اقرار دشمن به فضل امام جواد (علیه السلام)
ریان بن شبیب روایت کند: همین که مامون اراده کرد دخترش ام الفضل را به همسرى امام جواد علیه السلام در آورد، خبر به عباسیان رسید و بر آنها گران آمد و آن را عملى پر خطر شمردند و ترسیدند که ماجراى امام رضا علیه السلام دوباره تکرار شود. پس نزدیکان و خویشان مامون جمع شدند، و او را گفتند: تو را به خدا قسم ، اى امیرالمؤمنین ! از این امر که قصد نموده اى ، صرف نظر کن ! و دخترت را به عقد کسى از خاندان خود که شایستگى دارد، در آور!
مامون به ایشان گفت: درباره آنچه که بین شما و آل ابى طالب وجود دارد، باید گفت که شما، خود سبب آن بوده اید و اگر انصاف مى داشتید، در مى یافتید که آنان از شما سزاوارترند. و چنین عملى قطع رحم است و پناه بر خدا ! به خدا سوگند! از این که رضا را ولیعهد خویش ساختم پشیمان نیستم !

شیعیان به طور عام خصوصاً علویان که امامان شیعه در رأس آنها بودند، در عصر خلفاى بنى امیه و عصر خلافت منصور و مهدى عباسى، در بدترین حالت به سر مىبردند، و قیامهاى شیعى یکى پشت سر دیگرى توسط دستگاه حاکم سرکوب مىشد. و به طور کلى شیعه بودن جرم بزرگى بود که به واسطه آن، کشتن و زندان و مصادره اموال و ویرانى خانههاى شیعیان، براى دستگاه خلافت امر مشروع و قانونى بود، و امامان شیعه نیز در حال تقیه به سر مىبردند، و ارتباطهاى سیاسى با شیعیان به شکل پنهانى انجام مىگرفت. اما بعد از امام کاظم علیه السلام که فعالیتهاى سیاسى زیر پرده امامان علیهم السلام کم کم به ثمر مىرسید، شیعه توانست ابراز وجود نماید و جمعیتشان رو به فزونى گرفت. پس از گذشت سالیان درازى که شیعیان نمىتوانستند در مورد امامت امامان ابراز عقیده نمایند، هم اکنون عظمت و منزلت ائمه علیهمالسلام نزد مردم تا بدان جا رسیده بود که خلفاى عباسى دیدند، نمىتوانند به طور علنى و بىپرده عواطف مردم را برانگیزند، و احساساتشان را جریحهدار سازند و به ائمه علیهم السلام آسیب برسانند و از طرف دیگر نمىتوانستند امامان را به حال خود واگذارند، تا آزادانه و مطابق خواست و اراده خود هر چه مىخواهند بکنند، از این رو مناسب دیدند در برابر امامان، سیاست جدیدى اتخاذ نمایند. 




عمر مبارک امام رضا (علیهالسلام) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ، سال ۱۹۵ هجری را نشانه میرفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .