نشریات مشکل داری: من با تعد‌ادی از مطبوعات مشکل دارم چرا که حرف‌هایم را برعکس، چاپ یا آن طوری که خودشان دوست داشتند چاپ کنند، چاپ کردند… از این رو تصمیم گرفتم که کمتر مصاحبه کنم… نشریه‌ای من و مادرم را دعوت کردند تا به دفتر آنها برویم… اما نه تنها آن تصویر را روی جلد نگذاشتند بلکه حتی یک تیتر هم از آن مصاحبه چاپ نکردند! تصور نکنید که دوست دارم تصویرم را روی جلد چاپ کنند، نه! اما از ابتدا راستش را بگویند که گفتگو با شما برای صفحات داخل مجله است. به هر حال صداقت در هر کاری مهم است… یا مجله‌ای که خیلی دوستانه وارد روش فکری من شد و من هم خیلی صادقانه به آنها پاسخ دادم، در صورتی که در جامعه هنری بازخواست شدم که چرا این حرف‌ها را زدم، در صورتی که آنان باید با من چک می‌کردند.

     رابطه دو طرفه: من جایی مصاحبه داشتم و راس ساعت آنجا بودم، اعضای تحریریه تعجب کردند که معمولا بازیگران سر قرار خوش قول نیستند، می‌خواهم بگویم که رابطه هنرمندان و مطبوعات باید دو طرفه باشد…

     کلاس بیهوده: من به عنوان بازیگر، رفتارهایی از نوع کلاس‌های الکی و بیهوده را دوست ندارم. به نظر من این آدم‌ها یک جایی کم هستند، یک جایی خالی هستند و چون کم هستند فرار می‌کنند، اما کسی که روراست است و شیله پیله‌ای ندارد، از این کارها نمی‌کند… به نظرم این دسته از افراد باید ابتدا کلاس و پرستیژ را برای خودشان تعریف کنند، که چه کارهایی را باید انجام دهند که بشوند یک فرد با کلاس، یعنی مدل پوشش و رفتار و مو… بعضی‌ها فکر می‌کنند کارهای الکی کردن و بی‌برنامه بودن یک «تریپ» است که در نهایت این نوع کلاس گذاشتن باعث از بین رفتن آنان می‌شود…

     سوپراستار: ویژگی‌های سوپراستار این است که هم در کارش خیلی حرفه‌ای باشد و هم در رفتار با مردم حرفه‌ای عمل کند، گرچه شرایط سینمای ما با هالیوود تفاوت دارد، سوپراستار در هالیوود معنای دیگری دارد، اما در ایران امنیت بیشتری دارد و شاید به این خاطر است که آنان در هالیوود هواپیمای شخصی یا اتومبیل ضدگلوله دارند!

    با تمام شرایطی که گفتم هنرمندان در ایران برخلاف اروپا و آمریکا راحت‌تر زندگی می‌کنند…

     روی جلد نشریات: یک زمان یک بازیگر در یک سریال یا پروژه سینمایی موفق می‌شود و نشریات به سراغ او می‌آیند و ممکن است هم‌زمان چند نشریه تصویر او را روی جلد چاپ کنند. یک زمانی هم است که یک عده از بازیگران هیچ‌گاه از ذهن علاقه‌مندان به هنر خا

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس:هنرپیشه معروف اختلاف سن بامادرش ۱۴سال.. ***

     

    بیوگرافی حمید گودرزی

    hamid.jpg

    نام : حمید گودرزی

    سال تولد : ۲/۹/۱۳۵۶

    محل تولد : تهران

    در یک خوانواده ۴ نفری زندگی میکرد .متاهل است.بامادرش ۱۴ سال اختلاف سنی دارند. یک خواهر دارد که گرافیک خوانده ولی عشق وکالت دارد.پدرش تاجر فرش و مادرش خانه دار است.هم پدر و هم مادرش با بازیگر شدن او مخالف بودند.

    در ۲۰ شهریور ۱۳۸۳ ازدواج کرد.با همسرش رو راست است.در زندگی متعصب است او ۱۰۰ در صد مخالف فعالیت هنری همسرش است.او حتی دوست ندارد یک نفر همسرش را ببیند.

    به خاطر بازی در سریال کمکم کن مدتی دچار افسردگی شد.هیچکس در دنیا مادرش نمیشود.

    عاشق پاریس است.به موبایل علاقه ی زیادی دارد.

    علاوه بر بازیگری تجارت فرش و شکلات هم می کند.از شهرت و سوپر استار شدن متنفر است.

    آرامش را با دو عامل سلامتی و ثروت معنی می کند

    با شرکت درسا برای تبلیغات قرارداد ۱۸ ماهه دارد

    عاشق بازی در نقش دیوانه و معلول است.به شدت به تیم استقلال علاقه دارد.ورزش شنا و بکس و تنیس و بدنسازی علاقه دارد.

    همسر حمید خانه دار است و با فعالیت هنری حمید مخالف است.(به هم می خورن دو تاشون با فعالیت هنری اون یکی مخالفن)اما حمید مقید است نمازش قضا نمی شه تو آرزو هاش سلامتی را فراموش نمی کنه.عاشق دعا و نماز است.به نظر او انسان بدون دعا و معنویت به ابتذال و تکرار میرسه.

    هنگام خرید به شدت اهل چانه زنی است و وقتی موفق میشه مثل این است که کار بزرگی انجام داده است.

    وابستگی شدید به خانواده و همسرش دارد و حتی هنگام مسافرت با او در تماس است.

    پیانو و ساکسیفون را دوست دارد.به شدت علاقه به کادو دادن و کادو گرفتن دارد

    از این که بعضی از هنرمندان ازدواج خود را از مردم و طرفدارانشون پنهان می کننند متاسفه و معتقد اون ها ضعف فرهنگی دارند.

    خودش مشوق اصلی خودش بوده است

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • افسانه بایگان

    نام: افسانه بایگان

    تاریخ تولد: ۱۳۴۰

    مدرک تحصیلی: پنجم ادبی.

    ………………………………………..

    شروع فعالیت از سال ۱۳۵۱ با فیلم کوتاه بوق.

    با بازی در مجموعه تلویزیونی سربداران (۱۳۶۳)، ایفای نقش مقابل دوربین را تجربه کرد و پس از آن بلافاصله به سینما راه یافت. او در دهه شصت پرکارترین بازیگر زن سینما بود.

    - نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن در نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم دو فیلم با یک  بلیط (۱۳۶۹)

    - دیپلم افتخار بازیگر نقش اول زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم خواهران غریب (۱۳۷۴)

    - کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین برای بازی در فیلم کافه ستاره از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • حمید جاوید : گلزار لیاقت من را نداشت

    دوست و شریک سابق گلزار می گوید وی لیاقت کارهایی را که برایش کرده است نداشته اســت!

    FunPatogh.Com Community For Persians

    حمید جاوید، آرایشگر و شریک سابق محمدرضا گلزار، از این بازیگر گلایه می کند و می گوید: دیگر به مدل موهای محمدرضا گلزار کاری ندارم.

    بنابرگزارشی که “ایران دخت” منتشر کرده است روزهایی که گلزار هنوز به شهرت نرسیده بود حمدرضا گلزار زمانی به آرایشگاهی می‌رفت که حالا خیلی از چهره‌های سینمایی و ورزشی برای اصلاح‌موی سر به آنجا می‌روند. آن آرایشگاه متعلق به حمید جاوید بود که درست سرکوچه این سوپراستار برپا بود.

    این نشریه در ادامه می نویسد: بعد از این ماجرا صاحب آرایشگاه به واسطه گلزار با بازیگران زیادی آشنا شد که آنها کم‌کم به مشتری آرایشگاه تبدیل شدند. اما این موضوع هم به دوستی گلزار و جاوید صدمه‌ای نزد و حتی آنها به فکر شراکت افتادند. آنها در خیابان گاندی آرایشگاهی افتتاح کردند که در حال حاضر بسیاری از چهره‌های ورزشی و سینمایی به آنجا می‌روند.

    اما ظاهرا اختلاف این دو از آنجا شروع می شود که جاوید به فکر افتتاح آرایشگاه بزرگتری می افتد.

    جاوید که وارد شرح جزئیات اختلاف خود با گلزار نمی شود در این خصوص می گوید: «خیلی وقت بود که با او کار می‌‌کردم. او می‌دانست که می‌خواهم یک مکان بزرگتر برای آرایشگر در نظر بگیرم. ولی یک کارهایی کرد که مناسب نبود.»

    وی در ادامه می افزاید: «12 سال کارهایش را انجام دادم. موهایش زمانی که بلند بود، ۴ ماه وقت برای کوتاه کردن موهایش اِتود زدم. بعد همه دیدند که چه مدل موی خوبی درآمد و به محبوبیتش لطمه‌ای وارد نشد. اما حالا می‌فهمم که گلزار لیاقت این کارها را نداشت.»

    شریک سابق گلزار در ادامه می گوید: «به نظرم ایشان به درد این سیستم نمی‌خورد. یعنی گلزار لیاقت این کارها را ندارد. او نمی‌تواند در یک همچین دنیایی زندگی کند. نمی‌تواند ایده‌آلیستی باشد و دیدید که بعد از اینکه با هم قطع رابطه کردیم، افت کرد. در فیلم «مجنون لیلی» دیگر من کاری به مدل موهایش نداشتم و به نظرم خیلی تغییر کرده و خوب نبود. تا حالا سکوت کردم، ولی الان می‌خواهم از حقانیت خودم دفاع کنم.»

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چکامه چمن ماه

    نام: چکامه چمن ماه

    تاریخ تولد: ۱۳۵۹ – تهران

    مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل هنرستان  استاد شهریار در رشته مجسمه سازی.

    ………………………………………..

    با بازی در فیلم بودن یا نبودن ساخته  کیانوش عیاری، بازی در سینما را تجربه کرد و بعد از آن در چند فیلم ظاهر شد. اما تا به حال نتوانسته خودی نشان بدهد.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • روی خوانندگی حساب باز نمی کنم !

    فرزاد فرزین از جمله
    خوانندگانی است که با سبک و سیاق جدیدی وارد موسیقی پاپ شد و توانست طی این مدت،
    برای صدایش طرفدارانی پیدا کند… سال ۸۷، برای فرزاد سال خوبی بود. او می‌گفت: پس
    از چند سال توانستم آلبوم «شوک» را روانه بازار کنم و خوشحالم که مورد استقبال قرار
    گرفت. با فرزاد فرزین خواننده خوش صدای کشورمان به گفتگو نشستیم که ماحصل آن را در
    آستانه سال ۸۸ خواهید خواند. البته همان طور که می‌دانید فرزاد فرزین  در حال حاضر
    «خواننده – بازیگر» است. فیلم پسران آجری او را که به یاد دارید؟! بازی در کنار
    پوریا پورسرخ، ب?نوش طباطبایی و مارال فرجاد فرجاد…
    فرزاد فرزین بچه چندم
    خانواده است؟
    فرزین: من بچه دوم خانواده هستم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش